اقتصاد۲۴- آنطور که برخی منابع در مقسط گزارش کردهاند علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی فردا راهی عمان میشود و گویا پیام مهمی را که در روند مذاکرات بسیار اثرگذار است، منتقل خواهد کرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه البته کلا از این ماجرا ابراز بیاطلاعی کرده است. مسئله، اما فراتر از یک سفر به عمان است، حرف از نقش ویژه لاریجانی در تحولات این روزها است. نقشی که گویا به چشم رسانههای بین المللی هم آمده است. مثلا گزارش مفصل نیویورکتایمز درباره افزایش اختیارات و تحرکات دیپلماتیک و امنیتی علی لاریجانی، او را به عنوان چهرهای کلیدی در چینش جدید ساختار قدرت در شرایط پرتنش منطقهای معرفی میکند؛ روایتی که اگرچه بر منابع ناشناس تکیه دارد، اما از بازآرایی جدی در مدیریت امنیت ملی ایران حکایت میکند.
این گزارش با تمرکز بر نقش جدید علی لاریجانی در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی، تصویری از یک «مدیر بحران» ارائه میدهد که همزمان در چند جبهه فعال است: از مذاکره هستهای تا رایزنی با مسکو و بازیگران منطقهای، و از طراحی سناریوهای جنگی تا مدیریت پیام در رسانهها.
این روزنامه آمریکایی با استناد به گفتوگو با شش مقام ارشد و چند عضو سپاه، مدعی شده است که رهبر جمهوری اسلامی، مسئولیتهای کلیدی را در شرایط فعلی به حلقهای محدود از معتمدان خود واگذار کرده و در این میان لاریجانی جایگاهی برجسته دارد. به نوشته این رسانه، او نهتنها بر روند مذاکرات هستهای با واشنگتن نظارت دارد، بلکه مأموریت یافته برای سناریوهای احتمالی جنگ نیز برنامهریزی کند.
طبق این گزارش، لاریجانی طی هفتههای اخیر سفری به مسکو برای دیدار با ولادیمیر پوتین داشته و همزمان با رهبران منطقهای از جمله در قطر و عمان رایزنی کرده است. این تحرکات در حالی انجام میشود که مذاکرات هستهای همچنان در جریان است و دو طرف رسمی، بر مسیر دیپلماسی تأکید دارند.
تحلیل این همزمانی مهم است: تهران در حال پیشبرد یک «دیپلماسی بازدارنده» است؛ یعنی مذاکره در کنار ارسال پیام آمادگی نظامی. مصاحبه لاریجانی با شبکه الجزیره در دوحه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ جایی که او تأکید کرد ایران به دنبال جنگ نیست، اما برای پاسخ آماده است.
چنین ادبیاتی، نه اعلان جنگ، بلکه تثبیت بازدارندگی است؛ پیامی هم برای طرف مقابل در میز مذاکره و هم برای افکار عمومی داخلی.
یکی از مهمترین بخشهای گزارش نیویورکتایمز، ادعای طراحی سازوکارهای جانشینی چندلایه در ساختار فرماندهی است. این رسانه مدعی است برای هر مقام کلیدی، چند سطح جانشین در نظر گرفته شده تا در صورت بروز حمله یا ترور، خللی در اداره کشور ایجاد نشود.
اگر این ادعا را فارغ از منبع آن تحلیل کنیم، نشانهای از نوعی «نهادینهسازی مدیریت بحران» است؛ تجربهای که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته با ترور، تحریم و تنشهای منطقهای اندوخته است. ایجاد شورای دفاعی جدید و تمرکز اختیارات امنیتی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، میتواند بخشی از همین بازچینش باشد.
پرسش کلیدی اینجاست: چرا لاریجانی؟ او سابقه ۱۲ سال ریاست مجلس، حضور در پروندههای حساس امنیتی و نقشآفرینی در توافقهای راهبردی از جمله توافق ۲۵ ساله با چین را در کارنامه دارد. از نگاه حامیانش، او سیاستمداری عملگرا با ارتباطات گسترده داخلی و خارجی است. به گفته «ناصر ایمانی» فعال سیاسی اصولگرا، رهبر انقلاب در شرایط بحرانی به او اعتماد دارد.
اما تحلیل سیاسی فراتر از این توصیفهاست. بازگشت لاریجانی به مرکز ثقل تصمیمگیری امنیتی میتواند سه معنا داشته باشد.
نخست، تقویت گرایش عملگرایانه در مدیریت بحران: سپردن پرونده حساس امنیت ملی به چهرهای با سابقه تعاملات بینالمللی، نشاندهنده ترجیح عقلانیت تکنوکراتیک بر رویکردهای صرفاً ایدئولوژیک است.
دوم، ایجاد توازن در ساختار قدرت: حضور همزمان چهرههایی، چون قالیباف و حتی نام بردن از حسن روحانی در فهرستهای احتمالی مدیریت اضطراری، حاکی از نوعی چینش فراطیفی برای حفظ انسجام در صورت بحران است.
سوم هم مخابره پیام به بیرون: برجسته شدن لاریجانی، که در غرب چهرهای شناختهشدهتر از بسیاری از مقامات فعلی است، میتواند سیگنالی برای جدی بودن مسیر مذاکره در عین آمادگی برای تقابل باشد.
بخش دیگری از گزارش به نکتهای قابل توجه اشاره میکند: پیشنهاد رئیسجمهور به لاریجانی برای رفع محدودیتهای اینترنتی. اگر این روایت دقیق باشد، نشان میدهد دبیر شورای عالی امنیت ملی در برخی حوزهها به بازیگری فراتر از نقش سنتی خود تبدیل شده است.
این مسئله میتواند نشانه تمرکز تصمیمگیری در حوزههای کلیدی در نهادهای امنیتی باشد؛ روندی که در دورههای تنش خارجی معمولاً تشدید میشود. با این حال، چنین تمرکزی الزاماً به معنای تضعیف دولت نیست، بلکه ممکن است بیانگر تقسیم کار جدید در شرایط ویژه باشد.
گزارش نیویورکتایمز – با وجود اتکا به منابع ناشناس و نگاه بیرونی – بر یک واقعیت تأکید دارد: ساختار قدرت در ایران در حال تطبیق با شرایط پرریسک منطقهای است. پررنگ شدن نقش لاریجانی را میتوان بخشی از این فرآیند دانست؛ فرآیندی که هدفش افزایش تابآوری، حفظ انسجام درونی و مدیریت همزمان دیپلماسی و بازدارندگی است.
اینکه این چرخش امنیتی به توافقی پایدار ختم شود یا به تقابل گستردهتر، به متغیرهای بسیاری بستگی دارد؛ از اراده سیاسی در تهران و واشنگتن گرفته تا تحولات میدانی منطقه. اما آنچه مسلم است، بازگشت لاریجانی به کانون تصمیمسازی، صرفاً یک جابهجایی فردی نیست؛ بلکه نشانهای از بازآرایی در معماری قدرت در یکی از حساسترین مقاطع سالهای اخیر است.