اقتصاد24 - دولت اخیرا استفاده از کارت سوخت را اجباری کرده است. مانند طرحهای دیگر: الزام استفاده از رمز 60 ثانیه ای برای تراکنش های بانکی. الزام استفاده از هزار طرح دیگر. اجبار اما در هیچ زمانی جواب نداده. دست کم در اقتصاد ایران. دولت بارها آزموده را، آزمود و باز هم برای هزارمین بار از سوراخ گزیده شده، زخم خورد.
سال 1391 بود که حسن روحانی گفت: «اگر دولت به جای اقتصاد دستوری از نظر کارشناسان بهره میبرد، با این شرایط مواجه نمیشد.» اما مگر در زمان دولت روحانی نبود که اقتصاد دستوری پایش را در گلیم اقتصاد دراز کرد؟ مگر در همین دولت نبود که دولت اجبار را در اقتصاد نهادینه کرد؟
سوال همیشگی این بوده که آیا این الزام ها در اقتصاد ایران جوابگوست؟ آیا الزام کردن مردم به استفاده از کارت سوخت، سر از کارت سوخت های اجاره ای و راه های چند سال قبل در نمی آورد؟ اما سوال مهمتر این است که ریشه عملی نشدن این الزام ها کجاست؟
همین یک ماه قبل بود که مساله الزام استفاده از رمز 60 ثانیه ای برای تراکنش های بانکی بیان شد. بارها به تاخیر افتاد و باز هم تاریخ دیگری برای آن اعلام شد. دلیل تاخیر دولت چه بود؟ در همین روزها که خبر الزام استفاده از کارت سوخت بیان شده، چند نفر به اجرای این طرح یقین دارند و چند نفر باز هم لبخندی می زنند و می دانند که این طرح هم به بایگانی دولت می رود.
باید صریح بگوییم که اعتماد مردم به دولت و سیستمش سال هاست کمرنگ شده. دولت بارها الزام اجرای یک طرح را بیان کرده اما یا از آن منصرف شده و زیرساخت اجرایش را نداشته و یا به خوبی فهمیده که مردم برای اجرا یاری اش نمی کنند.
در اقتصاد ایران که سال هاست هرازگاهی فسادی از یک بخش و یک نهاد به بیرون درز می کند، دستوری شدن اقتصاد چه ثمری برای دولت دارد که دست از آن برنمی دارد؟ به نظر می رسد که دولت نمی خواهد بی اعتمادی مردم را باور کند. نمی خواهد این دیوار بزرگ و ضخیمِ میان خود و کلمه ای به نام «مردم» را باور کند. برای همین هم هست که مدام می گوید وضع اقتصادی خوب است و الخ. شاید بحران دقیقا همین حرف های مثبت باشد. دولت می داند که گرانی مردم را آزار می دهد اما چیزی که سبب شده عینک بزرگ دودی را در نیاورد و چهره ناراحت و نگران مردم کوچه و خیابان را نبیند این است که هنوز باور نمی کند که اعتماد مردم به دولت کمرنگ شده است.
دولت و شخص روحانی باور نمی کند مردمی که با هزار امید و آرزو و برای بیرون آمدن از تنگنای هشت ساله، پای صندوق های رای رفتند، حالا دیگر حنای روحانی را بی رنگ ببینند. شاید وقتش رسیده که دولت آستین بالا بزند و به جای اجرای برخی طرح ها، به جای الزام این طرح و آن پروژه، به جای تماشای مردم از پشت شیشه دودی خودرو، روبروی همین «ملت» بنشیند، چشم در قاب تلویزیون بدوزد و از مشکلات بگوید. بگوید که اوضاع و احوالشان را درک می کند و می فهمد آب رفتن سبد گوشت و مرغ و میوه و ... را. بگوید که با همین ملتی که به او اعتماد کردند، هم درد است. وقتش رسیده. وقتش رسیده که دولت اعتمادسازی را آغاز کند و با مردم حرف بزند.
*معاون سردبیر اقتصاد24