اقتصاد۲۴- این گسست، نه تنها بهرهوری اقتصادی را کاهش داده، بلکه موجب شده بخش قابل توجهی از ظرفیتهای اشتغالزای کشور، بهویژه در مناطق کمتر برخوردار، بلااستفاده یا کماثر باقی بماند. «طرح اتصال بنگاههای خرد و متوسط به بنگاههای بزرگ» پاسخی سیاستمحور و ساختاری به همین مسئله بنیادین است.
این طرح که با راهبری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی طراحی و پیگیری میشود، بر مبنای یک تغییر پارادایم شکل گرفته است: عبور از حمایتهای پراکنده، مقطعی و غیرپایدار و حرکت بهسوی ایجاد زنجیرههای ارزش منسجم، قابل رصد و دارای توجیه اقتصادی بلندمدت.
در این چارچوب، بنگاههای خرد و متوسط دیگر بهعنوان واحدهایی منفک و آسیبپذیر دیده نمیشوند، بلکه بهمثابه حلقههای اولیه زنجیره تولید تعریف میشوند که میتوانند با اتصال به بنگاههای بزرگ، صنایع مادر و شبکههای فروش، سهم واقعیتری از ارزش افزوده تولید را به خود اختصاص دهند.
در الگوی سنتی تولید خرد، بخش بزرگی از کارگاههای کوچک، مشاغل خانگی و واحدهای محلی، در شرایطی فعالیت میکنند که نه دسترسی پایدار به بازار دارند، نه از تأمین مالی رسمی و کمهزینه برخوردارند و نه در فرآیند تصمیمسازی اقتصادی دیده میشوند. نتیجه این وضعیت، تولید کمبازده، ناپایداری درآمد و در مواردی خروج تدریجی فعالان از چرخه تولید است. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با درک این واقعیت، «اتصال» را بهعنوان یک راهبرد اصلاحی در دستور کار قرار داده است.
هدف اصلی این طرح، ایجاد پیوندی ساختیافته میان تولیدکنندگان خرد و بنگاههای بزرگ، در قالب زنجیرههای تأمین، تولید و توزیع است، زنجیرهای که از تأمین مواد اولیه آغاز میشود، به فرآوری و تولید میرسد و نهایتاً به بازارهای مصرف داخلی و حتی صادراتی ختم میشود. در این مدل، تولیدکننده خرد دیگر ناگزیر به تأمین مالی از بازارهای غیررسمی یا فروش محصول با حاشیه سود حداقلی نیست، بلکه در یک شبکه اقتصادی تعریفشده فعالیت میکند.
پیگیری طرح اتصال از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، صرفاً یک اقدام اجرایی یا مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای ساماندهی اشتغال، کاهش نابرابریهای منطقهای و افزایش تابآوری اقتصاد محلی است. این وزارتخانه که متولی سیاستگذاری در حوزه مشاغل خرد، خانگی و تعاونیهاست، با اجرای این طرح بهدنبال آن است که زنجیره تولید در مناطق مختلف کشور، از حالت ناپایدار و پراکنده خارج شود.
یکی از محورهای کلیدی این سیاست، مقابله با خامفروشی و اتلاف ارزش افزوده در مبادی تولید است. در بسیاری از مناطق کشور، محصولات کشاورزی، پوشاک، صنایع دستی و تولیدات محلی، بدون فرآوری یا اتصال به بازارهای هدف، با کمترین سود به فروش میرسند. طرح اتصال تلاش دارد با تعریف صنایع تبدیلی، تکمیل حلقههای فرآوری و ایجاد مسیرهای فروش پایدار، این چرخه معیوب را اصلاح کند.
در کنار این هدف، ایجاد اشتغال پایدار و جلوگیری از مهاجرت نیروی کار از مناطق کمتر برخوردار به کلانشهرها، از دیگر دستاوردهای مورد انتظار این طرح است. زمانی که تولیدکننده خرد از امنیت درآمدی، دسترسی به بازار و حمایت مالی برخوردار شود، انگیزه ماندگاری در محل فعالیت و توسعه کسبوکار بهطور طبیعی افزایش مییابد.
هیچ زنجیره ارزشی بدون سازوکار تأمین مالی کارآمد و هوشمند، قابلیت پایداری ندارد. یکی از ضعفهای تاریخی بنگاههای خرد و متوسط، دسترسی محدود به نظام بانکی رسمی و وابستگی به بازارهای غیررسمی با نرخهای بالای تأمین مالی بوده است. طرح اتصال، با شناسایی این گلوگاه، تأمین مالی زنجیرهای را بهعنوان ستون فقرات اجرایی خود تعریف کرده است.
