تاریخ انتشار: ۱۳:۴۴ - ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
اقتصاد ۲۴ گزارش می‌دهد؛

استیون ویتکاف مذاکره کننده آمریکا با ایران کیست؟/ تاجر املاک نیویورک و دیپلماسی ناوهای آمریکایی

حضور ویتکاف در مذاکرات عمان، بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد آمریکا باشد، بیانگر تلاش ترامپ برای مدیریت بحران بدون عقب‌نشینی ایدئولوژیک است؛ مذاکره، بدون پذیرش برابری.

اقتصاد ۲۴- نام استیون ویتکاف تا چند سال پیش، بیشتر در حاشیه معاملات بزرگ املاک نیویورک شنیده می‌شد، در میان برج‌ها، هتل‌ها و ساختمان‌های قدیمی که با پول، ریسک و شم اقتصادی احیا می‌شدند. اما امروز، همین نام در کنار یکی از حساس‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است: خاورمیانه و مذاکره غیرمستقیم با ایران. مسیری که نه از وزارت خارجه می‌گذرد، نه از دانشکده‌های روابط بین‌الملل، بلکه از یک دوستی قدیمی، شخصی و عمیق با دونالد ترامپ عبور کرده است.

استیون ویتکاف، فرزند خیاط یهودی در برانکس

استیون ویتکاف در ۱۵ مارس ۱۹۵۷ در برانکس نیویورک، در یک خانواده یهودی طبقه متوسط متولد شد. پدرش، مارتین ویتکاف، تولیدکننده پالتو و کت‌های زنانه بود؛ شغلی که در دهه‌های میانی قرن بیستم، ستون فقرات اقتصاد مهاجران یهودی نیویورک محسوب می‌شد. خانواده ویتکاف ریشه‌هایی در اروپای شرقی و امپراتوری روسیه داشتند و مانند بسیاری از یهودیان مهاجر، مسیر صعود اجتماعی را از کار سخت و تجارت آغاز کردند.

ویتکاف دوران کودکی و نوجوانی خود را در لانگ‌آیلند گذراند و از همان ابتدا، به‌جای سیاست، جذب منطق پول، قرارداد و معامله شد. او در سال ۱۹۸۰ مدرک کارشناسی و در سال ۱۹۸۳ مدرک دکترای حقوق (J.D) را از دانشگاه هافسترا دریافت کرد؛ مسیری که او را نه به دادگاه‌های کیفری، بلکه به قلب بازار املاک نیویورک رساند.

استیون ویتکاف و ورود آرام به دنیای قدرت

ویتکاف کار حرفه‌ای خود را به‌عنوان وکیل املاک و مستغلات آغاز کرد و در شرکت‌هایی فعالیت داشت که مشتریانشان، غول‌های ساخت‌وساز نیویورک بودند. یکی از همین مشتری‌ها، دونالد ترامپ جوان بود، تاجری پرحاشیه که در دهه ۱۹۸۰، نیویورک را میدان نبرد شخصی خود می‌دانست.

نقطه آغاز دوستی این دو، نه در یک جلسه رسمی، بلکه در روایتی ساده و نمادین شکل گرفت: برخورد اتفاقی در یک اغذیه‌فروشی و خرید یک ساندویچ برای ترامپ، زمانی که او پول نقد همراه نداشت. روایتی که بار‌ها از سوی خود ویتکاف در دادگاه‌ها و مصاحبه‌ها بازگو شده و حالا به بخشی از افسانه‌سازی پیرامون این رابطه بدل شده است.

عبور ویتکاف از وکالت به امپراتوری املاک

ویتکاف خیلی زود دریافت که سود واقعی نه در نوشتن قرارداد، بلکه در مالکیت زمین و ساختمان است. او از دهه ۱۹۸۰ شروع به خرید ساختمان‌های فرسوده در هارلم و برانکس کرد؛ مناطقی که در آن زمان کمتر کسی حاضر به سرمایه‌گذاری در آنها بود. خرید ساختمان‌هایی با قیمت‌هایی گاه باورنکردنی، از جمله املاکی که با حدود ۲۰ دلار به ازای هر فوت مربع معامله شدند، پایه ثروت آینده او را شکل داد.

در دهه ۱۹۹۰، ویتکاف سراغ نماد‌های نیویورک رفت: ساختمان دیلی‌نیوز، وول‌ورث، ۳۳ میدن لین و حتی تلاش برای خرید ساختمان کرایسلر. او در سال ۱۹۹۷ «گروه ویتکاف» را تأسیس کرد، شرکتی که امروز ده‌ها ملک شاخص در نیویورک، میامی و لاس‌وگاس را در اختیار دارد و یکی از بازیگران جدی بازار املاک لوکس آمریکاست.

زندگی شخصی استیون ویتکاف

زندگی شخصی ویتکاف، برخلاف ظاهر موفق و ثروتمندش، خالی از تراژدی نیست. او در سال ۱۹۸۷ با لورن راپوپورت ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد. اما در سال ۲۰۱۱، اندرو، پسر ۲۲ ساله‌اش، بر اثر اوردوز اکسی‌کدون در یک مرکز ترک اعتیاد در کالیفرنیا جان باخت. حادثه‌ای که ضربه‌ای عمیق به ویتکاف وارد کرد و بعد‌ها به یکی از نقاط پیوند عاطفی او با ترامپ تبدیل شد.

ترامپ پس از این واقعه، در کنار ویتکاف ایستاد، او را به کنفرانس‌های مرتبط با بحران مواد مخدر دعوت کرد و از این فقدان، روایتی انسانی در کارزار‌های سیاسی خود ساخت. رابطه‌ای که از تجارت عبور کرده و به سطحی شخصی و احساسی رسیده بود.

ورود غیررسمی استیون ویتکاف به سیاست

ویتکاف هرگز سیاستمدار رسمی نبود، اما به‌تدریج به یکی از حامیان مالی و سیاسی اصلی ترامپ تبدیل شد. او نقش واسطه میان ترامپ و اهداکنندگان ثروتمند یهودی، از جمله میریام ادلسون، را ایفا کرد و در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از هفتم اکتبر، حمایت مالی خود از کمپین ترامپ را به‌شدت افزایش داد.

او آشکارا از سیاست‌های ترامپ در قبال اسرائیل دفاع کرده و دموکرات‌ها را به‌دلیل کاهش حمایت نظامی از تل‌آویو مورد انتقاد قرار داده است. ویتکاف، اسرائیل را نه‌فقط یک متحد، بلکه بخشی از هویت سیاسی و شخصی خود می‌داند.

انتصاب استیون ویتکاف به‌عنوان نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه و سپس مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در گفت‌و‌گو‌های غیرمستقیم با ایران، با واکنش‌های گسترده‌ای همراه شد. او هیچ سابقه رسمی دیپلماتیک ندارد؛ همان‌طور که جرد کوشنر، داماد ترامپ، در دوره اول ریاست‌جمهوری فاقد چنین سابقه‌ای بود.


بیشتر بخوانید: ارزش خالص دارایی اعضای کابینه جدید ترامپ چقدر است؟/ این ۱۳ فرد متمول در کاخ سفید


اما ترامپ به تجربه ثابت کرده که به حلقه اعتماد شخصی بیش از ساختار‌های کلاسیک حکمرانی باور دارد. ویتکاف، برای ترامپ، نه یک دیپلمات، بلکه «نماینده اراده» است؛ کسی که قرار نیست مصالحه کلاسیک کند، بلکه پیام فشار، معامله و قدرت را منتقل کند.

ایران، برجام و منطق فشار

ویتکاف از مخالفان صریح برجام است و بار‌ها تأکید کرده که قطع منابع مالی ایران، راه مهار نفوذ منطقه‌ای آن است. او به‌صراحت از سیاست «فشار حداکثری» دفاع کرده و معتقد است که قدرت اقتصادی و نظامی، ابزار اصلی بازدارندگی است، نه توافق‌های چندجانبه.

در همین چارچوب، استیون ویتکاف اخیراً بار دیگر از سوی دونالد ترامپ به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در برابر ایران انتخاب شده و یک دور گفت‌وگوی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن در عمان شکل گرفته است، مذاکراتی که نه در فضای اعتمادسازی دیپلماتیک، بلکه زیر سایه تهدید، بازدارندگی نظامی و احتمال درگیری برگزار شده است.

هم‌زمان با این گفت‌وگوها، حضور ناو‌ها و تجهیزات نظامی ایالات متحده در آب‌های خلیج فارس تقویت شده است، پیامی آشکار از سوی واشنگتن که نشان می‌دهد مذاکره، از نگاه تیم ترامپ و نماینده‌اش ویتکاف، امتداد فشار است نه جایگزین آن. انتخاب دوباره ویتکاف برای چنین گفت‌وگویی، بار دیگر این واقعیت را برجسته می‌کند که ترامپ در مواجهه با ایران، بیش از دیپلماسی کلاسیک، به ترکیب معامله، تهدید و نمایش قدرت متکی است.

حضور ویتکاف در مذاکرات عمان، بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد آمریکا باشد، بیانگر تلاش ترامپ برای مدیریت بحران بدون عقب‌نشینی ایدئولوژیک است؛ مذاکره، بدون پذیرش برابری.

استیون ویتکاف، بیش از آنکه یک شخصیت مستقل باشد، نماد یک مدل حکمرانی است: حکمرانی مبتنی بر اعتماد شخصی، ثروت، وفاداری و معامله؛ مدلی که در آن، تاجر می‌تواند دیپلمات شود، دوست می‌تواند فرستاده ویژه باشد و تجربه، جای خود را به نزدیکی بدهد.

اینکه این مدل در پرونده‌ای به پیچیدگی ایران و خاورمیانه موفق خواهد بود یا نه، هنوز روشن نیست. اما آنچه مسلم است، این است که نام استیون ویتکاف، دیگر صرفاً در اسناد معاملات ملکی نیویورک دیده نمی‌شود، بلکه در حاشیه یکی از حساس‌ترین معادلات ژئوپلیتیک جهان ثبت شده است.

ارسال نظر