اقتصاد۲۴- پتروشیمی ایران، از دل محدودیتها و بحرانها زاده شد؛ صنعتی که در سالهای جنگ پا گرفت و امروز بهعنوان یکی از پیشرانهای اقتصاد کشور شناخته میشود. اما این مسیر خطی و ساده نبود؛ بسیاری از آنچه امروز در صنعت پتروشیمی میبینیم، نتیجه تحولاتی است که سالها قبل در صنعت نفت رخ داد؛ تحولاتی که با هزینه، مقاومت و البته تصمیمهای جسورانه همراه بود. گفت و گوی پیش رو به مناسبت روز ملی صنعت پتروشیمی و با یکی از مدیران باسابقه و اثرگذار صنعت نفت و پتروشیمی ایران انجام شده است؛ مدیری که هم تجربه زیست در سختترین سالهای این صنعت را دارد و هم از نزدیک در طراحی تغییراتی نقش داشته که اثرات آن تا امروز ادامه پیدا کرده است. مهندس «سید مهدی حسینی» معتقد است نفت ایران نه در سال ۱۳۲۹ که در سال ۱۳۷۱ به معنای واقعی «ملی» شد؛ زمانی که پس از بالغ بر یک دهه کشمکش حقوقی، مذاکره فشرده و مواجهه با بزرگترین شرکتها و کنسرسیومهای نفتی جهان، تمامی پروندههای بینالمللی بسته شد و نفت ایران برای نخستینبار بدون مدعی، مالک و یا ذینفع خارجی در اختیار کشور قرار گرفت. به همت او و تیمی از مدیران و کارشناسان این صنعت، فروش نفت و فرآوردههای نفتی ایران نهتنها از یک بحران ساختاری عبور کرد، بلکه به لحاظ اقتصادی و در عرصه دیپلماسی نیز به ابزاری راهبردی برای کشور بدل شد؛ قراردادهایی که در بیش از ۵۰ کشور جهان منعقد شد و شبکهای از همکاریهای بینالمللی را شکل داد که آثار آن، سالها بعد، در توسعه میادین گازی، جهش تولید نفت و بهویژه بالندگی صنعت گاز ایران و رشد صنعت پتروشیمی کشورمان نمایان شد. تجربه نشان داده است توسعه این صنعت بدون نگاه واقعبینانه، تعامل هوشمندانه با جهان و حل گرههای ساختاری ممکن نبود و نیست. شاید مهمترین دستاورد این مسیر، همان جملهای باشد که بارها تکرار شده است؛ صنعت با شعار جلو نمیرود؛ با تصمیم، مذاکره و شجاعت پیش میرود. حسینی در این گفتوگو تأکید میکند؛ اگر صنعت پتروشیمی ایران در سالهای جنگ و کمبود منابع قوام گرفت، امروز نیز با وجود چالشهایی مانند محدودیت خوراک، تحریم، کمبود سرمایه و عقبماندگی تکنولوژیک، میتوان به گشایشی بزرگ امیدوار بود. او معتقد است ایران از نظر منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی در موقعیت برتر قرار دارد، اما ضعفمان در فناوری و سرمایه تنها از مسیر دیپلماسی فعال انرژی و مذاکره هوشمندانه با غولهای جهانی قابل جبران است؛ مذاکرهای که هم منافع ملی را تأمین کند و هم کشورهای بزرگ صنعتی را به همکاری پایدار با ایران ترغیب سازد.
اگر بخواهیم وضعیت امروز صنعت پتروشیمی را بهصورت تحلیلی بررسی کنیم، چه میزان از جایگاه فعلی آن را میتوان حاصل تحولات صنعت نفت، بویژه در دهه ۷۰ دانست؟
به نظر من، تحلیل صنعت پتروشیمی امروز بدون درک تحولاتی که در صنعت نفت دهه ۷۰ رخ داد، امکانپذیر نیست. در حقیقت پتروشیمی ایران صنعتی است که در دل بحران متولد شد. بخش قابل توجهی از ظرفیتها، زیرساختها و حتی رویکردهای مدیریتی فعلی پتروشیمی، حاصل تصمیمها و جهتگیریهایی است که در آن دوره و در صنعت نفت شکل گرفت.
