تاریخ انتشار: ۱۸:۰۰ - ۱۰ تير ۱۴۰۵

داستان زندگی پر فراز و نشیب جوسلین خویری؛ زنی که از جنگ داخلی لبنان به واتیکان رسید

جوسلین خویری، فرمانده پیشین واحد زنان نیروهای لبنانی، یکی از مشهورترین تصاویر جنگ داخلی لبنان را به نام خود ثبت کرد. او پس از پایان سال‌های جنگ، فعالیت نظامی را کنار گذاشت و مسیر خود را در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی ادامه داد.

جوسلین خویری

اقتصاد۲۴- هفتم مه ۱۹۷۶، عکاسی در یکی از خیابان‌های ویران مرکز بیروت، دکمه شاتر را فشرد و تصویری را ثبت کرد که تا سال‌ها به یکی از نماد‌های جنگ داخلی لبنان تبدیل شد. در این عکس، دختری جوان با مو‌های فرفری، کلاشینکفی را روی شانه گذاشته، کنار کرکره فلزی مغازه‌ای ایستاده و به نقطه‌ای خارج از قاب خیره شده است. نه لبخندی روی صورتش دیده می‌شود و نه نشانی از ترس.

 نام این دختر جوسلین خویری بود. زنی که برای بخشی از جامعه لبنان قهرمان مقاومت به شمار می‌رود و برای گروهی دیگر، عضو تاثیرگذاری از نیرو‌های مسلح جنگ داخلی. شاید بخشی از زندگی او را بتوان با همین عکس یا همان نبرد تعریف کرد، اما سال‌های بعد همه چیز تغییر کرد.

داستان جوسلین، داستان دختری است که در اوج یکی از پیچیده‌ترین جنگ‌های خاورمیانه بزرگ شد، اسلحه به دست گرفت، فرمانده شد و در نهایت، همان اسلحه را کنار گذاشت و مسیری متفاوت برگزید.

بیروت، پیش از بلند شدن صدای گلوله

وقتی جوسلین در ۱۵ اوت ۱۹۵۵ به دنیا آمد، لبنان هنوز «سوئیس خاورمیانه» لقب داشت. بیروت شهری بود که بانک‌های بین‌المللی، دانشگاه‌های معتبر، سینما‌ها و کافه‌هایش گردشگران را از سراسر منطقه جذب می‌کرد. در پسِ آن سوئیس ظاهری، اما ساختار سیاسی شکننده‌ای وجود داشت.

لبنان از زمان استقلال بر پایه نظامی موسوم به «سهمیه‌بندی طایفه‌ای» اداره می‌شد. در این ساختار، رئیس‌جمهور باید از میان مسیحیان مارونی انتخاب می‌شد، نخست‌وزیر سنی و رئیس مجلس شیعه. این تقسیم قدرت سال‌ها تعادل نسبی ایجاد کرد ولی هر تغییر جمعیتی یا سیاسی، این تعادل را شکننده‌تر می‌کرد.

خانواده جوسلین از مسیحیان مارونی بودند. همان جامعه‌ای که از زمان استقلال لبنان نقش پررنگی در سیاست کشور داشت. خانه‌شان درست روبه‌روی دفتر حزب کتائب قرار داشت. پیر جمیل این حزب را در سال ۱۹۳۶ تاسیس کرد و خود را مدافع استقلال لبنان و هویت ملی آن می‌دانست. سال‌ها بعد، همین حزب یکی از مهم‌ترین بازیگران جنگ داخلی شد.

واحد زنان نیرو‌های لبنانی فالانژ

*جوسلین خویری (احتمالاً نفر چهارم از سمت چپ) در کنار اعضای واحد زنان نیرو‌های لبنانی، در یکی از دوره‌های آموزش نظامی اواخر دهه ۱۹۷۰ یا اوایل دهه ۱۹۸۰.

جوسلین بعد‌ها گفت آن روز‌ها سیاست برایش جذاب نبود و مثل بسیاری از دختران هم‌سن‌وسالش به مدرسه می‌رفت، دوستانش را می‌دید و آینده‌ای عادی را تصور می‌کرد. لبنان، اما آرام‌آرام در حال تغییر کردن بود.

برای درک تصمیم جوسلین باید چند سال به عقب برگشت؛ پس از جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ و به‌ویژه بعد از وقایع «سپتامبر سیاه» در اردن، هزاران نیروی سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) به لبنان منتقل شدند. طبق توافق قاهره (۱۹۶۹)، این نیرو‌ها اجازه فعالیت نظامی در اردوگاه‌های فلسطینی را داشتند. توافقی که به عقیده بسیاری از مسیحیان لبنان، آغازگر تضعیف حاکمیت دولت بود.

در مقابل، فلسطینی‌ها و متحدانش استدلال می‌کردند لبنان نباید در برابر مبارزه با اسرائیل بی‌طرف بماند. اختلافی که در نهایت، یکی از عوامل اصلی شروع جنگ داخلی شد.

