تاریخ انتشار: ۰۰:۱۵ - ۱۷ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

معمای ۳ نوامبر؛ چرا ترامپ حمله را عقب انداخت، اما پنتاگون آماده‌باش داد؟

ترامپ می‌گوید آمریکا تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به ایران حمله نخواهد کرد، اما پنتاگون برای احتمال ازسرگیری عملیات آماده می‌شود؛ در تهران نیز هرمز همچنان خط قرمز اعلام شده و مذاکره درباره طرح هفت‌ روزه ادامه دارد.

ترامپ

اقتصاد۲۴- اینجا در خاورمیانه هر روز ملتهب‌تر از دیروز است و نشانه‌های تازه‌ای از احتمال تشدید دوباره درگیری به چشم می‌خورد؛ اما این بار در کنار تهدید‌های نظامی، یک کانال دیپلماتیک نیز همچنان فعال است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز پنجشنبه و در پیامی اعلام کرد که واشنگتن پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. او گفت که دو طرف در حال انجام «گفت‌و‌گو‌های سازنده» هستند.

ترامپ در عین حال تأکید کرده است که محاصره بنادر ایران ادامه خواهد داشت و ایران را از نظر اقتصادی و نظامی در شرایط بسیار دشواری توصیف کرده است. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داده که ترامپ در پیام خود گفته است ایالات متحده تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای اقدامی نظامی علیه ایران انجام نخواهد داد. آسوشیتدپرس نیز همین موضع را گزارش کرده و نوشته است رئیس‌جمهوری آمریکا احتمال اقدامات نظامی پس از انتخابات را منتفی نکرده است.

اما در همان ساعاتی که ترامپ از «گفت‌و‌گو‌های سازنده» سخن می‌گفت، گزارش دیگری فضای متفاوتی را نشان می‌داد. آکسیوس به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که پنتاگون به فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، دستور داده برای احتمال ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران آماده شود. این دستور، بنا بر گزارش آکسیوس، زمان مشخصی برای آغاز حمله تعیین نکرده و تصمیم نهایی نیز هنوز از سوی ترامپ گرفته نشده است، اما گزینه‌های احتمالی شامل حمله به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و دیگر زیرساخت‌های ایران خواهد بود.

مهم‌ترین و حساس‌ترین واقعیت وضعیت فعلی نیز همین است؛ واشنگتن از یک سو در حال آماده کردن ابزار جنگ است و از سوی دیگر رئیس‌جمهوری آمریکا فعلاً زمان استفاده از آن را به بعد از انتخابات موکول کرده است.

چرا ترامپ فعلاً از حمله عقب نشسته است؟

برای فهم موضع جدید ترامپ باید به تقویم سیاسی آمریکا توجه کرد. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر نزدیک است و هرگونه حمله گسترده تازه به ایران می‌تواند پیامد‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی مستقیمی برای دولت آمریکا داشته باشد. در ماه‌های گذشته نیز ترامپ بار‌ها نشان داده که قیمت انرژی و وضعیت بازار نفت برای محاسبات دولتش اهمیت بالایی دارد.

این موضوع در بحران تنگه هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. رویترز روز گذشته گزارش داد قیمت نفت برنت با بیش از چهار درصد افزایش به حدود ۱۰۴.۷۵ دلار در هر بشکه رسید؛ افزایش قیمت در شرایطی رخ داد که حملات به کشتی‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش یافته و نگرانی درباره استمرار جریان نفت از منطقه بیشتر شده است. رویترز همچنین گزارش داده است که حملات به نفتکش‌ها در هفته گذشته به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است.

از این منظر، سخنان ترامپ درباره ادامه محاصره ایران در کنار عبور نفت از هرمز را باید در چارچوب تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بدون کشاندن بحران به مرحله‌ای دانست که بازار انرژی و اقتصاد آمریکا را با شوک بزرگ‌تری مواجه کند.

هرمز؛ برگ برنده‌ای که می‌تواند به نقطه انفجار تبدیل شود

در سوی مقابل، تهران نیز تلاش می‌کند تنگه هرمز را به عنوان مهم‌ترین اهرم فشار خود حفظ کند.

احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، در پیامی به مناسبت روز نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز باید «درون‌زا و منطقه‌ای» باشد و هیچ قدرت فرامنطقه‌ای حق دخالت در آن را ندارد. او تنگه هرمز را «شریان حیاتی انرژی جهان و خط قرمز راهبردی» جمهوری اسلامی خواند و از آمادگی نیرو‌های نظامی ایران برای مقابله با تردد‌های غیرمجاز سخن گفت.