پتروشیمی در شرایط جنگی و در فضایی آکنده از محدودیتهای مالی و فناورانه پا گرفت، اما همان تجربه زیست در بحران، پایههای صنعتی را بنا نهاد که امروز همچنان فعال است. این سابقه نشان میدهد توسعه این صنعت، هرچند با چالشهای جدی همراه است، اما با تصمیمگیری واقعبینانه و حل ریشهای مسائل، همچنان قابل تداوم خواهد بود.
وقتی در سال ۱۳۷۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی منصوب شدید، صنعت در چه وضعیتی قرار داشت؟
در سال ۱۳۷۶، پس از دورهای فعالیت در سمت مدیر تولید شرکت ملی نفت ایران، با حکم وزیر نفت وقت (غلامرضا آقازاده) مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی را بر عهده گرفتم و جایگزین آقای احمد رهگذر (سکاندار صنعت پتروشیمی در دوران سازندگی) شدم.
مجموعهای که از ایشان تحویل گرفتم، علیرغم همه محدودیتهای مالی و ساختاری، یک دستاورد قابل توجه به شمار میرفت. در دورهای که کشور همزمان با جنگ و بازسازی مواجه بود و نه منابع مالی کافی وجود داشت و نه امکان جذب سرمایه و فناوری خارجی، ظرفیت صنعت پتروشیمی از حدود ۳ میلیون تن به نزدیک ۱۲ میلیون تن افزایش یافته بود؛ این رشد، در آن مقطع تاریخی، موفقیتی بزرگ محسوب میشد و نشاندهنده مدیریت سختکوشانه و اثرگذار ایشان بود؛ پایهای که امکان تداوم و توسعه صنعت در سالهای بعد را فراهم کرد.
این توسعه با چه محدودیتهای قابل توجهی همراه بود؟
در آن مقطع، صنعت پتروشیمی همزمان با دو محدودیت اساسی مواجه بود؛ محدودیت مالی و محدودیت خوراک.
از نظر مالی، بخشی از پروژهها با استفاده از فاینانس اجرا شده بودند، اما هنوز به مرحله تولید نرسیده بود؛ در حالی که اقساط آنها سررسید شده بود. شرایط اقتصادی کشور نیز بهگونهای نبود که امکان بازپرداخت آسان این تعهدات وجود داشته باشد و در مواردی ناچار به مذاکره برای استمهال بدهیها میشدیم.
از سوی دیگر، ساختار خوراک پتروشیمیها عمدتاً بر پایه خوراک مایع شکل گرفته بود و دسترسی به گاز وجود نداشت. شرکت نفت نیز به دلیل محدودیتهای تولید و زیرساختی، توان تأمین پایدار خوراک را نداشت. نتیجه این وضعیت، شکلگیری ظرفیتهایی بود که از نظر اسمی ایجاد شده بودند، اما در عمل امکان بهرهبرداری کامل از آنها فراهم نبود.
آن شرایط، شما را به چه جمعبندیای رساند؟
پیش از ورود به صنعت پتروشیمی، سالها در شرکت ملی نفت فعالیت داشتم و از نزدیک با مشکلات این صنعت آشنا بودم. پس از انقلاب، شرکتهای بزرگ خارجی ایران را ترک کردند، اما حقوق قراردادی آنها همچنان باقی ماند و کشور با دهها پرونده حقوقی در دادگاههای بینالمللی مواجه بود که در مجموع میلیاردها دلار ادعا علیه ایران مطرح میکرد.
همزمان، کشور با محدودیت جدی تکنولوژی و سرمایه هم مواجه بود و فضای ذهنی غالب، هرگونه همکاری خارجی را مترادف با وابستگی تلقی میکرد. تجربه این سالها نشان داد که اداره و توسعه صنعت نفت و پتروشیمی بدون برنامهریزی دقیق، استفاده بهینه از منابع محدود و بهرهگیری هوشمندانه از همکاریهای خارجی، در عمل غیرممکن است.
