اقتصاد۲۴- نام برند جهانی «هدی بیوتی» در روزهای اخیر نه بهخاطر یک محصول جدید یا کمپین زیبایی، بلکه به دلیل اظهارنظر بنیانگذار آن، هدی کتان، به تیتر اول شبکههای اجتماعی ایرانیان تبدیل شده است. این اتفاق، نمونهای بیسابقه از برخورد میان اقتصاد اینفلوئنسرها و تحولات سیاسی در فضای مجازی است؛ جایی که یک تصویر یا استوری میتواند به موج تحریم، توقف فروش و واکنشهای گسترده اجتماعی منجر شود.
ماجرا این است که هدی کتان، بنیانگذار برند آرایشی «هدی بیوتی»، تصویری از راهپیمایی ۲۲ دی در ایران و سوزاندن تصویر رضا پهلوی منتشر کرد و نوشت که «ایران در صورت حمله آمریکا به سرنوشتی مشابه عراق، لیبی و افغانستان دچار خواهد شد.»
این اقدام او با موجی از خشم اپوزیسیون خارج نشین و به خصوص سلطنتطلبها مواجه شد. بسیاری از کاربران عادی و حتی چندین بلاگر در واکنش کمپین دور ریختن محصولات او را راه انداخته و خواهان تحریم برند متعلق به او شدند. بالا گرفتن این قضیه سبب شد که هدی کتان در ویدیویی عذرخواهی کند، اما جنجال ایجاد شده، پایان نیافت. منتقدان او را متهم کردند که با انتشار این محتوا، خشونت علیه معترضان در ایران را توجیه میکند.
در مقابل، حامیان هدی کتان تأکید کردند که او صرفاً بهعنوان یک فرد عراقی و کسی که پیامدهای حملات نظامی آمریکا به کشورهای خاورمیانه را تجربه کرده، هشدار داده است و هیچ موضعگیری مستقیم درباره تحولات داخلی ایران نداشته است. با این حال، این توضیحات نتوانست شدت انتقادها و موج تحریم را کاهش دهد.
واکنشها تنها به انتقاد لفظی محدود نشد. کمپینی در شبکههای اجتماعی شکل گرفت که در آن کاربران اقدام به شکستن، دور ریختن یا سوزاندن محصولات هدی بیوتی کردند. این کمپین به سرعت دامنه خود را گسترش داد و نهایتاً فروشگاههای آنلاین ایرانی، از جمله دیجیکالا، را نیز درگیر کرد.
دیجیکالا فروش محصولات هدی بیوتی را متوقف کرده است؛ اقدامی که از سوی حامیان کمپین تحریم بهعنوان پیروزی مصرفکنندگان تفسیر شد، اما رسانههای نزدیک به جریان اصولگرا آن را «همراهی با پروژه سلطنتطلبها» دانستند و خواستار برخورد قضایی با این فروشگاه شدند. برخی رسانهها حتی این اقدام را نشانه «رشد رانتی و استفاده ابزاری از فضای داغ اعتراضات» تعبیر کردند.
هدی هایدی کتان، کارآفرین عراقی-آمریکایی و موسس برند «هدی بیوتی»، در ۲ اکتبر ۱۹۸۳ در ایالت اکلاهما به دنیا آمد. خانواده او، عراقیتبار و مهاجر، پس از مدتی به تنسی و سپس ماساچوست نقل مکان کردند. هدی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مالی گذراند، اما پس از مواجهه با موانع شغلی در این حوزه، تصمیم گرفت مسیر حرفهای خود را تغییر دهد و وارد دنیای آرایش و زیبایی شود.
او کار خود را با تجربه و آزمونوخطا آغاز کرد و در دبی و لسآنجلس با چهرههای شناختهشدهای مانند اوا لونگوریا و نیکول ریچی همکاری کرد. این تجربهها، پایههای مهارت حرفهای و شبکه ارتباطی گسترده او را شکل داد. در سال ۲۰۱۰، هدی وبلاگی با نام «هدی بیوتی» راهاندازی کرد و آموزشهای آرایشی و نکات زیبایی خود را به اشتراک گذاشت؛ محتوایی که توجه مخاطبان بینالمللی را جلب کرد و مسیر شهرت جهانی او را هموار ساخت.
سال ۲۰۱۳، نقطه عطفی در مسیر حرفهای او بود: هدی کتان برند آرایشی خود را رسماً تأسیس کرد و محصولاتش، از جمله مژههای مصنوعی، با استقبال گستردهای مواجه شد. استفاده چهرههای مشهور، از جمله کیم کارداشیان، از محصولات او باعث شد برند هدی بیوتی در کوتاهترین زمان ممکن در بازار جهانی شناخته شود. امروز این برند مجموعهای گسترده از محصولات آرایشی را ارائه میدهد و دفتر مرکزی آن در دبی مستقر است.
ماجرای هدی بیوتی نشان داد که نفوذ یک اینفلوئنسر جهانی میتواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیقی داشته باشد. برندها و شخصیتهای فعال در شبکههای اجتماعی، حتی بدون قصد مستقیم، ممکن است به میدان نزاعهای سیاسی کشیده شوند. پرسش اصلی این است که آیا تأثیرگذاری و درآمد ناشی از محبوبیت جهانی، مسئولیتهایی برای موضعگیری در مسائل حساس ایجاد میکند؟ و آیا مخاطبان، با تحریم و واکنشهای اجتماعی، قادر به تغییر روایتها هستند یا صرفاً شکافهای موجود را عمیقتر میکنند؟
در این میان، هدی کتان با سابقهای طولانی در فعالیتهای اجتماعی و بشردوستانه، اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که بازگشت از آن دشوارتر از هر بحران مالی یا شکست تجاری است؛ چرا که هر حرکت بعدی او در شبکههای اجتماعی میتواند تحلیل و تفسیر سیاسی شود و مستقیماً بر برند و بازار او تأثیر بگذارد.
هدی بیوتی، که زمانی نماد موفقیت یک زن مهاجر در اقتصاد جهانی بود، حالا به نمادی از تلاقی زیبایی، شبکههای اجتماعی و مناقشات سیاسی بدل شده است. این اتفاق به روشنی نشان میدهد که مرز میان فرهنگ و سیاست، حتی در عرصهای مانند آرایش و زیبایی، بهطور فزایندهای کمرنگ شده است.
با توجه به واکنش گسترده ایرانیان خارج از کشور، توقف فروش محصولات در پلتفرمهای داخلی و نقدهای رسانهای، برند هدی بیوتی در موقعیتی است که هر تصمیم بعدی آن نه تنها اقتصادی، بلکه سیاسی و اجتماعی خواهد بود. این پرونده میتواند درس مهمی برای سایر اینفلوئنسرها و برندها باشد: شهرت و نفوذ جهانی، مسئولیتهای غیرقابل انکاری به همراه دارد.