تهران از «برادری» با ریاض سخن میگوید، اما تحولات میدانی جنگ و تغییر آرایش قدرت در خلیج فارس نشان میدهد روابط ایران و عربستان بار دیگر در مسیر بیاعتمادی قرار گرفته است؛ شکافی قدیمی که حالا زیر فشار جنگ ۲۰۲۶، دوباره فعال شده و هر لحظه میتواند به یک تقابل آشکار تبدیل شود.
ابطال ناگهانی ویزای اقامت، مصادره غیررسمی داراییها و تعطیلی مدارس ایرانی در امارات، رویکرد تازه دبی در واکنش به جنگ جاری و ترکشهایی است که به او خورده است؛ این رویه، اما ابعاد حقوقی و انسانی بسیاری دارد و ضربه جبران ناپذیری نیز به اعتبار جهانی و اقتصاد امارات خواهد زد.
تداوم جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران در هفتههای اخیر، بازارهای مالی منطقه را وارد مرحلهای از نااطمینانی کرده است؛ بازاری که یکی از حساسترین بخشهای آن، املاک دبی است. مجموعه این تحولات پرسشی مهم را پیش روی تحلیلگران قرار داده مبنی بر اینکه آیا شوک ژئوپلیتیک میتواند موتور رشد چند سال اخیر بازار املاک دبی را متوقف کند، یا این بازار مانند بحرانهای پیشین بار دیگر مسیر بازگشت را پیدا خواهد کرد؟
گزارشهای میدانی و آمارهای منتشر شده در رسانههای بینالمللی نشان میدهند که سرمایهگذاران، بهویژه ابرثروتمندان آسیایی با توجه به جنگ فعلی در خاورمیانه که ترکشهایش به برجها دبی هم خورده است، دیگر این شهر را پناهگاهی امن برای داراییهای خود نمیبینند.
افکار عمومی جهان تشنه شنیدن خبر پایان درگیریهاست، اما رسانهها به پایداری هرگونه توافق بدون پشتوانه حقوقی بدبیناند. روزهای آتی برای منطقه سرنوشتساز خواهد بود و مشخص میشود که دیپلماسی فشار، مسیر جدیدی برای خاورمیانه ترسیم میکند، یا اینکه این گمانهزنیها تنها مقدمهای برای ورود به فاز جدیدی از تقابلهای بزرگتر در بهار پیشرو است.
شورای موقت رهبری با راهبرد تنشزدایی هوشمندانه در حال خلع سلاح دشمن است، اما هجمه بیسابقه تندروهای داخلی به مسعود پزشکیان، دقیقاً تکمیلکننده پازل دونالد ترامپ برای القای ضعف ایران بوده و نشان میدهد که طیف رادیکال با ترجیح منافع جناحی بر مصالح ملی، عملاً در زمین دشمن بازی میکند.
تارنمای بلومبرگ جمعه شب به نقل از «چند مقام اروپایی» نوشت که عربستان سعودی با هدف مهار جنگ در خاورمیانه تعامل و ارتباط مستقیم با ایران را افزایش داده است.
تنشهای نظامی در قلب خاورمیانه، بازار انرژی را از مدارهای سنتی خارج کرده و به مرز «انفجار قیمتی» کشانده است. در حالی که کانونهای مالی غرب از کابوس نفت ۲۰۰ دلاری واهمه دارند، اهرم انرژی به مؤلفهای کلیدی در بازدارندگی راهبردی ایران بدل شده؛ موازنهای که میتواند نظم پولی جهان را با چالشی بیسابقه روبهرو کند.
همزمان با افزایش تنشها میان تهران و واشنگتن و ضربالاجلی که از سوی دونالد ترامپ اعلام شده، شماری از کشورهای اروپایی به شهروندان خود توصیه کردهاند ایران را ترک کنند یا برای خروج فوری اقدام کنند. این تصمیمها علاوه بر نگرانیهای امنیتی درباره احتمال درگیری نظامی، به پیامدهای حقوقی و سیاسی مرتبط با تروریستی اعلامشدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مربوط دانسته شده است.
سنتکام در حساب کاربری خود در پلتفرم «ایکس» اعلام کرد، تفنگداران دریایی و ملوانان آمریکایی مستقر در خاورمیانه در کنار نیروی دریایی عربستان در رزمایش موسوم به «مدافع نیلی»، با هدف تقویت توان هماهنگی عملیاتی و ارتقای مهارتهای رزمی مشترک، شرکت کردند.
وقتی نخستوزیر لهستان میگوید ممکن است «چند ساعت دیگر» امکان تخلیه وجود نداشته باشد، یعنی در سطحی از محاسبات، احتمال آغاز یک بحران ناگهانی جدی گرفته شده است.
با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، معادلات امنیتی خاورمیانه بار دیگر دستخوش تغییر شده و شماری از دولتهای منطقه را به برقراری تماسها و رایزنیهای فوری با مقامهای واشنگتن سوق داده است.
با تشدید تنشها در خاورمیانه، ارتش آمریکا حضور نظامی خود در منطقه را تقویت کرده است؛ از انتقال ناوگروهها و تجهیزات دفاعی تا افزایش پرسنل در پایگاههای کلیدی. تحلیلگران میگویند این تحرکات بیشتر با هدف بازدارندگی و آمادهباش است، اما توجه جهانیان به پیامدهای احتمالی این استقرار همچنان بالاست.
ردیابیهای فلایترادار از افزایش پروازهای ترابری سنگین آمریکا به سمت خاورمیانه خبر میدهد؛ هواپیماهایی که به «فیل بارکش» مشهورند و معمولا وقتی وارد بازی میشوند که پشت صحنه، یک «عملیات بزرگ» یا دستکم یک آرایش جدی نظامی در حال شکلگیری است.
اظهارات تازه معاون وزیر خارجه روسیه درباره «منتفی نبودن عملیات نظامی علیه ایران» در کنار گزارشهای رسانههای آمریکایی از افزایش آرایش نظامی در خاورمیانه، نشانهای است از اینکه پرونده ایران بار دیگر وارد فاز خطرناک «دیپلماسی زیر سایه تهدید» شده است.
سخنان امروز کمال خرازی در کنگره ملی سیاست خارجی ایران، فقط یک نطق رسمی نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر لحن در سطح راهبردی جمهوری اسلامی است؛ تغییری که میتواند به معنای عبور از آزمونوخطا، بازتعریف نفوذ منطقهای و بازگشت سیاست خارجی به ریل واقعگرایی باشد.
در حالی که گفتوگوهای ایران و آمریکا برای «مهار تنش و ادامه مذاکرات» در مسقط آغاز شده، هنوز نشانههای پررنگی از آرایش نظامی واشنگتن در خاورمیانه دیده میشود؛ از انتقال تجهیزات و هواپیماهای سنگین گرفته تا حضور گروههای ناو هواپیمابر و پروازهای مکرر جنگی که سایه جنگ را همچنان بر منطقه نگه داشتهاند.