پیشتر به مذاکره اشاره کردید؛ تجربه شما در این زمینه چه بود؟
ما حدود ۱۰ سال با شرکتهای بزرگ نفتی جهان، عمدتاً آمریکایی و اروپایی، مذاکره کردیم و من سرپرست تیم مذاکره بودم. تقریباً همه پروندههای حقوقی علیه ایران – بهجز یک مورد که به دادگاه رفت – از طریق مذاکره حل شد.
این تجربه نشان داد که مذاکره، اگر حرفهای، دقیق و مبتنی بر منافع ملی انجام شود، نهتنها ضعف نیست، بلکه یک ابزار قدرت است. از این طریق آموختیم که صنعت نفت چگونه عمل میکند، تکنولوژی چگونه به کار گرفته میشود و جهان چگونه میاندیشد.
با این اوصاف نتیجه عملی این مذاکرات چه بود؟
ما مدلی از قرارداد را طراحی کردیم که هم با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همخوانی داشت و هم برای سرمایهگذار خارجی جذاب بود. ثمره این اقدام، ورود حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه به کشور بود؛ سرمایهای که توسعه پارس جنوبی، افزایش تولید نفت و ثبت رکورد ۴ میلیون و ۳۵۰ هزار بشکه در روز را ممکن ساخت؛ رکوردی که هنوز هم تکرار نشده است. همین سرمایه و همین مدل همکاری، زمینه تأمین خوراک گازی برای صنعت پتروشیمی را نیز فراهم کرد.
چرا بر این باور هستید که نفت ایران در سال ۱۳۷۱ به معنای واقعی ملی شد؟
تعریف من از ملی شدن صنعت نفت این است که هیچ ادعای حقوقی یا مالکیتی نسبت به نفت کشور وجود نداشته باشد. به لحاظ تقویمی نفت ایران در سال ۱۳۲۹ ملی شد، اما این وضعیت تنها ۳ سال دوام آورد؛ پس از کودتای ۲۸ مرداد، کنسرسیوم نفتی شکل گرفت و تا زمان انقلاب ادامه داشت، حتی بعد از انقلاب نیز پروندههای حقوقی علیه ایران باقی و باز ماند. این پروندهها شامل ادعاهای مالی و قراردادی شرکتهای خارجی بود که همچنان به حقوق مالکیتی خود نسبت به نفت ایران معتقد بودند. این در حالی است که سال ۱۳۷۱، با تلاشها و رایزنیهای مستمر من و همکارانم، تمام این پروندهها بسته و تمامی دعاوی حقوقی حلوفصل شدند و به این ترتیب، برای اولینبار نفت ایران نهتنها از نظر مالکیتی بلکه از نظر حقوقی بهطور کامل تحت کنترل کشور قرار گرفت و هیچ مالک و مدعی خارجی وجود نداشت؛ این اتفاق، پایهای مهم برای توانایی ایران در مدیریت مستقل منابع انرژی و توسعه صنعت نفت و پتروشیمی بود و به همین دلیل من سال واقعی «ملی شدن صنعت نفت ایران» را سال ۱۳۷۱میدانم.
این تحولات چه اثری بر پتروشیمی گذاشت؟
اثر این تحولات بر صنعت پتروشیمی مستقیم و بنیادین بود. با راهاندازی فازهای پارس جنوبی، پتروشیمی ایران از خوراک مایع به خوراک گازی دسترسی پیدا کرد و «اتان» بهعنوان نقطه عطف توسعه زنجیره پتروشیمی عمل کرد. این تغییر ساختاری در خوراک، امکان توسعه زنجیره ارزش، افزایش ظرفیت تولید و شتاب گرفتن رشد صنعت پتروشیمی را فراهم آورد. به عبارت دیگر، تصمیمات استراتژیک در صنعت نفت بهطور مستقیم نتایج بلندمدتی در پتروشیمی ایجاد کرد. من این نقطه عطف پتروشیمی ایران (اتان) را به نوعی سرریز تعبیر میکنم؛ تصمیم در نفت، نتیجه در پتروشیمی.
به این ترتیب امروز پتروشیمی را در چه جایگاهی میبینید؟
در سال ۱۳۹۳ ظرفیت تولید حدود ۷۵ میلیون تن بود و صادرات پتروشیمی به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید، اما امروز از ظرفیت نزدیک به ۱۰۰ میلیون تن صحبت میکنیم. این درحالی است که بر اساس برنامه هفتم توسعه به عنوان نقشه راه تحول در صنعت پتروشیمی و تکمیل زنجیره ارزش، بنا است تا سال ۱۴۰۷، تولید محصولات پتروشیمی به ۱۳۱.۵ میلیون تن در سال برسد. مقایسه این اعداد نشاندهنده رشد قابل توجه صنعت پتروشیمی در کشورمان است. با این حال، چالش تأمین خوراک همچنان پابرجاست و نیاز به مدیریت مستمر دارد.
نقش مدیران پیشین در این رشد چشمگیر چه بوده است؟
مدیران شایستهای مثل «محمدرضا نعمتزاده» با جسارت، توسعه پتروشیمی را پیش بردند. حتی در مقاطعی که با کمبود زمین مواجه بودیم، نعمتزاده با اجرای پروژههای استحصال زمین یا احیای زمین از دریا، فضای جدیدی برای احداث مجتمعها ایجاد کرد. در حقیقت تصمیمات مدیریتی هوشمندانه، همراه با برنامهریزی و ایجاد زیرساختهای مناسب، نقش اساسی در شتاب گرفتن رشد صنعت پتروشیمی داشته است.
با این حال امروز تأمین خوراک را بزرگترین چالش صنعت پتروشیمی میدانید؟
بیتردید مهمترین چالش، تأمین خوراک است. هنوز بخشی از ظرفیتهای موجود به دلیل کمبود خوراک غیرفعال مانده است. آمار و ارقام صعودی که در سال های قبل به ثبت رسیده است نشان میدهد پتروشیمی ستون اقتصاد غیرنفتی کشور است، اما بدون تأمین پایدار خوراک، توسعه آن ممکن نیست.
راهکار شما برای حل این چالش چیست؟
دو راهکار جدی برای حل مسأله تأمین خوراک وجود دارد: اول، جمعآوری گازهای فلر که امروز هم سرمایه ملی را هدر میدهند و هم محیطزیست را تخریب میکنند و راهکار دوم هم، مشارکت شرکتهای خصوصی و بزرگ پتروشیمی و فولادی در توسعه میادین گازی است.
این شرکتها منابع مالی کافی دارند و اگر چهارچوب قراردادها و سهم خوراک مصرفی از ابتدا شفاف باشد، میتوانند در بالادست سرمایهگذاری کنند و بخش مهمی از مشکل خوراک را حل کنند، مشروط بر اینکه از ابتدا تکلیف سهم گاز مصرفیشان مشخص شود.
با توجه به مباحثی که مطرح کردید، نقش سیاست خارجی را در این بین چطور میبینید؟
بر اساس تجربه شخصی، تحریمها قابل حل هستند، به شرطی که برای حل آنها مذاکره بهدرستی و حسابشده انجام شود. لابی نفتی در آمریکا بسیار قدرتمند است و حتی از لابی تسلیحاتی هم تأثیرگذارتر است. ایران ظرفیتهای عظیمی دارد و طرف مقابل تکنولوژی و سرمایه؛ اگر توازن میان این دو به درستی مدیریت شود، میتوان هم منافع ایران و هم منافع طرف مقابل را تأمین کرد.
پیشنهاد من این است که در مذاکرات، حتماً دیپلماتهای نفتی و اقتصادی توأمان حضور داشته باشند تا طرف مقابل بداند ایران برای معامله جدی آمده است، نه صرفاً گفتوگوهای سیاسی. بدون دیپلماسی فعال و مدیریت حرفهای مذاکره، توسعه پایدار صنعت پتروشیمی ممکن نخواهد بود. در حقیقت دیپلماسی نفتی؛ حلقه مفقوده توسعه پایدار است.