
اقتصاد۲۴- تنشها میان واشنگتن و تهران به حساسترین و پیچیدهترین نقطه خود رسیده و هر روز نشانههای تازهای از افزایش تنش مشاهده میشود؛ از اظهارات مقامهای نظامی و دیپلماتیک گرفته تا گزارشهای رسانههای غربی درباره گزینههای روی میز کاخ سفید. ابهامات بسیار است و همه میخواهند بدانند که برنامه واقعی ترامپ چیست؟
از یکسو اظهارات سخنگوی ارشد نیروهای مسلح مبنی بر برآورد راهبردهای احتمالی ایالات متحده، و از سوی دیگر هشدار اخیر دیپلماتها و مقامات سیاسی نسبت به خطر لغزش به سمت یک «جنگ فرسایشی»، نشان از بیم و امیدهایی دارد که آینده منطقه را رقم میزنند. همزمان، گمانهزنیها و گزارشهای افشاشده در رسانههای بینالمللی تصویر جامعتری از اتاق جنگ پنتاگون و محاسبات پیچیده کاخ سفید ارائه میدهند.
یکی از سناریوهای کلیدی پیشروی واشنگتن، «خروج مدیریتشده از جنگ» است؛ گزینهای که صراحتاً در تحلیلهای مقامات نظامی ایران نیز منعکس شده است. در همین زمینه، امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در ارزیابی راهبردهای پنتاگون با اشاره به هزینههای سنگین درگیری تاکید کرد: «یکی از راهبردهای آمریکا خروج از جنگ است، البته اگر صهیونیستها اجازه بدهند.» این موضعگیری نشان میدهد که بسیاری از ناظران سیاسی و نظامی معتقدند واشنگتن در شرایط فعلی تمایلی به ورود به یک مناقشه بی پایان و پرهزینه جدید در خاورمیانه ندارد؛ اما زیادهخواهی و فشارهای مستقیم کابینه اسرائیل، اجرای سناریوی خروج کمهزینه را برای کاخ سفید دشوار کرده است. تلآویو تلاش میکند تا ایالات متحده را درگیر یک نبرد مستقیم و یکطرفه با ایران نگه دارد.
رسانههایی مانند «نیویورک تایمز» و «تایمز اسرائیل» در تحلیلهای اخیر خود تاکید کردهاند که کابینه نتانیاهو هرگونه آتشبس یا توافق کمهزینه میان تهران و واشنگتن را به ضرر امنیت بلندمدت خود میداند و فشار بیسابقهای وارد میکند تا کاخ سفید را از خط خروج بازدارد. سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدارش با ترامپ که به گفته خود او، حول محور ایران نیز خواهد بود؛ این سناریو را به چالش خواهد کشید.
در این میان، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران ضمن تکذیب برخی شایعات مبنی بر ورود رسمی به مذاکرات مستقیم جدید، بر آمادگی کشور در برابر هرگونه ماجراجویی تاکید کرده است. این موضعگیری نشان میدهد که حتی در صورت وجود سیگنالهای دیپلماتیک، مسیر کاهش تنش به شدت ناهموار است.
سناریوی دوم که گمانهزنیهای زیادی پیرامون آن وجود دارد، سناریوی «تنشافزایی موضعی یا حملات گسترده هوایی» است. بر اساس گزارش «رویترز» و «فایننشال تایمز»، واشنگتن ممکن است تحت فشار لابیهای تلآویو و برای حفظ قدرت بازدارندگی خود، به سمت اجرای عملیاتهای هوایی نقطهای و ضربتی علیه زیرساختها، سایتهای موشکی و سامانههای دفاعی گام بردارد تا ساختار دفاعی ایران را تضعیف کند. تصاویری که دونالد ترامپ با هوش مصنوعی ساخته و در شبکه اجتماعی خود منتشر کرده بود، همین سناریو را تقویت میکند.
