اقتصاد۲۴ ـ پدیده «بیماری هلندی» یکی از مفاهیم مهم و بحثبرانگیز در اقتصاد کلان است که بهویژه در کشورهایی با منابع طبیعی غنی، مانند نفت و گاز، کاربرد و اهمیت زیادی دارد. این پدیده توضیح میدهد که چگونه ورود ناگهانی و گسترده درآمدهای ارزی میتواند بهجای تقویت اقتصاد، به تضعیف بخشهای مولد آن منجر شود. بیماری هلندی فقط یک نظریه انتزاعی نیست، بلکه تجربهای است که بسیاری از اقتصادها، بهویژه اقتصادهای وابسته به صادرات مواد خام، بهطور عینی با آن مواجه شدهاند.
اصطلاح بیماری هلندی نخستینبار در دهه ۱۹۷۰ میلادی مطرح شد. پس از کشف منابع بزرگ گاز طبیعی در دریای شمال، اقتصاد هلند با افزایش شدید درآمدهای ارزی روبهرو شد. انتظار میرفت این کشف به رشد پایدار و تقویت همه بخشهای اقتصادی منجر شود، اما در عمل اتفاق دیگری افتاد. ارزش پول ملی هلند افزایش یافت و در نتیجه، صادرات صنعتی این کشور قدرت رقابتی خود را در بازارهای جهانی از دست داد. این تجربه باعث شد اقتصاددانان به این نتیجه برسند که وفور منابع طبیعی و درآمدهای ناشی از آن میتواند اثرات منفی و ناخواستهای بر ساختار اقتصاد داشته باشد.
بیماری هلندی معمولاً از طریق دو کانال اصلی عمل میکند. نخست، افزایش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات منابع طبیعی باعث تقویت ارزش پول ملی میشود. وقتی پول ملی قویتر میشود، کالاهای تولید داخل در بازارهای جهانی گرانتر به نظر میرسند و توان رقابتی خود را از دست میدهند. در مقابل، واردات ارزانتر میشود و مصرف کالاهای خارجی افزایش مییابد.
کانال دوم به جابهجایی منابع تولید مربوط است. با رونق بخش منابع طبیعی، سرمایه و نیروی کار به سمت این بخش سرازیر میشود، زیرا سودآوری بالاتری دارد. در نتیجه، بخشهایی مانند صنعت و کشاورزی که نقش مهمی در اشتغال و تنوع اقتصادی دارند، با کمبود سرمایه و نیروی انسانی مواجه میشوند و تضعیف میگردند.
یکی از مهمترین پیامدهای بیماری هلندی، ضربه به بخش صنعت است. صنایع تولیدی معمولاً برای رقابت در بازارهای جهانی به نرخ ارز متعادل و هزینههای قابل کنترل نیاز دارند. افزایش ارزش پول ملی، صادرات صنعتی را دشوار میکند و حتی ممکن است باعث تعطیلی یا کاهش ظرفیت کارخانهها شود. این وضعیت در بلندمدت میتواند به از دست رفتن دانش فنی، کاهش نوآوری و وابستگی بیشتر اقتصاد به واردات کالاهای صنعتی منجر شود.
بیماری هلندی فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی قابل توجهی نیز دارد. تضعیف بخشهای مولد مانند صنعت و کشاورزی میتواند به کاهش فرصتهای شغلی پایدار منجر شود. در مقابل، بخش منابع طبیعی معمولاً اشتغالزایی گستردهای ندارد و بیشتر سرمایهبر است تا کاربر. این عدم تعادل میتواند نرخ بیکاری را افزایش دهد و شکاف درآمدی میان گروههای مختلف جامعه را تشدید کند.
کشورهای نفتخیز بیش از دیگران در معرض بیماری هلندی قرار دارند. درآمدهای نفتی معمولاً بهصورت ارزی وارد اقتصاد میشود و اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به تقویت بیش از حد پول ملی و وابستگی شدید بودجه دولت به نفت منجر شود. در چنین شرایطی، دولتها ممکن است بهجای توسعه پایههای مالیاتی و تقویت تولید داخلی، به درآمدهای نفتی تکیه کنند. این وابستگی، اقتصاد را در برابر شوکهای قیمتی نفت آسیبپذیر میکند و نوسانات اقتصادی را افزایش میدهد.
سیاستهای اقتصادی دولت نقش تعیینکنندهای در تشدید یا مهار بیماری هلندی دارند. سیاستهای ارزی نامناسب، مانند تثبیت مصنوعی نرخ ارز یا تزریق گسترده ارز به بازار، میتواند اثرات منفی این پدیده را تشدید کند. از سوی دیگر، سیاستهای مالی انبساطی که بر پایه درآمدهای منابع طبیعی شکل میگیرند، ممکن است به افزایش تورم و فشار بیشتر بر بخشهای غیرمنابعی اقتصاد منجر شوند.
در مقابل، مدیریت هوشمندانه درآمدهای ارزی، از طریق صندوقهای ثروت ملی یا سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی و آموزشی، میتواند اثرات بیماری هلندی را کاهش دهد.
برخی کشورها توانستهاند با سیاستگذاری مناسب، از دام بیماری هلندی تا حد زیادی اجتناب کنند. برای مثال، نروژ با ایجاد صندوق ذخیره ارزی و سرمایهگذاری درآمدهای نفتی در خارج از کشور، از ورود مستقیم حجم عظیم ارز به اقتصاد داخلی جلوگیری کرده است. این رویکرد باعث شده ارزش پول ملی کنترل شود و بخشهای تولیدی آسیب کمتری ببینند. در مقابل، کشورهایی که بدون برنامهریزی بلندمدت درآمدهای منابع طبیعی را وارد اقتصاد کردهاند، معمولاً با رکود صنعتی و نوسانات شدید اقتصادی روبهرو شدهاند.
مقابله با بیماری هلندی نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ است. تنوعبخشی به اقتصاد، یکی از مهمترین راهکارهاست. هرچه سهم بخشهای مختلف اقتصادی متعادلتر باشد، آسیبپذیری اقتصاد در برابر شوکهای منابع طبیعی کاهش مییابد. همچنین، سرمایهگذاری در آموزش، فناوری و نوآوری میتواند به تقویت بخشهای دانشبنیان کمک کند.
مدیریت محتاطانه نرخ ارز، استفاده از ابزارهای مالی برای جذب مازاد نقدینگی و ایجاد صندوقهای تثبیت اقتصادی از دیگر راهکارهایی هستند که میتوانند اثرات بیماری هلندی را کنترل کنند.
بیماری هلندی نشان میدهد که وفور منابع طبیعی لزوماً به معنای توسعه پایدار نیست. اگر درآمدهای حاصل از این منابع بدون برنامهریزی و سیاستگذاری صحیح وارد اقتصاد شوند، میتوانند به تضعیف تولید، افزایش وابستگی به واردات و ناپایداری اقتصادی منجر شوند. درک سازوکار این پدیده و تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که مدیریت هوشمندانه منابع و تمرکز بر توسعه متوازن، کلید اصلی جلوگیری از گرفتار شدن در دام بیماری هلندی است.پدبده