اقتصاد۲۴ ـ همزمان با انتقال محل مذاکرات ایران و آمریکا از مسقط به ژنو، نشانههایی از تغییر دستور کار گفتوگوها دیده میشود؛ هرچند عمان همچنان نقش واسطه و تسهیلکننده گفتوگوها را حفظ خواهد کرد.
این تغییر میتواند بار دیگر ایدهای قدیمی، اما بحثبرانگیز یعنی «کنسرسیوم هستهای منطقهای» را به کانون توجه بازگرداند. اگر چه مقامات ایران درباره طرح پیشنهادی ایران برای حل مشکلات سخن نگفتهاند، اما چندی پیش عباس عراقچی در گفتوگو با راشاتودی گفته بود: «به تیمم دستور دادهام روی یک طرح یا پیشنهاد عملی کار کنند که بتواند تضمین کند هیچ سلاح هستهای وجود نخواهد داشت. در عین حال، حقوق ایران برای استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای را نیز تضمین کند.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در تشریح دستور کار سفر خود به ژنو اعلام کرده است که پیش از آغاز رایزنیهای دیپلماتیک با ایالات متحده، با رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دیدار خواهد کرد تا مباحث دقیق فنی بررسی شود. او همچنین از دیدار با بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، خبر داده و تأکید کرده است که تهران با «ابتکارات واقعی برای دستیابی به توافقی عادلانه و متوازن» وارد مذاکرات شده است.
عراقچی در عین حال تصریح کرده موضوعی که «مطلقاً در دستور کار نیست، تسلیم در برابر فشارها و تهدیدهاست؛» عبارتی که نشان میدهد تهران تلاش دارد همزمان با حفظ خطوط قرمز سیاسی، گزینههای فنی تازهای را نیز روی میز نگه دارد.
هنوز مشخص نیست انتقال مذاکرات به ژنو ورود گفتوگوها به مرحلهای تخصصیتر است یا خیر؛ مرحلهای که نقش آژانس و بحثهای فنی هستهای پررنگتر میشود.
یکی از موضوعاتی که احتمال بازگشت آن به مذاکرات مطرح شده، طرح «کنسرسیوم هستهای منطقهای» است؛ ایدهای که نخستین بار در خردادماه امسال و در جریان دور ابتدایی مذاکرات، در نشریه بولتن دانشمندان هستهای مطرح شد. این طرح توسط گروهی از دانشمندان هستهای دانشگاه پرینستون آمریکا تدوین شده بود و تلاش میکرد راهحلی میانه میان حق غنیسازی ایران و نگرانیهای عدم اشاعه ارائه دهد.
بر اساس این پیشنهاد، ایران میتواند غنیسازی اورانیوم را در مقیاس صنعتی و تجاری ادامه دهد، اما این فعالیت در قالب یک ساختار مشترک منطقهای و تحت نظارت کشورهای شریک و بازرسان آژانس انجام شود؛ مدلی که هدف آن کاهش نگرانیهای امنیتی در عین حفظ ظرفیت فنی ایران است.
در نسخه پیشنهادی، مدیریت زیرساخت غنیسازی یکی از محورهای اصلی محسوب میشد. طبق این الگو، ماشینهای نسل اول ایران کنار گذاشته میشد و سانتریفیوژهای پیشرفتهتر تا زمان راهاندازی تأسیسات کنسرسیوم در انبارهای تحت نظارت نگهداری میشدند.
همچنین پیشبینی شده بود قطعات سانتریفیوژهای جدید تولیدشده در ایران به خارج از کشور و احتمالاً عمان منتقل و در آنجا توسط متخصصان ایرانی مونتاژ شوند، بدون آنکه دانش فنی به سایر کشورها منتقل شود. در عین حال، ایران میتوانست تحقیق و توسعه روی نسلهای پیشرفتهتر سانتریفیوژ را در داخل ادامه دهد، اما ظرفیت عملیاتی محدود باقی میماند و از انباشت مواد غنیشده جلوگیری میشد.
در این طرح، عمان به دلیل سابقه میانجیگری دیپلماتیک، گزینه اصلی میزبانی کارخانه غنیسازی معرفی شده بود؛ تأسیساتی که با سرمایهگذاری مشترک، سوخت مورد نیاز راکتورهای منطقه را تأمین میکرد و راهاندازی نخستین آبشار آن حدود سه تا چهار سال زمان میبرد.
انتقال مذاکرات به ژنو میتواند نشانه تلاش طرفها برای عبور از بنبستهای سیاسی و حرکت به سمت راهکارهای فنی ـ اجرایی باشد. در سالهای گذشته، اختلاف اصلی نه بر سر اصل برنامه هستهای ایران، بلکه درباره سطح اعتماد و سازوکار نظارت بوده است. مدل کنسرسیوم دقیقاً تلاش میکند این شکاف را پر کند؛ یعنی حفظ ظرفیت غنیسازی در کنار افزایش شفافیت.
برای ایران، چنین طرحی میتواند به معنای تثبیت حق غنیسازی و تبدیل برنامه هستهای به پروژهای اقتصادی و منطقهای باشد. برای غرب و کشورهای منطقه نیز، نظارت چندجانبه و مشارکت مستقیم، سطح نگرانیهای امنیتی را کاهش میدهد.
با این حال، موانع سیاسی همچنان جدی است. مشارکت کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پروژهای مشترک با ایران نیازمند سطحی از اعتماد منطقهای است که هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. علاوه بر این، پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر خواهد شد مدلی را بپذیرد که در آن ایران همچنان نقش «رهبر فنی» برنامه را حفظ میکند یا نه.
از سوی دیگر این ایده در دور قبلی مذاکرات نیز مطرح بوده، اما به نظر نمیرسد ایران نیز روی خوشی به این ایده نشان داده باشد. اگرچه اکنون تحت فشار بیشتری در مذاکرات شرکت خواهد.
دستور کار ژنو میتواند اهمیت زیادی برای مسیر مذاکرات داشته باشد و به طراحی یک معماری جدید هستهای نزدیک شود. اگر ایده کنسرسیوم دوباره مطرح شود، مذاکرات وارد مرحلهای خواهد شد که نتیجه آن نه صرفاً احیای یک توافق، بلکه تعریف مدلی تازه برای مدیریت برنامه هستهای ایران در سطح منطقهای است.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا ژنو محل تولد یک راهحل میانه خواهد شد یا تنها ایستگاهی دیگر در مسیر مذاکراتی فرسایشی؟