سخنان امروز کمال خرازی در کنگره ملی سیاست خارجی ایران، فقط یک نطق رسمی نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر لحن در سطح راهبردی جمهوری اسلامی است؛ تغییری که میتواند به معنای عبور از آزمونوخطا، بازتعریف نفوذ منطقهای و بازگشت سیاست خارجی به ریل واقعگرایی باشد.
در حالی که گفتوگوهای ایران و آمریکا برای «مهار تنش و ادامه مذاکرات» در مسقط آغاز شده، هنوز نشانههای پررنگی از آرایش نظامی واشنگتن در خاورمیانه دیده میشود؛ از انتقال تجهیزات و هواپیماهای سنگین گرفته تا حضور گروههای ناو هواپیمابر و پروازهای مکرر جنگی که سایه جنگ را همچنان بر منطقه نگه داشتهاند.
کشورهای منطقه از جمله قطر، مصر، ترکیه و روسیه تلاش کردهاند با میانجیگری، مسیر مذاکرات ایران و آمریکا را هموار کنند. بستههای پیشنهادی آنها شامل محدودسازی غنیسازی اورانیوم، توافق عدم تجاوز و کنترل انتقال فناوری و تسلیحات است و هدف اصلی، کاهش تنشها و حفظ ثبات و نفوذ منطقهای اعلام شده است.
کشورهای منطقه میتوانند پیام منتقل کنند، تنش را مهار کنند و فضای گفتوگو بسازند، اما ابزار رفع تحریمها یا ارائه تضمینهای پایدار را در اختیار ندارند. به بیان دیگر، آنها تسهیلگر مذاکرهاند، نه تصمیمگیر نهایی.
تحولات فعلی نشان میدهد که آمریکا با تقویت نیروهای دریایی، هوایی و جنگ الکترونیک در خلیج فارس و منطقه خاورمیانه، تصویری از آمادگی گسترده در برابر هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی ارائه میدهد؛ موضوعی که هم میتواند بهعنوان ابزار فشار در مذاکرات و بخشی از استراتژی بازدارندگی خوانده شود و هم میتواند به نگرانیها درباره احتمال تشدید سطح تقابل نظامی دامن بزند.
با وجود همه تهدیدها، آرایش نظامی و لفاظیهای تند، واقعیت این است که هزینههای یک حمله گسترده به ایران از منافع احتمالی آن برای آمریکا بیشتر است. ترس از پاسخ تلافیجویانه ایران، خطر گسترش جنگ به کل منطقه و ناتوانی در تضمین یک پیروزی قاطع، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که بین تهدید و احتیاط در نوسان است.
اگرچه ایالات متحده قدرت نظامی برتر را در اختیار دارد، اما جغرافیا و اقتصاد سیاسی علیه جنگ قد علم کردهاند. وقتی متحدان کلیدی مانند عربستان و ترکیه از همراهی سر باز میزنند و قدرتهایی مثل روسیه در پی میانجیگری هستند، «هزینه فایده» جنگ برای ترامپ تغییر میکند.
گسیل حجم زیادی از تجهیزات هوایی و دریایی آمریکا و برخی متحدان غربی آن به خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس پیش از برگزاری این رزمایش حکایت از عملیات جدید آمریکا علیه ایران دارد که درخصوص سطح و دامنه آن، اختلافنظرهای گستردهای میان رسانهها و تحلیلگران وجود دارد.
آنچه امروز در بهمن ۱۴۰۴ شاهد آن هستیم، یک بازی مرگبار بر لبه تیغ است؛ جایی که یک سو ائتلافهای نوین پدافندی و ناوگانهای عظیم قرار دارند و در سوی دیگر، کشوری که امنیت خود را با امنیت کل جهان گره زده است.
ورود همزمان فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا به خاورمیانه و داماد دونالد ترامپ به تلآویو، آن هم در شرایطی که منطقه روی لبه یک بحران چندلایه ایستاده، بار دیگر نگاهها را به نقشآفرینی پشتپرده واشنگتن در معادلات جنگ، آتشبس و مهار تنشهای منطقهای معطوف کرده است.
ورود فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) به سرزمینهای اشغالی، آن هم در میانه یکی از پرتنشترین مقاطع امنیتی منطقه، بار دیگر گمانهزنیها درباره افزایش احتمال درگیری مستقیم با ایران را تقویت کرده است؛ سفری که بهظاهر یک دیدار نظامی معمولی است، اما در بستر تحولات اخیر، معنایی فراتر از یک رفتوآمد دیپلماتیک دارد.
نخستوزیر لبنان با اشاره به سفر مقامات ایرانی به کشورش تأکید کرد که بیروت خواهان احیای روابط با تهران بر پایه احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر است و ایران را به عنوان بازیگری مهم با تأثیر مستقیم بر وضعیت لبنان معرفی کرد.
سالها تصور میشد قدرت در خاورمیانه از لولههای نفت و پایگاههای نظامی میگذرد، اما امارات متحده عربی معادله را عوض کرد؛ ابوظبی بهجای تانک، جرثقیل خرید و بهجای سرباز، اپراتور بندر فرستاد.
ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد داووس با اشاره به نقش ایران در معادلات منطقهای گفت «ایران زورگوی خاورمیانه بود، اما دیگر توان چنین نقشی را ندارد» و مدعی شد کشورهایی مانند عربستان، امارات و قطر اکنون بدون هراس تصمیم میگیرند؛ او همچنین با اذعان به باقیماندن تنشهایی محدود، ادعا کرد وضعیت کنونی منطقه نتیجه حملات آمریکا به ایران بوده است.
با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ علیه ایران، نگاهها به سناریوهای احتمالی پاسخ تهران معطوف شده است. تحلیلگران بینالمللی میگویند هر اقدام نظامی آمریکا میتواند واکنش گسترده و پرهزینهای از سوی ایران و متحدان منطقهای آن به همراه داشته باشد و پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود.
همزمان با پسلرزههای اعتراضات اخیر در ایران و گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه تهران، مواضع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بار دیگر به کانون توجه بازگشته است؛ مواضعی دوگانه که نه از جنگ استقبال میکند و نه خواهان بازگشت ایران به یک بازیگر قدرتمند و عادی در منطقه است.