این موضع در حالی مطرح شده که رویترز از افزایش خطر حمله و ایجاد اختلال برای نفتکش‌ها در هرمز خبر داده است. بر اساس گزارش این خبرگزاری، ایران به برخی کشور‌های منطقه هشدار داده است که هرگونه تلاش برای باز کردن مسیر‌های جدید صادرات نفت که مورد تأیید تهران نباشد، می‌تواند خصمانه تلقی شود. رویترز این اطلاعات را به نقل از یک مقام منطقه‌ای نزدیک به تهران و یک دیپلمات آگاه از مواضع ایران منتشر کرده است.

در واقع تهران در حال استفاده از یک معادله ساده، اما پرریسک است؛ هرچه فشار دریایی و اقتصادی آمریکا بیشتر شود، ارزش هرمز برای ایران به عنوان ابزار بازدارندگی نیز افزایش پیدا می‌کند. اما همین ابزار اگر از سطح تهدید به اختلال گسترده در کشتیرانی برسد، می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید عملیات نظامی آمریکا فراهم کند.

این همان نقطه‌ای است که محاسبات دو طرف می‌تواند به یکدیگر برخورد کند. واشنگتن می‌خواهد نشان دهد کنترل مسیر‌های انرژی را در اختیار دارد و تهران می‌خواهد نشان دهد بدون رضایت آن نمی‌توان امنیت پایدار در هرمز ایجاد کرد.

آمریکا می‌گوید نفت جریان دارد؛ ایران می‌گوید کنترل هرمز خط قرمز است

فرماندهی مرکزی آمریکا نیز در تازه‌ترین موضع گری خود اعلام کرد نیرو‌های آمریکایی در ماه‌های اخیر از انتقال بیش از یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون بشکه نفت خام از کشور‌های شریک در خلیج فارس از طریق تنگه هرمز پشتیبانی کرده‌اند و در همین مدت ایران به دلیل محاصره بنادرش هیچ نفتی صادر نکرده است.

این روایت با موضع تهران تفاوت اساسی دارد. واشنگتن می‌خواهد نشان دهد محاصره ایران به معنای بسته شدن هرمز برای تجارت جهانی نیست و آمریکا می‌تواند جریان انرژی کشور‌های منطقه را حفظ کند. کاخ سفید نیز پیش‌تر بر همین روایت تأکید کرده بود و کنترل مسیر کشتیرانی را بخشی از فشار بر تهران معرفی کرده بود.

ترامپ نیز در پیام پنجشنبه خود گفت تنها در یک شب ۲۲ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است و تأکید کرد این نفت متعلق به ایران نبوده و به ایران نیز نرفته است. این ادعا باید در چارچوب روایت سیاسی دولت آمریکا درباره کنترل هرمز خوانده شود، زیرا آمار واقعی جریان نفت و حجم عبوری از این آبراه موضوعی فنی است که از سوی نهاد‌های مختلف با روش‌های متفاوت محاسبه می‌شود. آنچه در سطح سیاسی اهمیت دارد این است که واشنگتن می‌خواهد نشان دهد محاصره ایران به معنی محاصره اقتصاد جهانی نیست.

مذاکره هنوز نمرده است

در میان این فضای نظامی، مسیر مذاکره نیز به طور کامل متوقف نشده است. آنطور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفته که پیام‌ها میان تهران و واشنگتن از طریق میانجی‌ها در حال ردوبدل شدن است و ایران پاسخ آمریکا به طرح هفت‌ روزه خود درباره هرمز را دریافت کرده و در حال بررسی آن است. به گفته او تهران ظرف چند روز آینده پاسخ خود را ارائه خواهد کرد.

گفتنی است، طرح هفت‌ روزه ایران پیش‌تر در جریان تماس‌های دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شده بود. بر اساس گزارش رویترز، تهران پیشنهاد داده بود در صورت فراهم شدن شرایط مورد نظر، امکان بازگشت عبور و مرور عادی در تنگه هرمز ظرف هفت روز فراهم شود. تهران در آن مقطع رفع محاصره دریایی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پایان جنگ در جبهه‌های مختلف را در زمره شروط خود قرار داده بود؛ بنابراین مذاکره فعلی یک مذاکره عادی و صرفاً هسته‌ای نیست. موضوع هسته‌ای، تحریم‌ها، محاصره دریایی، هرمز و پایان جنگ در یک بسته به هم متصل شده‌اند. همین مسئله هم دستیابی به توافق را دشوارتر می‌کند و هم نشان می‌دهد چرا هیچ‌کدام از دو طرف هنوز حاضر نیستند همه کارت‌های خود را روی میز بگذارند.

