اقتصاد۲۴- فضای سیاسی در ایران و منطقه روز به روز ملتهبتر شده و سایه تهدیدات نظامی آمریکا مدام سنگینتر میشود. با این حال دو روایت همزمان از تهران و واشنگتن نشان میدهد که پنجره دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده است. گزارش تازه رویترز از قول یک مقام ارشد ایرانی و ادعای رسانه آمریکایی آکسیوس درباره ضربالاجل ۴۸ ساعته واشنگتن، تصویری دوگانه از «فرصت توافق» و «سایه تهدید» ترسیم میکند؛ تصویری که بیش از هر زمان دیگری شبیه یک بازی با ساعت است.
به نوشته آکسیوس، یک مقام ارشد آمریکایی اعلام کرده اگر ایران طی ۴۸ ساعت آینده طرحی «مکتوب و دقیق» ارائه دهد، فرستادگان دونالد ترامپ آمادهاند روز جمعه در ژنو پای میز مذاکره بنشینند. در این روایت، ژنو نه صرفاً محل گفتوگو، بلکه آخرین ایستگاه پیش از تصمیمی بزرگتر توصیف میشود؛ تصمیمی که برخی مقامات آمریکایی از آن به عنوان گزینه نظامی مشترک با اسرائیل یاد میکنند.
در این چارچوب، نام دو چهره نزدیک به ترامپ برجسته است: استیو ویتکاف و جرد کوشنر؛ دو نفری که بنا بر گزارشها توصیه کردهاند پیش از هر اقدام نظامی، دیپلماسی آخرین شانس خود را بیازماید. همزمان، فشار طیفی دیگر در واشنگتن برای اقدام سختتر ادامه دارد؛ از جمله لیندزی گراهام که آشکارا از ترامپ خواسته توصیههای احتیاطآمیز را نادیده بگیرد.
این دوگانگی در تیم ترامپ، خود بخشی از معادله است: آیا کاخ سفید واقعاً به دنبال توافق است یا ضربالاجل را به اهرم فشار تبدیل کرده است؟
در سوی دیگر، رویترز به نقل از یک مقام ایرانی خبر داده که دور جدید مذاکرات در اوایل مارس برگزار خواهد شد و «امکان دستیابی به توافق موقت» وجود دارد. این مقام تأکید کرده تهران آماده بررسی ترکیبی از اقدامات فنی—از جمله صادرات بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا، کاهش سطح غنیسازی و حتی ایجاد کنسرسیوم منطقهای—است، مشروط به آنکه حق ایران برای غنیسازی صلحآمیز در چارچوب NPT به رسمیت شناخته شود.
ایران همچنین اعلام کرده کنترل منابع نفت و معادن خود را واگذار نخواهد کرد، اما شرکتهای آمریکایی میتوانند بهعنوان پیمانکار در میادین نفت و گاز مشارکت داشته باشند؛ پیشنهادی که در صورت جدی بودن، میتواند نشانهای از تلاش تهران برای ایجاد مشوق اقتصادی مستقیم برای واشنگتن باشد.
طبق گزارش آکسیوس، موضع اعلامی ترامپ «غنیسازی صفر» در خاک ایران است؛ اما همزمان گفته شده آمریکا حاضر است طرحی با «مقدار نمادین غنیسازی» را بررسی کند، اگر ایران بتواند ثابت کند مسیر دستیابی به سلاح هستهای مسدود میشود. این همان گره اصلی مذاکرات است: اختلاف بر سر دامنه و سازوکار رفع تحریمها در برابر محدودیتهای هستهای.
ایران میگوید لغو تحریمها باید مؤثر، قابل راستیآزمایی و دارای تضمین باشد؛ آمریکا بر محدودیتهای سختگیرانه و نظارت قوی تأکید دارد. فاصله میان «به رسمیت شناختن حق غنیسازی» و «غنیسازی صفر» اگرچه از نظر سیاسی زیاد است، اما عبارت «مقدار نمادین» نشان میدهد فضای چانهزنی هنوز کاملاً مسدود نشده است.
طرح «توافق موقت» بیش از هر چیز به معنای مدیریت بحران است: کاهش تنش فوری، توقف پیشرفتهای حساس هستهای در برابر آزادسازی محدود منابع مالی یا تعلیق بخشی از تحریمها. چنین مدلی میتواند زمان بخرد—برای تهران جهت جلوگیری از اجماع بینالمللی جدید و برای واشنگتن جهت دوری از ورود به یک درگیری پرهزینه در خاورمیانه.
اما توافق موقت ریسکهایی هم دارد؛ از جمله فرسایشی شدن روند و تبدیل آن به وضعیت نیمهتعلیق دائمی که نه تحریمها را کاملاً برمیدارد و نه بحران را بهطور ریشهای حل میکند.
در پس این تحرکات، تهدیدهای متقابل نیز پررنگ است. تهران هشدار داده در صورت هرگونه حمله، پاسخ «قابلتوجه» خواهد داد؛ از هدف قرار دادن منافع آمریکا در منطقه تا تهدید به بستن تنگه هرمز. این سطح از لفاظی نظامی، هم ابزار بازدارندگی است و هم یادآور هزینههای هر تصمیم شتابزده.
آنچه از مجموع روایتها برمیآید، شکلگیری یک لحظه حساس است: واشنگتن با ضربالاجل کوتاه به دنبال وادار کردن تهران به ارائه پیشنهاد مکتوب و مشخص است؛ تهران نیز با طرح ایده توافق موقت و مشارکت اقتصادی شرکتهای آمریکایی، سیگنال انعطاف مشروط میفرستد.
اینکه مذاکرات ژنو - در صورت برگزاری- به نقطه عطفی واقعی بدل شود یا صرفاً به اپیزودی دیگر در چرخه تهدید و گفتوگو، به یک عامل کلیدی بستگی دارد: آیا دو طرف حاضرند از خطوط قرمز اعلامی خود عقبنشینی تاکتیکی کنند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، «توافق موقت» میتواند سکوی پرش به سمت توافقی پایدارتر شود؛ در غیر این صورت، همانطور که برخی در واشنگتن هشدار میدهند، این شاید آخرین ایستگاه پیش از چرخش به سمت گزینهای باشد که هزینههایش برای منطقه و جهان، قابل پیشبینی نیست.