جوسلین خویری

در همین فضا، جوانان دو طرف حس نمی‌کردند وارد یک رقابت سیاسی شده‌اند، بلکه برای دفاع از خانه، محله و آرمان خود می‌جنگیدند. جوسلین ۱۷ ساله هم در چنین فضایی به شاخه جوانان حزب کتائب پیوست و آموزش نظامی دید؛ از تیراندازی و امداد گرفته تا دفاع شهری.

۷ مه؛ نبردی که او را مشهور کرد

بهار ۱۹۷۶، جنگ داخلی لبنان وارد مرحله‌ای خونین شد. مرکز بیروت هر روز بین نیرو‌های فلسطینی، گروه‌های چپ و شبه‌نظامیان مسیحی دست‌به‌دست می‌شد.

هفتم مه همان سال، جوسلین خویری به همراه شش زن دیگر از نیرو‌های فالانژ مامور محافظت از ساختمانی در نزدیکی میدان شهدا شدند. این ساختمان بر یکی از مسیر‌های اصلی رفت‌وآمد در مرکز شهر اشراف داشت و سقوطش می‌توانست راه را برای پیشروی نیرو‌های مقابل باز کند.


بیشتر بخوانید:اسرائیل جنگ با لبنان را متوقف کرد


آنچه پس از آن رخ داد، باعث شهرت جوسلین شد. او سال‌ها بعد در مصاحبه‌های مختلف گفت که ساختمانشان هدف حمله حدود ۳۰۰ نیروی فلسطینی قرار گرفت و هفت زن حاضر در ساختمان، ساعت‌ها بدون نیروی کمکی مقاومت کردند. لحظات پایانی نبرد نزدیک می‌شد. پس با پرتاب یک نارنجک به محل استقرار فرمانده مهاجمان، فرمانده را کشتند و نیرو‌های مهاجم مجبور به عقب‌نشینی شدند.

جوسلین خویری؛ دختری که بیروت را رها نکرد

با این حال، مورخان در نقل این ماجرا جانب احتیاط را حفظ کرده‌اند. در اصل وقوع این درگیری تردیدی نیست، اما جزئیاتی مثل تعداد مهاجمان، مدت دقیق نبرد یا کشته شدن فرمانده نیرو‌های فلسطینی بر پایه روایت خود جوسلین و هم‌رزمانش نقل شده است. تاکنون روایت مستقلی از سوی سازمان آزادی‌بخش فلسطین یا منابع نزدیک به آن درباره این درگیری منتشر نشده و به همین دلیل، جزئیات را نمی‌توان به‌طور مستقل راستی‌آزمایی کرد.

اما فارغ از اختلاف روایت‌ها، یک نتیجه قطعی بود. نبرد هفتم مه، جوسلین خویری از یک عضو گمنام فالانژ تبدیل به چهره مبارزاتی مشهور لبنان شد. عکسی که همان روز از او در خیابان‌های بیروت ثبت شد، به‌سرعت به رسانه‌های خارجی رسید. این تصویر برای بسیاری از مسیحیان، نماد مقاومت بود و برای منتقدانش، یادآور یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ این کشور.

فرمانده زنان فالانژ

شهرت، مسئولیت بیشتری هم برای او به همراه آورد. جوسلین در سال‌های بعد فرمانده واحد زنان نیرو‌های لبنانی شد. این تشکیلات پس از ادغام چند گروه مسلح مسیحی شکل گرفته بود و خلاف تصور رایج، نقش زنان تنها به امدادرسانی محدود نمی‌شد. آنها نگهبانی، دیده‌بانی، آموزش نظامی، ارتباطات و حتی دفاع از مواضع شهری را بر عهده داشتند.

جوسلین خویری

در دوره‌ای، بیش از هزار زن زیر نظر جوسلین آموزش دیدند. خودش بعد‌ها گفت هدفش فقط آموزش نظامی نبود و تلاش می‌کرد نیرو‌های تحت فرمانش از نظر روحی و مذهبی نیز آمادگی داشته باشند. به همین دلیل، کشیش‌ها و مشاوران مذهبی را نیز وارد ساختار کرد. با این حال، ادامه جنگ نگاه او را به مفهوم جنگ تغییر داد.

جنگ، پیروزی ندارد

جوسلین سال‌ها بعد در یکی از مصاحبه‌هایش گفت «سخت‌ترین بخش جنگ، نه تیراندازی، بلکه دیدن مرگ دوستان و ویرانی شهری بود که در آن بزرگ شده بود». او در نبرد هتل‌های بیروت هم جنگید. نبردی که در آن، هتل‌های لوکس مرکز شهر مانند هالیدی این و سنت جورج که محل اقامت گردشگران بود، سنگر نیرو‌های مسلح شد. ساختمان‌هایی که روزی نماد شکوه بیروت بودند، حالا به میدان نبرد تک‌تیرانداز‌ها و توپخانه بدل شده بودند. همان سال‌ها بود که به گفته جوسلین، «تجربه‌ای معنوی» زندگی‌اش را تغییر داد. جوسلین معتقد بود هنگام دعا، حضور مریم مقدس را احساس کرده و همین تجربه نگاهش به جنگ را عوض کرد.