پرونده هسته‌ای؛ گره‌ای که هنوز باز نشده است

در این میان مسئله هسته‌ای همچنان یکی از اصلی‌ترین اختلافات باقی‌مانده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، به رویترز گفته بود که ایران برای پایان جنگ باید کاهش «معناداری» در ظرفیت غنی‌سازی خود ایجاد کند.

در طرف مقابل، ایران دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌هایی را که هدف حملات نظامی قرار گرفته‌اند، به مسائل امنیتی گره زده است. این موضوع از ماه‌ها قبل به یکی از موانع اصلی همکاری تهران و آژانس تبدیل شده است.


بیشتر بخوانید: آمریکا پیش از انتخابات کنگره به ایران حمله خواهد کرد؟ 


اهمیت این مسئله فقط در روابط ایران و آژانس خلاصه نمی‌شود. هرچه اطلاعات آژانس درباره وضعیت مواد هسته‌ای و تأسیسات آسیب‌دیده کمتر باشد، فضای بی‌اعتمادی میان ایران و کشور‌های غربی بیشتر می‌شود و همین بی‌اعتمادی می‌تواند در محاسبات نظامی آمریکا و اسرائیل نیز اثر بگذارد. گزارش‌های مربوط به عدم دسترسی آژانس به برخی سایت‌های آسیب‌دیده نیز در ماه‌های اخیر بار‌ها تکرار شده است.

به همین دلیل حتی اگر درباره هرمز توافق موقت حاصل شود، مسئله هسته‌ای همچنان می‌تواند به عنوان یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف باقی بماند.

آمریکا واقعاً تا بعد از انتخابات صبر می‌کند؟

مهم‌ترین پرسش اکنون این است که آیا وعده ترامپ برای حمله نکردن پیش از سوم نوامبر را باید به معنای توقف خطر جنگ تا آن تاریخ دانست؟ پاسخ فعلی - دست‌کم بر اساس اطلاعات منتشرشده - منفی است زیرا هم‌زمان با اعلام ترامپ، پنتاگون در حال آماده‌سازی گزینه‌های نظامی است. آکسیوس گزارش داده است که گزینه‌های احتمالی حمله می‌تواند تأسیسات هسته‌ای، انرژی و زیرساخت‌های ایران را دربر بگیرد و اسرائیل نیز در صورت ازسرگیری جنگ احتمالاً در عملیات مشارکت خواهد داشت. این رسانه همچنین نوشته است که ترامپ در روز‌های اخیر دوباره با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تماس برقرار کرده است.

از سوی دیگر، آمریکا حضور نظامی خود در منطقه را نیز افزایش داده است. الجزیره پیش‌تر گزارش داده بود که با ورود یک ناو هواپیمابر دیگر و نیرو‌های جدید، مجموع نیرو‌های اعزامی آمریکا به منطقه افزایش می‌یابد و تا پایان نوامبر امکان حضور سه گروه رزمی ناو هواپیمابر و دو گروه آبی‌خاکی در منطقه وجود دارد. این استقرار لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای جنگ نیست، اما دامنه گزینه‌های نظامی دولت ترامپ را افزایش می‌دهد؛ بنابراین میان «تصمیم برای حمله» و «آماده شدن برای حمله» باید تفاوت گذاشت. آنچه فعلاً گزارش شده، بیشتر مورد دوم است.

اسرائیل؛ متغیری که می‌تواند معادله را تغییر دهد

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های بحران فعلی این است که تصمیم واشنگتن تنها متغیر تعیین‌کننده نیست. گزارش آکسیوس نشان می‌دهد مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی در حال بررسی سناریو‌های ازسرگیری جنگ هستند و در اسرائیل نیز نگرانی درباره احتمال اقدام پیش‌دستانه ایران مطرح شده است.

این وضعیت یک معادله دشوار ایجاد می‌کند. ترامپ می‌گوید آمریکا تا سوم نوامبر حمله نمی‌کند، اما اگر اسرائیل یا هر بازیگر دیگری اقدامی انجام دهد که ایران آن را حمله مستقیم یا بخشی از عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل تلقی کند، احتمال پاسخ ایران وجود خواهد داشت و در آن صورت واشنگتن ممکن است ناچار به واکنش شود.

به همین دلیل اعلام رسمی ترامپ، هرچند از شدت نگرانی درباره حمله مستقیم آمریکا در کوتاه‌مدت می‌کاهد، اما لزوماً خطر یک حادثه زنجیره‌ای را از بین نمی‌برد.

