اقتصاد۲۴- پیام دیروز مسعود پزشکیان خطاب به ملت ایران، با یک جمله کلیدی بیش از همه در کانون توجه قرار گرفت: «حاکمیت در برابر آسیبدیدگان مسئول است.» جملهای که در ظاهر، همدلانه، اخلاقی و حتی امیدوارکننده به نظر میرسد، اما درست در همین نقطه، به مهمترین ضعف خود بدل میشود؛ مسئول است، اما چگونه؟ تا کجا؟ و با چه ابزارهایی؟
در شرایطی که کشور از یکی از خونبارترین و پرهزینهترین مقاطع اجتماعی خود عبور کرده، افکار عمومی دیگر با گزارههای کلی قانع نمیشود. جامعه امروز، بهویژه خانوادههای جانباختگان، بازداشتشدگان و آسیبدیدگان، بهدرستی میپرسند: وقتی رئیسجمهور از «مسئولیت حاکمیت» سخن میگوید، دقیقاً از چه نوع مسئولیتی حرف میزند؟ مسئولیت اخلاقی؟ سیاسی؟ حقوقی؟ کیفری؟ یا صرفاً مسئولیتی در حد ابراز تأسف و همدردی؟
مشکل اصلی پیام پزشکیان، نه در همدردی، بلکه در فقدان مصداق و برنامه عملی است. او از جبران خسارت، رسیدگی عادلانه و شناسایی ریشههای خشونت سخن میگوید، اما نمیگوید این وعدهها قرار است از کدام مسیر اجرایی شوند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که «تشکیل کمیته»، «ماموریت دادن به وزرا» و «بررسی ابعاد حادثه» اغلب به ایستگاه پایانی پاسخگویی بدل شدهاند، نه نقطه آغاز آن.
وقتی رئیسجمهور میگوید به وزرای علوم و کشور مأموریت داده شده، این پرسش پیش میآید که نتیجه این مأموریتها چه ضمانت اجرایی دارد؟ آیا گزارشهای احتمالی منتشر خواهند شد؟ آیا افکار عمومی حق دسترسی به نتایج بررسیها را خواهد داشت؟ یا بار دیگر با گزارشهایی محرمانه مواجه خواهیم شد که فقط در بایگانی نهادها باقی میمانند؟
مسئولیت حاکمیت، اگر واقعاً قرار است معنا داشته باشد، باید از سطح «بیانیه» عبور کند و به تصمیمهای سخت و پرهزینه سیاسی برسد. مسئولیت یعنی پذیرش خطا، نه فقط نسبت دادن همهچیز به «دشمن»، «مزدور» و «توطئه خارجی». مسئولیت یعنی مشخص شدن زنجیره فرماندهی در برخوردهای امنیتی، شفافسازی درباره نحوه استفاده از قوه قهریه و پاسخ دادن به این سؤال ساده، اما حیاتی: چه کسی دستور داد و چه کسی پاسخگوست؟
افکار عمومی انتظار ندارد رئیسجمهور معجزه کند، اما انتظار دارد مصداق حرفش را بگوید. اگر بازداشتشدگان باید با رأفت و عدالت بررسی شوند، آیا این به معنای توقف فوری برخوردهای فلهای است؟ اگر خسارتها باید جبران شود، آیا بودجه مشخص، سازوکار شفاف و زمانبندی معلوم دارد؟ اگر ریشههای خشونت باید خشکانده شود، آیا این شامل بازنگری در سیاستهای رسانهای، اینترنتی، امنیتی و نحوه مواجهه با اعتراضات هم میشود یا نه؟
نکته مهمتر آنجاست که پزشکیان، آگاهانه یا ناآگاهانه، از گفتن این واقعیت طفره میرود که «حاکمیت» یک مفهوم انتزاعی نیست. حاکمیت یعنی نهاد، ساختار، دستور، تصمیم و مسئول مشخص. وقتی مسئولیت به یک مفهوم کلی حواله داده میشود، در عمل هیچکس مسئول نمیشود و همین، بزرگترین بحران اعتماد عمومی را رقم زده است.
اگر رئیسجمهور میخواهد پیامش فراتر از یک متن تسکینی باشد، باید یک گام جلوتر برود: اعلام علنی اقدامهای مشخص، جدول زمانی روشن، شفافیت در نتایج و مهمتر از همه، دفاع بیابهام از حق اعتراض و جان شهروندان، حتی اگر این دفاع برای دولت هزینه سیاسی داشته باشد.
امروز جامعه ایران، بیش از هر زمان دیگری، با یک مطالبه روشن روبهروست: مسئولیتپذیری واقعی، نه مسئولیتگویی کلی. اگر این فاصله پر نشود، جمله «حاکمیت در برابر آسیبدیدگان مسئول است» هم به سرنوشت بسیاری از وعدههای پیشین دچار خواهد شد؛ پرطمطراق، اما بیاثر.