جوسلین خویری

سال ۱۹۸۶ جنگ هنوز ادامه داشت ولی او اسلحه را کنار گذاشت. تصمیمی که همرزمانش را هم غافلگیر کرد؛ البته تجربه معنوی جوسلین به کنار گذاشتن اسلحه ختم نشد. او بعد‌ها گفت پس از پایان فعالیت نظامی، مدتی به فکر راهبه شدن هم افتاده و حتی به چند صومعه مراجعه کرده است. به روایت خودش، اما مسئولان کلیسا این درخواست را نپذیرفتند. آنها به جوسلین گفته بودند ماموریتش پشت دیوار‌های صومعه نیست و با توجه به تجربه‌ای که از جنگ و جامعه لبنان دارد، بین مردم اثرگذارتر باشد.

جوسلین خویری

همین توصیه، مسیر زندگی جوسلین را تغییر داد. او تصمیم گرفت به‌جای انزوا، فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی را در دل جامعه دنبال کند و سال‌های بعد، چند مؤسسه خیریه و فرهنگی را پایه‌گذاری کرد.

جوسلین خویری؛ از سنگر تا واتیکان

پس از بسته شدن دفتر فعالیت‌های نظامی، جوسلین خویری راه متفاوتی را انتخاب کرد. او سه نهاد اجتماعی و مذهبی به راه انداخت که مهم‌ترین آنها «زن ۳۱ مه» (La Libanaise – Femme du ۳۱ Mai) بود. مؤسسه‌ای که روی آموزش زنان، حمایت از خانواده‌ها، جوانان و فعالیت‌های فرهنگی تمرکز داشت. سازمان «بله به زندگی» (Oui à la Vie) را نیز برای حمایت از خانواده‌ها و ترویج فرهنگ حفظ حیات بنیان گذاشت و در کنار آن، مرکز ژان پل دوم (John Paul II Centre) را برای آموزش و گفت‌وگوی فرهنگی اداره کرد.

جوسلین خویری

همین فعالیت‌ها باعث شد به تدریج با واتیکان هم ارتباط پیدا کند و بعد‌ها به شورای پاپی غیرروحانیان دعوت شود. تصویری که از او در کنار پاپ ژان پل دوم ثبت شده، شاید بهترین نماد از تغییر مسیر زندگی‌اش باشد. همان زنی که روزی با لباس نظامی دیده می‌شد، حالا در نشست‌های مذهبی درباره گفت‌و‌گو و آشتی سخن می‌گفت.

جوسلین واقعا تغییر کرده بود؟

این پرسش هنوز که هنوز است درباره جوسلین مطرح می‌شود. منتقدانش می‌گویند نمی‌توان نقش او را در یکی از خونین‌ترین دوره‌های تاریخ لبنان نادیده گرفت، حتی اگر سال‌های بعد به فعالیت اجتماعی روی آورده باشد.

در مقابل، حامیانی هم دارد که می‌گویند ارزش کار او دقیقا در همین نقطه تغییر است. کسی که سال‌ها جنگیده و در نهایت به این نتیجه رسیده که آینده لبنان در آشتی ملی ساخته می‌شود.

شاید به همین دلیل است که مستندی که جوسلین سَعاب، مستندساز و خبرنگار جنگ لبنانی، در سال ۱۹۸۸ درباره او ساخت، بیش از تمرکز روی نبرد‌ها به این تغییر شخصیت می‌پردازد که از یک فرمانده نظامی، فعال اجتماعی و مذهبی ساخت. (نام این مستند «زن جنگجو / زن قاتل» La Tueuse است)

پایان یک زندگی، آغاز زخمی دیگر

جوسلین خویری در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۰، در سن ۶۴ سالگی بر اثر سرطان لوزالمعده درگذشت.

تنها پنج روز بعد، انفجار مهیب بندر بیروت رخ داد و بخش بزرگی از همان شهری را ویران کرد که او چهار دهه پیش برای دفاع از آن اسلحه به دست گرفته بود. تصاویر ساختمان‌های فروریخته، بسیاری از لبنانی‌ها را به یاد سال‌های جنگ داخلی انداخت. جنگی که هنوز هم سایه‌اش از حافظه جمعی این کشور کنار نرفته است.

جوسلین خویری؛ دختری که بیروت را رها نکرد

شاید به همین دلیل، زندگی جوسلین خویری فقط در یک عکس، یک نبرد یا یک موضع سیاسی خلاصه نمی‌شود. او محصول دوره‌ای بود که مرز میان دفاع، ایدئولوژی و بقا برای بسیاری از مردم لبنان از بین رفته بود. قضاوت درباره جوسلین، آنچنان به شخصیت فردی او مربوط نیست بلکه به این بستگی دارد که تاریخ جنگ داخلی لبنان را از کدام سو روایت کنیم.

با این حال، فارغ از همه این روایت‌های متضاد، یک تصویر همچنان دست نخورده باقی مانده: دختری بیست‌ساله با کلاشینکفی بر دوش، ایستاده میان خیابان‌های ویران بیروت. این تصویر نزدیک به نیم قرن است که یکی از ماندگارترین قاب‌های تاریخ معاصر لبنان به شمار می‌رود.

منبع: فرارو
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار