اقتصاد۲۴- دونالد ترامپ بار دیگر از «گزینه نظامی روی میز» سخن گفته و تحلیلهای رسانههای جهانی نشان میدهد حمله احتمالی آمریکا به ایران نه یک اقدام محدود، بلکه آغاز زنجیرهای از واکنشها خواهد بود که کنترل آن بهسادگی از دست واشنگتن خارج میشود. تجربه درگیریهای اخیر منطقه و ارزیابی نهادهای امنیتی غربی، نشان میدهد پاسخ ایران میتواند فراتر از یک واکنش نمادین باشد.
بحث درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران، بیش از آنکه به تصمیمی قطعی شباهت داشته باشد، به سنجش هزینهها و پیامدهای آن گره خورده است. گزارشهایی که در رسانههای آمریکایی و اروپایی منتشر شده، از یک نگرانی مشترک پرده برمیدارد: واکنش ایران قابل پیشبینی، محدود و قابل مهار نخواهد بود.
آنطور که دفاعپرس در گزارشی نوشته، ایران خود را برای سناریوهای متنوع پاسخ آماده کرده و تجربه درگیریهای پیشین، بهویژه تبادل مستقیم آتش در سالهای اخیر، نشان داده که تهران در صورت تحمیل جنگ، به واکنش سریع و چندلایه متوسل میشود. این ارزیابی، همزمان با تحلیلهای مراکزی مانند رَند (RAND Corporation) و شورای روابط خارجی آمریکا همخوانی دارد که هشدار دادهاند هرگونه حمله، پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه را در معرض خطر فوری قرار میدهد.
نیویورکتایمز در تحلیلی نوشته است که برخلاف تصور رایج، پایگاههای آمریکا در خلیج فارس بیش از آنکه ابزار بازدارندگی باشند، به «اهداف ثابت و آسیبپذیر» تبدیل شدهاند. این روزنامه تأکید میکند که فاصله کوتاه این پایگاهها تا خاک ایران، زمان واکنش را به حداقل میرساند و هرگونه حمله اولیه، احتمالاً با موجی از پاسخهای موشکی و پهپادی مواجه خواهد شد؛ پاسخهایی که میتواند توازن میدانی را در ساعات نخست برهم بزند.
در همین حال، فایننشال تایمز به بُعد دیگری اشاره کرده است: حتی اگر آمریکا و اسرائیل تلاش کنند درگیری را محدود نگه دارند، ورود ناخواسته بازیگران منطقهای میتواند دامنه بحران را گسترش دهد. به نوشته این روزنامه، شبکه متحدان منطقهای ایران، متغیری است که محاسبات پنتاگون را پیچیده میکند و میتواند منافع آمریکا و متحدانش را در نقاط مختلف غرب آسیا تحت فشار قرار دهد.
یکی از سناریوهایی که بهطور جدی در محافل اقتصادی غرب مورد بحث قرار گرفته، تأثیر جنگ بر امنیت انرژی جهانی است. بلومبرگ هشدار داده که هرگونه اختلال در تنگه هرمز، حتی در کوتاهمدت، میتواند بازار نفت را دچار شوک شدید کند؛ شوکی که پیامدهای آن تنها متوجه ایران یا آمریکا نخواهد بود، بلکه اقتصادهای اروپایی و آسیایی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل است که به نوشته این رسانه، بسیاری از متحدان واشنگتن علاقهای به تبدیل شدن یک بحران سیاسی به جنگی تمامعیار ندارند.
در حوزه نظامی نیز، اکونومیست با اشاره به تجربه درگیریهای اخیر منطقه نوشته است که ایران نشان داده بهجای تمرکز بر یک جبهه، از الگوی فرسایشی و چندسطحی استفاده میکند؛ الگویی که هدف آن افزایش هزینههای تصمیمگیران در واشنگتن و تلآویو است، نه صرفاً نمایش قدرت در یک نقطه خاص. این نشریه تأکید میکند که چنین رویکردی، زمان و منابع آمریکا را بهشدت درگیر کرده و افکار عمومی داخلی این کشور را نیز تحت فشار قرار میدهد.
در داخل ایران نیز مقامات نظامی بارها تأکید کردهاند که تهران آغازگر جنگ نخواهد بود، اما در صورت حمله، پاسخ را محدود به یک جغرافیا یا یک مقطع زمانی نخواهد کرد. همین موضع، به باور تحلیلگران غربی، یکی از دلایل اصلی احتیاط آمریکا در عبور از خط تهدید به اقدام عملی است.
تصویری که از مجموع تحلیلهای داخلی و خارجی بهدست میآید، نشان میدهد حمله احتمالی آمریکا به ایران، سناریویی ساده و کمهزینه نیست. پاسخ ایران میتواند بهسرعت از یک تقابل نظامی به بحرانی منطقهای و حتی اقتصادی تبدیل شود؛ بحرانی که مهار آن، نه در اختیار واشنگتن خواهد بود و نه قابل پیشبینی. شاید به همین دلیل است که «گزینه نظامی» بیش از آنکه به تصمیمی نزدیک شود، همچنان در حد یک تهدید پرسر و صدا باقی مانده است.