اقتصاد۲۴- نشانههایی از فعال شدن مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا طی روزهای گذشته پررنگ شده، آن هم در شرایطی که تهدید نظامی، تحریم و جنگ روانی نیز همزمان جریان دارد. نشانههای سبب تقویت گمانه مذاکره میشود، اما صرفا از زبان دیپلماتها و مقامات ایرانی مثل اسماعیل بقایی که میگوید «نگران جنگ نباشید» جاری نشده، کانالهای غیررسمی، متحدان منطقهای و حتی منابع امنیتی اسرائیل نیز همین گمانه را تقویت میکنند. مثلا اکسیوس در گزارشی ادعا کرده که احتمال دیدار در پایان همین هفته وجود دارد. در تازهترین خبر نیز خبرگزاری تسنیم به نقل از یک منبع آگاه احتمال شروع مذاکره ایران و آمریکا در روزهای آتی را تایید کرده و نوشته که زمان قطعی و مکان این مذاکره هنوز نهایی نشده است. این مذاکرات احتمالا در سطح عباس عراقچی و استیو ویتکاف خواهد بود. پرسش اصلی، اما این است که مذاکره ایران و آمریکا – آن هم با دونالد ترامپ – جدی است یا صرفاً یک مانور تاکتیکی در آستانه تشدید بحران است؟
در هفتههای اخیر، همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال درگیری نظامی، پیامهایی متناقض از واشنگتن مخابره شده است. از یک سو، تهدیدهای آشکار ترامپ و تیم امنیت ملی او درباره «گزینه نظامی» همچنان روی میز است و از سوی دیگر، تأکید مقامهای آمریکایی از جمله خود ترامپ بر اینکه رئیسجمهور ایالات متحده همچنان «به راهحل دیپلماتیک باور دارد» پررنگتر از گذشته شنیده میشود.
گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، از جمله آکسیوس، حاکی از آن است که کاخ سفید از طریق کانالهای مختلف به تهران پیام داده که آماده دیدار و گفتوگو برای دستیابی به توافق است. این پیامها، به گفته منابع آمریکایی، نه مانور رسانهای بلکه بخشی از یک تلاش واقعی برای آزمودن مسیر مذاکره است؛ مسیری که ترامپ میخواهد آن را بهعنوان یک «دستاورد بزرگ سیاست خارجی» به نام خود ثبت کند.
نکته قابلتوجه در دور جدید تحرکات، نقش فعال برخی بازیگران منطقهای است. قطر، ترکیه و مصر بهعنوان واسطههایی که هم با واشنگتن و هم با تهران کانال ارتباطی دارند، تلاش کردهاند زمینه یک نشست مقدماتی را فراهم کنند. بر اساس گزارشها، حتی از احتمال برگزاری دیداری در آنکارا میان استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، و مقامهای ارشد ایرانی سخن گفته شده است.
این تحرکات نشان میدهد که برخلاف دورههای پیشین، آمریکا این بار ترجیح داده پیش از علنیسازی هرگونه ابتکار دیپلماتیک، مسیر را از طریق میانجیها هموار کند؛ اقدامی که با وجود، اما و اگرهای فراوان میتواند نشانهای از جدیتر شدن گزینه مذاکره باشد.
در این میان، واکنش اسرائیل به تحرکات دیپلماتیک آمریکا و ایران قابلتأمل است. رسانههای عبریزبان گزارش دادهاند که تلآویو سه شرط اساسی را برای هرگونه توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران تعیین کرده است؛ شروطی که عملاً با خطوط قرمز اعلامی ایران همپوشانی ندارد.
بیشتر بخوانید:جدیدترین اظهارات بقایی درباره مذاکره ایران با آمریکا
از نگاه اسرائیل، توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودسازی جدی برنامه موشکی و قطع حمایت ایران از گروههای مقاومت در منطقه، پیششرطهای هر توافق «قابلقبول» است. این شروط، که پیشتر نیز در ادبیات مقامهای آمریکایی و اسرائیلی تکرار شده، بیش از آنکه چارچوبی برای توافق باشد، بهنظر میرسد ابزاری برای اعمال فشار حداکثری بر روند مذاکره است.
تلآویو نگران آن است که ترامپ، برای رسیدن به یک توافق سریع، از برخی مطالبات سختگیرانه اسرائیل عقبنشینی کند. همین نگرانی سبب شده مقامات امنیتی و نظامی اسرائیل، از جمله رئیس ستاد کل ارتش این رژیم، بهطور مستقیم وارد رایزنی با واشنگتن شوند.
اظهارات مقامهای اسرائیلی درباره رویکرد ترامپ، تصویر دوگانهای از رئیسجمهور آمریکا ارائه میدهد. از یک سو گفته میشود که او همچنان گزینه اقدام نظامی را کنار نگذاشته و از سوی دیگر، تأکید میشود که در مقطع فعلی، ترجیحش حرکت در مسیر گفتوگو است. این دوگانگی، با شخصیت سیاسی ترامپ همخوانی دارد؛ سیاستمداری که همواره مذاکره را نه بهعنوان یک فرآیند دیپلماتیک کلاسیک، بلکه بهمثابه یک معامله پرریسک میبیند.
از این منظر، ترامپ ممکن است مذاکره با ایران را فرصتی برای تحمیل یک توافق سختگیرانه بداند؛ توافقی که بتواند آن را «بهتر از برجام» معرفی کند. همین نگاه است که باعث شده منابع نزدیک به کاخ سفید از علاقه جدی او به گفتوگو سخن بگویند، بیآنکه تضمینی برای انعطاف واقعی واشنگتن ارائه شود.
در سوی دیگر، موضع ایران محتاطانه و حسابشده است. مقامهای ایرانی در موضعگیریهای اخیر، ضمن تأکید بر ترجیح دیپلماسی، بارها اعلام کردهاند که مذاکره تحت فشار و تهدید را نمیپذیرند. تجربه خروج آمریکا از برجام و سیاست فشار حداکثری، باعث شده تهران نسبت به نیت واقعی واشنگتن بدبین باشد.
ایران همچنین بهصراحت اعلام کرده که شروطی مانند توقف کامل غنیسازی یا دست کشیدن از توان دفاعی و سیاستهای منطقهای، قابل مذاکره نیست. از این رو، هرگونه گفتوگوی احتمالی، اگر قرار باشد شکل بگیرد، باید بر اساس چارچوبی متفاوت از خواستههای مطرحشده از سوی اسرائیل باشد.
با کنار هم گذاشتن این نشانهها، میتوان گفت که مذاکره ایران و آمریکا وارد مرحلهای حساس شده است؛ مرحلهای که در آن، پیامهای دیپلماتیک واقعیتر از گذشته بهنظر میرسد، اما موانع ساختاری همچنان پابرجاست. ترامپ ممکن است به دنبال توافق باشد، اما نوع توافق مطلوب او و فشار بازیگرانی مانند اسرائیل، مسیر را پیچیده کرده است.
در چنین شرایطی، احتمال آغاز گفتوگوهای محدود یا غیرعلنی وجود دارد، اما رسیدن به توافقی جامع و پایدار، نیازمند عبور از شکافهای عمیق بیاعتمادی است. به بیان دیگر، دیپلماسی زنده شده، اما هنوز در سایه تهدید نفس میکشد.