اقتصاد۲۴- داغ جانهایی که طی چند روز گذشته از دست رفت، تازه است، اما همین که بالاخره امنیت به مملکت برگشت و شاهد فروکش ناآرامیها شدیم، جای خوشحالی دارد.
خوشحالی از بازگشت آرامش و پایان تجمعات، اما به معنی فراموش کردن آنچه در روز و شبهای اخیر شاهد بودیم نیست. خروج از وضعیت ملتهب و بحرانی کنونی مستلزم بررسی و نگاه کارشناسی دقیق به شرایط و اقدام عملی برای رفع عوامل نارضایتی اجتماعی است.
به موضوع ضرورت رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی که بحثی مفصل و واضح است، وارد نمیشویم. درباره به خشونت کشیده شدن اعتراضات و نقش عواملی بیرونی و خارجی در آن نیز حرفی نمیزنیم. حتی به واکنشهای جهانی و افزایش فشار به جمهوری اسلامی ایران نیز در این گزارش ورود نمیکنیم. سوال کلیدی این گزارش آن است که در اعتراضات و ناآرامیها اخیر به شکلی مشهود و چشمگیر شاهد شعارهای ساختار شکنانه و سلطنتطلبانه بودیم؟ از «جاوید شاه» گرفته تا رویابافی درباره بازگشت پهلوی واقعا ریشه اجتماعی دارد؟ یا این تعداد از عوامل بیگانه در میان جمعیت نفوذ کرده بودند؟
ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی و فعال سیاسی اصولگرا تحلیلی متفاوتی دارد. او در مصاحبه با روزنامه اعتماد با تاکید بر اینکه «فراخوان پهلوی در اعتراضات اخیر از اساس محلی از اعراب ندارد» میگوید که پهلوی بحثی انحرافی و اشتباه است، چراکه کسانی که بعضا در خیابان جاوید شاه گفتند از اساس هیچ شناخت روشنی از خاندان پهلوی ندارند.
به گفته او، حتی اگر فرض کنیم که بر فرض محال یک روزی صندوق رایی باشد که به پهلوی رای دهند اکثریت قاطع همین جماعتی که امروز ممکن است در خیابان شعار جاوید شاه میدهند، به پهلوی و روی کار آمدنش رای منفی میدهند.
ایمانی علت این امر را لجاجت با حکومت میداند و میگوید که «این گروه احساس میکنند این حکومت از چیزی بدشان میآید باید آن را بگویند. مثلا اگر جمهوری اسلامی الان در شرایط فعلی میگوید: «سفید» این گروه بدون توجه به هر مسالهای میگوید: «سیاه».
این تحلیلگر اصولگرا تاکید میکند که غرب هم نگاه خاصی نسبت به پهلوی ندارد و از اساس گزینه قابل اعتنایی برای غرب نیست. او توضیح میدهد که مساله و برنامه اصلی غرب برای منطقه و نه فقط ایران موضوع تجزیه سرزمینی است و موضوع از اساس حضور یا عدم حضور جمهوری اسلامی یا حتی تصویر غیرواقعی بازگشت پهلوی نیست.
برخی از کارشناسان، اما نظر دیگری دارند، مثلا محمد جواد لاریجانی در برنامه جریان صداوسیما درباره نقش رضا پهلوی در نقشه آمریکا برای ایران گفت: «پهلوی یک کهنه تمیز کردن کثافتهاست. پهلوی یک سمبل است. همه میدانند یک انسانی با این درجه از حماقت... برای گول زدن بعضیهاست که حالا یک عرق قدیمی نسبت به شاه دارند. خلاصه ایران مملکتی بود که برای قرنها توسط شاهان و شاهنشاهان اداره میشد. جمهوری اسلامی یک تجربه عظیم دموکراسی در این کشور است. اینهایی که مرگ بر دیکتاتور میگویند، دیکتاتور به کی میگویند؟ همین که میخواهد مستقر شود اینجا. یعنی دیکتاتوری سکولار وابسته به آمریکا...»
نکته قابل توجه در سخنان لاریجانی که ناصر ایمانی به آن توجه ندارد همین مساله «عرق قدیمی» است. آنچه ایمانی میگوید و لاریجانی نادیده میگیرد هم بحث لجاجت با جمهوری اسلامی است.
قطعا پاسخگویی به نیازها و مطالبات اقتصادی مردم، همچنین خروج از سایه سنگین فشارهای خارجی در اولویت است، اما حتما لازم است که مسئولان امر در تعامل با جامعهشناسان و کارشناسان امر در گام بعدی ریشه این مسائل را یافته و برایش راهکاری بیندیشند چرا که در بلند مدت و در صورت عدم پاسخگویی به خواستههای مردم، همین عرق قدیمی به پهلوی و لجاچت با جمهوری اسلامی به عناصری خطرناک بدل خواهد شد.