در این مدل، تأمین مالی نه بهصورت تسهیلات پراکنده و بدون پیوند با بازار، بلکه در چارچوب قراردادهای مشخص، خرید تضمینی، کشت قراردادی و توافقهای بلندمدت انجام میشود. به این ترتیب، ریسک نکول کاهش مییابد، انحراف منابع محدود میشود و جریان اعتبار دقیقاً در مسیر تولید و ارزشآفرینی هدایت میگردد.
در میان نهادهای مالی درگیر در طرح اتصال، بانک توسعه تعاون جایگاهی متمایز و راهبردی دارد. این بانک، بهعنوان بازوی تخصصی مالی بخش تعاون، مأموریت خود را نه در تصدیگری اجرایی، بلکه در حمایت هوشمندانه، هدایت اعتبار و پشتیبانی از تولید تعریف کرده است. حضور بانک توسعه تعاون در طرح اتصال، به معنای استقرار یک مدل نوین از تأمین مالی است که با ماهیت بنگاههای خرد و تعاونیها همخوانی دارد.
بانک توسعه تعاون در این طرح، با فاصله گرفتن از الگوی سنتی پرداخت وام، نقش حلقه مالی زنجیره را ایفا میکند. منابع مالی در چارچوب زنجیره تعریف شده و بر اساس نیاز واقعی تولیدکنندگان تخصیص مییابد. این رویکرد، ضمن افزایش شفافیت، امکان برنامهریزی دقیقتر برای تولیدکنندگان و تعاونیها را فراهم میکند و امنیت جریان نقدینگی را ارتقاء میدهد.
یکی از دستاوردهای مهم نقشآفرینی بانک توسعه تعاون در طرح اتصال، کاهش هزینه تأمین مالی برای بنگاههای خرد و متوسط است. زمانی که تأمین مالی از بازار رسمی و در قالب زنجیره انجام میشود، نرخهای بهره غیرمتعارف و فشارهای مالی بازار غیررسمی حذف خواهد شد. این امر بهویژه برای کارگاههای کوچک و مشاغل خانگی که پیشتر امکان دسترسی به تسهیلات بانکی را نداشتند، یک تحول بنیادین محسوب میشود.
علاوه بر این، همافزایی بانک توسعه تعاون با نهادهایی مانند صندوق ضمانت تعاون، وزارت تعاون و سایر دستگاههای اجرایی، ریسک فعالیت اقتصادی را برای تولیدکنندگان کاهش داده و اعتماد آنها به نظام رسمی تأمین مالی را تقویت میکند. این اعتماد، پیششرط موفقیت هر سیاست توسعهای در حوزه اقتصاد مردمی است.
اجرای طرح اتصال در قالب پایلوتهای منطقهای و بخشی، گامی سنجیده برای ارزیابی کارآمدی این الگوست. حوزههایی مانند صنعت پوشاک، کشاورزی، صنایع تبدیلی و فعالیتهای تعاونی، بهعنوان بسترهای اولیه اجرای طرح انتخاب شدهاند. نتایج اولیه نشان میدهد که با سازماندهی تولید، تسهیل تأمین مالی و ایجاد مسیرهای فروش، بهرهوری اقتصادی بهطور معناداری افزایش یافته است.
بانک توسعه تعاون، با اتکا به تجربه تخصصی خود در حوزه تعاون و بنگاههای کوچک و متوسط، میتواند نقش کلیدی در تعمیم این مدل به مقیاس ملی ایفا کند. استمرار این مسیر، زمینهساز شکلگیری یک چارچوب نهادی پایدار برای توسعه اقتصاد مردمی خواهد بود.
طرح اتصال بنگاههای خرد و متوسط به بنگاههای بزرگ، نماد یک بلوغ سیاستی در مواجهه با مسائل ساختاری اقتصاد ایران است؛ طرحی که بهجای توزیع منابع بدون پیوند با بازار، بر ایجاد زنجیرههای ارزش، تأمین مالی هوشمند و توانمندسازی واقعی تولیدکنندگان تمرکز دارد. در این میان، بانک توسعه تعاون با ایفای نقش حامی مالی و معمار تأمین مالی زنجیرهای، به یکی از ارکان اصلی تحقق این راهبرد تبدیل شده است.
اگر این مسیر با ثبات سیاستی، هماهنگی نهادی و تداوم حمایتهای هوشمندانه دنبال شود، طرح اتصال میتواند نهتنها به بهبود معیشت تولیدکنندگان خرد و تعاونیها منجر شود، بلکه الگویی موفق برای بازآفرینی اقتصاد محلی و تقویت تابآوری اقتصادی کشور ارائه دهد؛ الگویی که بانک توسعه تعاون در قلب آن قرار دارد.