بیشتر بخوانید: آیا جنگ ایران و آمریکا گستردهتر میشود؟ ۵ سناریوی پیش رو
در کنار این موضوع، فرضیه ضعیفتر، اما پرمخاطره دیگری تحت عنوان «عملیات زمینی محدود» نیز در برخی محافل غربی مطرح میشود. هرچند اکثر اندیشکدههای نظامی آمریکا از جمله «مؤسسه مطالعه جنگ» و «بروکینگز»، احتمال ورود آمریکا به یک نبرد زمینی را به دلیل هزینههای سرسامآور انسانی، لوجستیکی و سیاسی «نزدیک به صفر» یا «انتحار سیاسی» برای دولت آمریکا میدانند، اما اصل مطرح بودن این سناریو نشاندهنده ابعاد بیسابقه تهدیدات موجود است.
شاید مهمترین عامل بازدارندهای که دست و پای واشنگتن را برای ورود به یک نبرد تمامعیار بسته، همان نکتهای است که در گزارشهای افشاشده اخیر رسانههای آمریکایی جلب توجه میکند؛ یعنی بحران تخلیه ذخایر استراتژیک پدافندی.
گزارشهای تحلیلی و افشاگرانهای که اخیراً در رسانههای معتبری همچون «سیبیاس نیوز» و «والاستریت ژورنال» به چاپ رسیده، پرده از یک چالش بزرگ لجستیکی و فنی در بدنه پنتاگون برداشته است. بر اساس این گزارشها، مصرف بیسابقه و مداوم موشکهای رهگیر سامانه «پاتریوت» و سامانه «تاد» در جریان رهگیری موشکها و پهپادها در خاورمیانه، ذخایر کلیدی و حیاتی آمریکا را به شدت تحت فشار قرار داده است.
در همین راستا، کارشناسان نظامی برجسته تاکید میکنند که ساخت، مونتاژ و جایگزینی هر فروند موشک پاتریوت به ماهها زمان و هزینههای سرسامآور هنگفت نیاز دارد و تداوم این روند فرسایشی، واشنگتن را در صورت بروز بحرانهای همزمان جیوپلیتیک—بهویژه احتمال درگیری در بحران تایوان و رقابت راهبردی با چین—با دستهای خالی و خلأ پدافندی مواجه خواهد ساخت.
مجموع این فاکتورهای حیاتی بهخوبی روشن میسازد که چرا تحلیلگران نظامی ارشد آمریکا معتقدند دست زدن به یک حمله گسترده هوایی یا ورود به یک درگیری پرشدت جدید، ظرفیتهای پدافندی و دفاعی ایالات متحده را به انتهای خط خواهد رساند.
در بررسی تمام این سناریوها، گزارهای که توافق عام بر سر آن میان دیپلماتها و تحلیلگران وجود دارد، «خطر ورود به جنگ فرسایشی» است. همانطور که دستگاه دیپلماسی کشور و مقامات سیاسی هشدار دادهاند، ورود به یک نبرد طولانیمدت و فرسایشی دقیقا همان چیزی است که میتواند منابع اقتصادی و نظامی کشور را مستهلک کند.
روزنامه «گاردین» در تحلیلی با بررسی الگوی رفتاری آمریکا مینویسد: «بزرگترین کابوس پنتاگون، نبردی است که زمان پایان آن مشخص نباشد. ایران به واسطه جغرافیا، وسعت و داشتن ظرفیتهای متعدد موشکی و منطقهای، توانایی بالایی برای تبدیل هرگونه حمله دشمن به یک فرآیند طولانی و پرهزینه دارد. در چنین نبردی، هزینههای آمریکا و متحدانش بهصورت نمایی افزایش خواهد یافت.»
بررسی مجموع گزارشها، تحرکات منطقهای و موضعگیریهای طرفین نشان میدهد که ایالات متحده بیش از آنکه به دنبال یک اقدام نظامی همهجانبه با پیامدهای غیرقابل پیشبینی باشد، در حال اجرای یک «جنگ روانی و مانور بازدارندگی» برای گرفتن امتیاز است.
آمریکا از یکسو با ابزار فشار هوایی و تهدید نظامی به دنبال ارتقای موضع خود است و از سوی دیگر، با بحران کمبود ذخایر پدافندی و هراس از افتادن در دام یک «جنگ فرسایشی» دستپنجه نرم میکند. در این شطرنج پیچیده، هوشمندی در مدیریت میدان و دیپلماسی میتواند سناریوی خروج یا بنبست نظامی آمریکا را منطبق بر منافع ملی رقم بزند.