اقتصاد۲۴- اغتشاشات هفته قبل تداوم اقدامات آمریکا در راستای جنگ ۱۲ روزه بود. طبق طرح ۴ مرحلهای آمریکا، بنا بود ابتدا ایران تحت تحریمهای مضاعف و اختلالات ارزی ناشی از مداخلات آمریکا در تعاملات اقتصادی بینالمللی، کشورمان درگیر ابتدا دچار بحران اقتصادی شود و از این مجرا درگیر اعتراضات مردمی شود و با ورود هستههای تروریستی این اعتراضات فراگیر و بار دیگر زمینه برای مداخله نظامی آمریکا فراهم شود.
اما حضور و حمایت مردم از استقلال و امنیت ایران امکان چنین مداخلهای را به محاق برد و اکنون آمریکا مجبور است طراحی خود را با تنزل از جنگ در سطح پیگیری مذاکره ادامه دهد.
آمریکا به جنگ نرسید، اما حالا میخواهد با فشارهای سیاسی و نمایش تحرکات نظامی، مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران را بترساند و آنها را وارد چرخه مذاکره کند.
دروغپردازیهای ترامپ را مشاهده کنید؛ او پیش از آنکه اساساً مسئله مذاکره برای ایران مطرح باشد مدعی است که عراقچی در تماس تلفنی خواستار مذاکره با آمریکا شده است. این موضعگیری غیرصادقانه و از روی حیلهگری صرفاً برای افزایش فشار جهت مجاب کردن ایرانیان به مذاکره است.
تحرکات نظامی منطقهای نیز همین پیام را دارد. ترامپ میخواهد ایران را بترساند تا از ترس جنگ به مذاکره پناه ببریم و در مذاکرهای یکسویه تمام خواستههای خود را محقق کند.
نکته اساسی اینجاست که آمریکا محاسبه سود و زیان جنگ را کرده است. اگر در مجموع، جنگ به نفع آمریکا بود یک لحظه درنگ نمیکرد و حتی دنبال بهانه هم نبود؛ مگر در جنگ ۱۲ روزه بهانهای وجود داشت؟ وسط مذاکرات جنگ را شروع کردند، چون برآوردشان این بود که ایران نمیتواند از خود دفاع کند و سریعاً مغلوب خواهد شد. اما میدان جنگ، برآورد و محاسبه نبود بلکه نمایش واقعی قدرت و توان طرفین بود. همین قدرت واقعی آنها را مجبور کرد از روز دوم جنگ به دنبال راهی برای آتشبس باشند.
از پایان جنگ تاکنون نیز هیچ نشانه و دلیلی مبنی بر تغییر محاسبات آمریکا در قبال ایران وجود ندارد. مخصوصاً که حضور مردم در صحنه و حمایت قاطع از استقلال ایران، طراحی آمریکاییها را برای امکان مداخله نظامی برهم زد و اکنون فشار برای ورود ایران به مذاکرات تنها استراتژی آمریکا است؛ البته مذاکرهای که ایران در موضع ضعف است نه مذاکره واقعی و از موضع برابر!