رئیسجمهور آمریکا در تازهترین اظهارات خود اعلام کرد که ظرف ۱۰ روز آینده مشخص خواهد شد آیا واشنگتن و تهران به توافق سازنده خواهند رسید یا نه. او همزمان با اشاره به تهدیدات بالقوه و قدرت نظامی، چشمانداز رویارویی یا صلح منطقهای را پیش روی آمریکا و متحدانش در خاورمیانه ترسیم کرد.
وقتی نخستوزیر لهستان میگوید ممکن است «چند ساعت دیگر» امکان تخلیه وجود نداشته باشد، یعنی در سطحی از محاسبات، احتمال آغاز یک بحران ناگهانی جدی گرفته شده است.
ماجرای پیشبینی محل دفن سربازان آمریکایی قطعا فراتر از یک مسئله مدیریتی و دارای تبعات سیاسی است، به هرحال انتشار چنین سناریوهایی، حتی بدون قصد واقعی، میتواند تصویر ذهنی جنگ و بحران دائمی را در داخل و خارج کشور تقویت کند و هزینههای سیاسی، اقتصادی و روانی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
بعد از دور دوم مذاکرات و حرف و حدیثها درباره مهلت دو هفتهای بعد از ابراز خوشبینیهای اولیه، یک عضو کمیسیون امنیت ملی در تهران میگوید که اگر این مذاکرات سبب تعویق جنگ هم بشود، خوب است! سخنی که اساسا اراده ایران برای رسیدن به توافق را زیر سوال میبرد و قطعا بیان آن در شرایط کنونی بحث برانگیز است.
توییت جدید رهبر انقلاب: صنعت هستهای صلحآمیز برای جنگ نیست؛ برای اداره کشور است، برای کشاورزی، درمان، بهداشت و هر چیزی که به انرژی وابسته هست حقوق ملت است
ردیابیهای فلایترادار از افزایش پروازهای ترابری سنگین آمریکا به سمت خاورمیانه خبر میدهد؛ هواپیماهایی که به «فیل بارکش» مشهورند و معمولا وقتی وارد بازی میشوند که پشت صحنه، یک «عملیات بزرگ» یا دستکم یک آرایش جدی نظامی در حال شکلگیری است.
بنیامین نتانیاهو پس از هفتمین دیدار خود با ترامپ در کاخ سفید، فردا نشستی حیاتی با کابینه امنیتی کوچک برگزار میکند. روزنامه اسرائیل هیوم فاش کرده که نتانیاهو در این جلسه، رؤسای موساد و نهادهای نظامی را در جریان «چراغ سبز احتمالی» واشنگتن برای اقدامات پیشدستانه قرار خواهد داد.
با توجه به هشدارهای تهران مبنی بر اینکه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، صرفاً یک نزاع دوطرفه نخواهد بود؛ خاورمیانه در آستانه بحرانی است که پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن میتواند منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
با وجود همه تهدیدها، آرایش نظامی و لفاظیهای تند، واقعیت این است که هزینههای یک حمله گسترده به ایران از منافع احتمالی آن برای آمریکا بیشتر است. ترس از پاسخ تلافیجویانه ایران، خطر گسترش جنگ به کل منطقه و ناتوانی در تضمین یک پیروزی قاطع، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که بین تهدید و احتیاط در نوسان است.
«نه جنگ، نه صلح» شاید برای سیاستمداران قابل تحمل باشد، اما برای جامعهای که زیر فشار اقتصادی و روانی له میشود، یک بنبست پرهزینه است؛ بنبستی که خروج از آن، نه انتخاب، بلکه ضرورت است.
امروز، حجتالاسلام احمد مطهریاصل در تبریز لباس رزم سپاه را به تن کرد و مقامات ارشد کشور تهدیدهای متقابل را علنی کردند؛ نشانههایی که نشان میدهد امکان وقوع درگیری نظامی دیگر نمیتواند نادیده گرفته شود.
در ادامه تشدید تنشها میان تهران و واشنگتن، دونالد ترامپ با انتشار پیامی تهدیدآمیز از حرکت یک ناوگان عظیم نظامی به سمت ایران خبر داد و هشدار داد که «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود». همزمان، نمایندگی ایران در سازمان ملل با رد زبان تهدید، اعلام کرد تهران آماده گفتوگوست، اما در برابر فشار، پاسخی بیسابقه خواهد داد.
اگرچه ایالات متحده قدرت نظامی برتر را در اختیار دارد، اما جغرافیا و اقتصاد سیاسی علیه جنگ قد علم کردهاند. وقتی متحدان کلیدی مانند عربستان و ترکیه از همراهی سر باز میزنند و قدرتهایی مثل روسیه در پی میانجیگری هستند، «هزینه فایده» جنگ برای ترامپ تغییر میکند.
آنچه امروز در بهمن ۱۴۰۴ شاهد آن هستیم، یک بازی مرگبار بر لبه تیغ است؛ جایی که یک سو ائتلافهای نوین پدافندی و ناوگانهای عظیم قرار دارند و در سوی دیگر، کشوری که امنیت خود را با امنیت کل جهان گره زده است.
خروج نیروهای نظامی آمریکا از پایگاه العدید و آرایش جنگی در منطقه گمانه بروز درگیری نظامی را تشدید میکند، اما برخی از رسانههای غربی گزارش میکنند که برخی در تیم ترامپ نظر او را تغییر دادهاند و این گزینه از روی میز برداشته شده است!
اعتراضات معیشتی در شهرهای مختلف ایران به یازدهمین روز خود رسید و همزمانی این ناآرامیهای داخلی با افزایش هشدارها و مواضع تند واشنگتن و تلآویو، نشانهای از ورود پرونده ایران به مرحلهای پیچیدهتر است؛ مرحلهای که به باور ناظران، هر خطای محاسباتی میتواند هزینههای داخلی و منطقهای سنگینی بهدنبال داشته باشد.
مجتبی زارعی، نماینده مجلس، با انتشار مطلبی که آن را «خبرِ تحلیلی» از جلسه مشترک با وزیر دفاع خوانده، از آمادگی سپاه و ارتش برای آنچه «ضربه نسبتاً پیشدستانه» نامیده، سخن گفته است. این اظهارنظر که با ادبیاتی غیرمتعارف و تند درباره «دو شیفته شدن کارگاههای تابوتسازی» در آمریکا همراه بود، بلافاصله با موجی از نقدهای تند حقوقی و دیپلماتیک روبهرو شد.