اقتصاد۲۴- مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا، پس از گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی، بار دیگر توجه افکار عمومی و تحلیلگران بینالمللی را به خود جلب کرده است. در حالی که برخی رسانهها و کارشناسان بینالمللی بر امکان حصول توافق در قالبی مشابه برجام تمرکز دارند، واقعیت سیاسی و اقتصادی منطقه نشان میدهد مسیر این مذاکرات، بسیار پیچیده و پرچالش است.
کارشناسان معتقدند که دو عامل اصلی، احتمال موفقیت مستقیم مذاکرات را محدود کرده است: نخست، مقاومت داخلی آمریکا در پذیرش توافقی که منافع آن تنها به اروپا برسد و دوم، خواستههای ایران برای رفع تحریمها بهصورت واقعی و معنادار. علاوه بر این، حضور تجهیزات نظامی سنگین آمریکا در منطقه و نقش هماهنگ اسرائیل، فضای مذاکرات را به شدت حساس کرده است.
در این بین، اظهارات احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، وضعیت را پیچیدهتر میکند. او تلویحا گفته که هدف اصلی ایران در این مقطع، جلوگیری از وقوع جنگ است نه توافق. به گفته او، «همین که بتوانیم با مذاکره، وقوع جنگ را عقب بیندازیم، خوب است و تاکنون تیم مذاکرهکننده ایران توانسته این وظیفه را بهخوبی انجام دهد.»
او با اشاره به تجربه برجام خاطرنشان کرد که توافق بدون تضمین منافع ایران، پایدار نخواهد بود و افزود: «صفر کردن دائمی غنیسازی اورانیوم خط قرمز ایران است. ما فناوری بومی هستهای داریم و برای تأمین نیازهای کشور، حفظ توان غنیسازی ضروری است.» بخشایش اردستانی همچنین تأکید کرد که رفع تحریمها شرط اصلی ایران برای هرگونه توافق جدید است و پیشنهادهای اقتصادی مشترک با آمریکا، در صورتی که منافع کشور را تهدید نکند، قابل بررسی است.
تحلیلگران معتقدند که موفقیت ایران در مذاکرات تا حد زیادی به توانایی مدیریت دو بعد دیپلماسی عمومی و پشت میز مذاکره بستگی دارد. ترامپ در اظهارات رسانهای خود تلاش میکند خواستههایش را از زبان دیگران بیان کند، اما پشت میز مذاکرات، واقعیت متفاوت است. از سوی دیگر، ایران نیز باید بهگونهای عمل کند که منافع ملی و خطوط قرمز خود حفظ شود و از شعارهای ۴۷ سال گذشته عقبنشینی نکند.
در بعد داخلی، بخشایش اردستانی به شکاف میان دو گفتمان مسلط در جامعه اشاره کرد و گفت که ایجاد یک گفتمان میانی برای کاهش تنشها و همراه کردن جوانان با سیاستهای کشور ضروری است. از نگاه او، انسجام داخلی یکی از کلیدهای موفقیت در دیپلماسی خارجی است و بدون آن، هر توافقی آسیبپذیر خواهد بود.
از نظر هزینه و منافع، ایران و آمریکا هر دو تمایلی به جنگ ندارند. حضور روزانه ناوهای آمریکایی در خلیج فارس ۲۵۰ میلیون دلار هزینه دارد و ایران نیز آسیبهای احتمالی زیرساختی و نارضایتیهای داخلی ناشی از جنگ را مدنظر دارد. کارشناسان معتقدند که تعویق جنگ با دیپلماسی فعال، دستاوردی مهم برای تهران است که حتی در صورت عدم حصول توافق نهایی، امنیت ملی را تضمین میکند.
در جمعبندی، میتوان گفت که مذاکرات ایران و آمریکا در این مرحله، بیشتر از آن که بر حصول توافق فوری تمرکز داشته باشد، بر حفظ ثبات و امنیت منطقه و جلوگیری از وقوع جنگ متمرکز است. به گفته بخشایش اردستانی، موفقیت تیم مذاکرهکننده را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد و هرگونه توافق نهایی نیز مشروط به رعایت منافع ایران و رفع تحریمها خواهد بود.