اقتصاد۲۴- هرچند بعد از دورهای اخیر گفتوگوهای ایران و آمریکا، گزارشهایی از «پیشرفتهای خوب» منتشر شد، اما مجموعهای از سیگنالها نشان میدهد پشت این خوشبینی رسانهای، یک واقعیت دیگر در جریان است. شاهدش توییت رضا نصری تحلیلگر ساکن آمریکا که نوشته: «برای ایران، هر حمله آمریکا امروز وزن کاملاً متفاوتی دارد. اگر تهدیدهای ترامپ از خط عبور کرده و به خطر موجودیتی برسد، ایران بدون محدودیت عمل خواهد کرد.»
این عبارت کوتاه، یک هشدار ساده نیست؛ بلکه به زبان سیاست خارجی، یادآور این نکته است که تهران احتمالاً میان «تنش کنترلشده» و «جنگ تمامعیار» خط روشنی ترسیم کرده و اگر احساس کند آمریکا به سمت سناریوی دوم میرود، واکنش ایران دیگر در چارچوب پاسخهای محدود و قابل مدیریت باقی نخواهد ماند.
در کنار این هشدار، سارا معصومی، خبرنگار نزدیک به وزارت خارجه نیز در توییتی تحلیلی، الگوی مذاکراتی دولت فعلی آمریکا را «مخرب» توصیف کرده و نوشته است: «به نظر میرسد الگوی مذاکره دولت فعلی آمریکا برای روند کلی دیپلماتیک مخرب است؛ هر دور مذاکره چیزی جز بازگشت به نقطه شروع نیست، انگار گفتوگوهای قبلی بیفایده بودهاند.»
این توصیف دقیقاً همان چیزی است که در هفتههای اخیر به شکل غیررسمی هم شنیده میشود: مذاکرات به جای اینکه پلهپله جلو برود، مدام از نو آغاز میشود. در چنین فضایی، «پیشرفت» بیشتر یک واژه برای کنترل افکار عمومی است تا نشانه واقعی رسیدن به توافق.
در همین فضای مبهم باید ماجرای توییت دیشب رنجبران و خبرش از خوب پیش نرفتن مذاکرات که بلافاصله بعد از انتشار، حذف شد را نیز در نظر گرفت.
اما سوال اصلی همان چیزی است که توییت نصری عملاً روی میز گذاشته: اگر ایران به این جمعبندی برسد که تهدیدها از مرحله فشار سیاسی عبور کرده و وارد مرحله «خطر موجودیتی» شده، اقدامات ویژه تهران چه میتواند باشد؟
در ادبیات امنیتی، «اقدام ویژه» معمولاً به معنای واکنشهایی است که سه ویژگی دارد: غافلگیرکننده، چندلایه و غیرقابل مهار سریع. بر همین اساس، گزینههای احتمالی ایران را میتوان در چند سطح فهم کرد:
اول؛ تغییر سطح پاسخ نظامی از محدود به گسترده. اگر تاکنون منطق ایران در بسیاری از بحرانها «پاسخ کنترلشده» بوده، در سناریوی خطر موجودیتی ممکن است این کنترل کنار گذاشته شود. یعنی پاسخ صرفاً محدود به یک نقطه یا یک مرحله نباشد و به شکل چند موجی و فرسایشی طراحی شود.
دوم؛ باز کردن همزمان چند جبهه فشار در منطقه. در منطق بازدارندگی ایران، هزینه جنگ نباید فقط روی دوش ایران باشد. به همین دلیل، در سناریوی تشدید بحران، احتمال فعال شدن چند نقطه اصطکاک به شکل همزمان وجود دارد؛ از مسیرهایی که آمریکا و متحدانش را درگیر «هزینههای غیرقابل پیشبینی» کند.
سوم؛ عبور از قواعد بازی دیپلماتیک و ورود به بازی «قدرت سخت». در شرایطی که تهران احساس کند مذاکرات صرفاً پوشش فشار است، ممکن است از سیاست صبر دیپلماتیک عبور کند و به سمت اقداماتی برود که پیامش روشن باشد: «این بازی، هزینه دارد.»
چهارم؛ اقدامات بازدارنده در حوزه هستهای، نه لزوماً ساخت سلاح. نصری مشخصاً از «بدون محدودیت» حرف زده، اما این الزاماً به معنی تصمیم برای سلاح هستهای نیست. در سطح بازدارندگی، حتی تغییرات فنی و عملیاتی در برنامه هستهای، میتواند به عنوان یک اهرم جدی مطرح شود؛ اقدامی که لزوماً نقطه نهایی نیست، اما مسیر را تغییر میدهد.
پنجم؛ هدف گرفتن نقاط حساس اقتصادی و انرژی در منطقه. یکی از مهمترین ابزارهای ایران در سناریوی جنگ گسترده، «اقتصاد جنگ» است. در صورت تشدید، تهران میتواند هزینه بحران را به بازار انرژی و مسیرهای حیاتی انتقال نفت و تجارت جهانی منتقل کند؛ همان نقطهای که برای آمریکا و اروپا و حتی چین، حساسیت حیاتی دارد.
زمانبندی توییتهای نصری و معصومی، اما تصادفی نیست. این هشدارها دقیقاً در دورهای منتشر شده که از یک طرف، دولت ترامپ مدام از «خطوط قرمز» میگوید و از طرف دیگر، رسانههایی مانند اکسیوس، به شکل سیستماتیک در حال روایتسازی درباره نزدیک بودن جنگ هستند.
در چنین شرایطی، تهران دو هدف را دنبال میکند: یکی اینکه به واشنگتن بفهماند «تهدید» دیگر ابزار بیهزینهای نیست؛ و دوم اینکه اگر مذاکرات به بنبست برسد، مسئولیت بحران را از پیش به سمت طرف آمریکایی هل دهد.
اگر مذاکرات واقعاً در مسیر توافق بود، نه توییتهای هشدارآمیز اینچنین جدی میشد و نه روایتهای داخلی و خارجی اینهمه متناقض و عصبی. واقعیت این است که آنچه از ژنو مخابره میشود، بیشتر یک «آرامسازی موقت» است؛ اما زمین زیر پای مذاکره میلرزد.
توییت رضا نصری را میتوان اینطور خلاصه کرد: تهران دارد میگوید اگر جنگ از حالت کنترلشده خارج شود، پاسخ ایران هم از حالت کنترلشده خارج خواهد شد؛ و توییت سارا معصومی هم میگوید: مذاکرهای که هر بار به نقطه شروع برگردد، دیر یا زود تبدیل به بنبست میشود.
حالا سوال این است: آیا آمریکا و ایران میتوانند پیش از رسیدن به آن بنبست، تصمیمی واقعی بگیرند؟ یا مسیر، همانطور که اکسیوس میگوید، به سمت سناریوهای سختتر میرود؟