وقتی آن دو یا چند نفر غریبه وارد خانه شدند، آن دستمال پارچهای، مثل همیشه دور مچ دست مهرجویی بوده. اولین شاهدان پیکر غرق در خونش هم آن دستمال را دیدهاند. پس دست و پایش بسته نشده، همانطور که ردی از بستن دست و پای همسرش وجود نداشته. آن دو یا چند نفر غریبه دست و پای هر دو را شکستهاند...
اوایل هفته گذشته مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و گفت لحظاتی قبل از خانهام خارج شدم تا به محل کارم بروم. اما متوجه سر و صداهای عجیبی از خانه همسایه مان شدم و بدنبال آن صدای مرد همسایه را شنیدم که درخواست کمک میکرد. چند باری زنگ آپارتمان او را زدم، اما کسی جواب نداد. فکر میکنم مشکلی برایش پیش آمده است.
ریوان و حنین، داماد و عروس مراسم فاجعهبار الحمدانیه هستند که در جریان گفتگویی تاکید کردند که از لحاظ روحی و روانی اصلا وضعیت مناسبی ندارند و ترجیح میدهند پس از این رخداد دردناک از محل زندگی خود نقل مکان کنند!
۷ مرداد امسال، نماینده حقوقی اداره ثبت احوال منطقه مرکزی تهران با مراجعه به اداره سیزدهم پلیس آگاهی پایتخت اعلام کرد مردی مدارک مشکوک به جعل برای ولادت فرزندش به اداره ثبت احوال ارسال کرده است.
مرداد سال ۱۴۰۰ مردی با مراجعه به پلیس از برادرش شکایت کرد و گفت: برادر ۴۴ سالهام سالهاست که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت میکند و چندین بار دستگیر شده و به زندان افتاده است.