در جنگ‌های طولانی، همیشه تصمیم‌های بزرگ نیستند که بحران را تشدید می‌کنند؛ گاهی یک حمله محدود، یک اشتباه محاسباتی، یک حمله به کشتی یا یک حادثه در یکی از پایگاه‌های منطقه‌ای می‌تواند مسیر تحولات را تغییر دهد.

مسئله‌ای فراتر از ایران و آمریکا

آنچه در این مرحله اهمیت دارد این است که بحران دیگر صرفاً نزاعی میان تهران و واشنگتن نیست. افزایش قیمت نفت، تهدید کشتیرانی، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، نقش اسرائیل، فعالیت حوثی‌ها در یمن، نگرانی کشور‌های عربی و ورود احتمالی کشور‌های اروپایی به محاسبات امنیتی، همه نشان می‌دهد جنگ به یک بحران منطقه‌ای و انرژی‌محور تبدیل شده است.

رویترز روز پنجشنبه گزارش داد که هم‌زمان با افزایش حملات به کشتی‌ها، سوریه در حال بررسی کمک نظامی به عربستان سعودی در برابر حوثی‌های مورد حمایت ایران است. این موضوع نشان می‌دهد جبهه‌های مرتبط با جنگ همچنان در حال تغییر و گسترش هستند.

از طرف دیگر، افزایش قیمت نفت فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ این افزایش می‌تواند برای دولت آمریکا نیز یک مشکل سیاسی ایجاد کند. اگر نفت بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شود و اختلال در مسیر‌های انرژی ادامه پیدا کند، هزینه جنگ برای مصرف‌کنندگان آمریکایی و اقتصاد جهانی بیشتر خواهد شد. در چنین شرایطی، فشار برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک افزایش می‌یابد؛ هرچند هم‌زمان ممکن است واشنگتن برای گرفتن امتیازات بیشتر از تهران، فشار نظامی را حفظ کند.

ایران و آمریکا در یک بن‌بست خطرناک

واقعیت امروز این است که تهران و واشنگتن هر دو به مذاکره نیاز دارند، اما هیچ‌کدام هنوز حاضر نیستند مذاکره را با پذیرش کامل خواسته‌های طرف مقابل آغاز کنند. ایران می‌خواهد محاصره دریایی برداشته شود، دارایی‌هایش آزاد شود و جنگ پایان یابد و در عین حال هرمز را به عنوان اهرم فشار خود حفظ کند. آمریکا از سوی دیگر می‌خواهد فشار اقتصادی و دریایی را حفظ کند، جریان انرژی منطقه را تحت کنترل خود نگه دارد و در پرونده هسته‌ای نیز کاهش قابل توجه ظرفیت غنی‌سازی ایران را تضمین کند.

این دو خواسته در بسیاری از نقاط با یکدیگر اصطکاک دارند. به همین دلیل، شاید مهم‌ترین تحول احتمالی نه یک حمله جدید باشد و نه یک توافق. اهمیت امروز در این است که دو گزاره متضاد مذاکره و آماده‌سازی نظامی هم‌زمان در حال پیگیری هستند.

ترامپ می‌گوید تا انتخابات آمریکا حمله‌ای در کار نخواهد بود؛ اما پنتاگون برای احتمال ازسرگیری عملیات آماده می‌شود. عراقچی از ادامه پیام‌رسانی و بررسی پاسخ آمریکا به طرح هفت‌روزه خبر می‌دهد؛ اما هم‌زمان فرمانده سپاه هرمز را خط قرمز راهبردی می‌خواند. آمریکا می‌گوید جریان نفت در هرمز برقرار است؛ ایران هشدار می‌دهد مسیر‌های غیرمجاز صادرات نفت را تحمل نخواهد کرد. بازار جهانی نفت نیز به این کشمکش واکنش نشان داده و قیمت برنت دوباره از ۱۰۰ دلار عبور کرده است؛ بنابراین اگرچه وعده ترامپ درباره عدم حمله پیش از سوم نوامبر، احتمال آغاز یک عملیات بزرگ آمریکایی در چند هفته آینده را دست‌کم در سطح اعلام‌شده کاهش داده است، اما به معنای پایان بحران نیست. حتی می‌توان گفت مرحله فعلی، مرحله‌ای حساس‌تر از یک جنگ تمام‌عیار و یک صلح پایدار است: مرحله‌ای که دو طرف تلاش می‌کنند با فشار اقتصادی، تهدید نظامی، کنترل مسیر‌های انرژی و مذاکره غیرمستقیم، موقعیت خود را پیش از تصمیم نهایی تقویت کنند.

ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار