تاریخ انتشار: ۱۲:۴۰ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید؛

تک‌نرخی شدن ارز چه تأثیری بر اقتصاد دارد؟

اثرات تک‌نرخی شدن ارز روی اقتصاد دوگانه است؛ هم فرصت می‌سازد، هم اگر بد اجرا شود دردسر درست می‌کند:

اقتصاد۲۴- تصمیم دولت‌ها برای حرکت از نظام چندنرخی ارز به تک‌نرخی، همیشه یکی از پرحاشیه‌ترین و تاثیرگذارترین سیاست‌های اقتصادی است. این سیاست می‌تواند هم به عنوان فرصتی برای شفافیت و بهبود عملکرد اقتصادی عمل کند و هم در صورت اجرا نشدن درست، دردسر‌های فراوانی ایجاد کند. اثرات این تغییر بر اقتصاد کشور چندوجهی است و می‌توان آن را در حوزه‌های تورم، تولید داخلی، صادرات و واردات، فساد، بودجه دولت و معیشت مردم بررسی کرد.

اثرات تک‌نرخی شدن ارز بر تورم

یکی از نگرانی‌های اصلی در مسیر تک‌نرخی کردن ارز، فشار تورمی است. در کوتاه‌مدت، افزایش نرخ رسمی ارز و حذف ارز ترجیحی می‌تواند قیمت کالا‌های وارداتی را بالا ببرد و به تبع آن، سطح عمومی قیمت‌ها رشد کند. این فشار به ویژه بر کالا‌های مصرفی و کالا‌های واسطه‌ای تولید داخلی محسوس است و اگر سیاست‌های جبرانی مناسبی پیش‌بینی نشود، ممکن است نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.

اما در میان‌مدت و بلندمدت، تک‌نرخی شدن ارز امکان کنترل پایدار تورم را فراهم می‌کند. حذف یارانه‌های پنهان ارزی به کاهش کسری بودجه و محدود شدن نیاز به خلق پول کمک می‌کند. علاوه بر این، شفاف شدن نرخ ارز و کاهش عدم‌اطمینان در بازار، انتظارات تورمی را مهار کرده و به ثبات اقتصادی کمک می‌کند. بنابراین، اثر واقعی تک‌نرخی شدن ارز بر تورم به شدت به نحوه اجرا و هماهنگی آن با سیاست‌های مالی و پولی بستگی دارد.

تولید داخلی؛ بازگشت فرصت رقابت

نظام چندنرخی ارز معمولا تولید داخلی را در معرض آسیب قرار می‌دهد. ارز ارزان وارداتی باعث می‌شود کالا‌های خارجی با قیمت پایین‌تر از تولیدات داخلی به بازار برسند و تولیدکننده نتواند رقابت کند. این شرایط می‌تواند سرمایه‌گذاری را کاهش دهد، اشتغال را تحت فشار قرار دهد و بخش تولید را تضعیف کند.

تک‌نرخی شدن ارز این عدم تعادل را اصلاح می‌کند. وقتی واردات با نرخ واقعی انجام شود، تولید داخلی فرصت دارد در فضای رقابتی منصفانه فعالیت کند. البته این اثر مثبت زمانی پایدار است که موانع تولید کاهش یافته و دسترسی به منابع مالی و مواد اولیه تسهیل شود.

صادرات؛ افزایش شفافیت و انگیزه

صادرات همواره از تک‌نرخی شدن ارز منتفع می‌شود. در شرایط چندنرخی، صادرکنندگان با مقررات پیچیده و محدودیت‌های ارزی مواجه‌اند که انگیزه آنها را برای حضور در بازار‌های جهانی کاهش می‌دهد و اغلب به شکل‌گیری بازار‌های غیررسمی منجر می‌شود.

با تک‌نرخی شدن ارز، نرخ به واقعیت‌های اقتصادی نزدیک می‌شود و صادرکنندگان می‌توانند درآمد ارزی خود را با اطمینان مدیریت کنند. این شفافیت امکان برنامه‌ریزی بلندمدت و افزایش رقابت‌پذیری کالا‌های صادراتی را فراهم می‌کند.

واردات و تراز تجاری؛ مدیریت منابع ارزی

چندنرخی بودن ارز معمولا واردات کالا‌های مصرفی را افزایش می‌دهد و فشار زیادی بر منابع ارزی کشور وارد می‌کند. این وضعیت تراز تجاری را تضعیف می‌کند و ارز را از موارد ضروری تولید داخلی منحرف می‌کند.

تک‌نرخی شدن ارز این روند را اصلاح کرده و منابع ارزی را به سمت واردات کالا‌های سرمایه‌ای و واسطه‌ای هدایت می‌کند که برای تولید داخلی حیاتی هستند. این تغییر می‌تواند به بهبود تراز تجاری و افزایش ظرفیت تولید در بلندمدت کمک کند.

فساد و رانت؛ کاهش انگیزه سوءاستفاده

وجود نرخ‌های مختلف ارز، بستری برای فساد و رانت ایجاد می‌کند. هرچه فاصله میان نرخ‌ها بیشتر باشد، انگیزه برای سوءاستفاده و لابی‌گری اقتصادی افزایش می‌یابد.

تک‌نرخی شدن ارز با حذف شکاف قیمتی، زمینه‌های فساد و رانت را تضعیف می‌کند. زمانی که همه فعالان اقتصادی با یک نرخ مشخص کار می‌کنند، شفافیت افزایش یافته و نظارت مؤثرتر می‌شود.

بودجه دولت و کسری منابع

یارانه‌های ارزی اغلب هزینه‌های پنهان سنگینی به بودجه تحمیل می‌کنند که در نهایت از طریق تورم به مردم منتقل می‌شود. تک‌نرخی شدن ارز به دولت امکان می‌دهد منابع را شفاف مدیریت کند و به جای یارانه‌های غیرهدفمند، از ابزار‌های مستقیم برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر استفاده کند. این سیاست می‌تواند به انضباط مالی و پایداری بودجه کمک کند.

ارسال نظر