
اقتصاد۲۴- دیدار امروز علی لاریجانی با وزیر انرژی روسیه، از آن جنس ملاقاتهایی است که در خبر رسمی، چند خط بیشتر دربارهاش نمیخوانیم، اما در واقعیت، وزن آن بهمراتب سنگینتر از «یک گفتوگوی معمول» است. مخصوصاً وقتی طرف ایرانی نه یک مقام صرفاً اقتصادی، بلکه دبیر شورای عالی امنیت ملی است؛ جایگاهی که اصولاً برای مذاکره درباره «پروژههای روتین انرژی» تعریف نشده و هر وقت وارد میدان میشود، یعنی ماجرا از سطح قرارداد و تجارت عبور کرده و به سطح محاسبات راهبردی رسیده است.
در روایتهای منتشرشده، محور گفتوگو «تقویت روابط دوجانبه و همکاریهای انرژی» عنوان شده؛ عبارتی که در ادبیات دیپلماتیک ایران و روسیه بهنوعی همان چتر بزرگ است که میتواند از مبادلات نفتی و گازی گرفته تا سرمایهگذاری در میادین، سوآپ، شبکه انتقال، پالایشگاهها، همکاریهای برق و حتی هماهنگیهای مرتبط با بازار جهانی را در خود جا دهد. اما نکته اینجاست: چرا چنین دیداری درست در این مقطع رخ داده و چرا سطح آن از کانالهای معمول وزارت نفت یا وزارت نیرو عبور کرده و به شورای عالی امنیت ملی رسیده است؟
در شرایط عادی، همکاریهای انرژی میان کشورها در قالب کمیسیونهای اقتصادی، قراردادهای شرکتها یا نشستهای تخصصی وزارتخانهها پیش میرود. اما ایران و روسیه هر دو در موقعیتی قرار دارند که انرژی برایشان فقط یک منبع درآمد نیست؛ ابزار بقا در شرایط فشار است. تحریمها در سالهای اخیر نشان دادهاند که جنگ امروز، الزاماً جنگ تانک و موشک نیست؛ جنگ شبکه بانکی، بیمه، حملونقل، مسیرهای صادراتی و کنترل بازار است.
وقتی دو کشور همزمان زیر فشار تحریمهای غرب قرار دارند، طبیعی است که «همکاری انرژی» از حالت اقتصادی خارج شود و به سطحی برسد که باید در اتاقهای امنیتی دربارهاش تصمیم گرفت؛ چون هر توافق انرژی میتواند همزمان فرصت و ریسک باشد: فرصت برای دور زدن محدودیتها و تثبیت درآمد، و ریسک از جنس وابستگی، معاملههای یکطرفه یا حتی تبدیل شدن به برگ بازی قدرت بزرگتر.
اهمیت دیدار امروز در همین نقطه است. ایران در ماههای اخیر با چند مسئله همزمان روبهرو بوده: فشارهای اقتصادی، بحثهای مربوط به تحریمها، نگرانیهای بازار ارز و انرژی داخلی، و از سوی دیگر پروندههای سیاست خارجی که هر لحظه میتواند فضای منطقه را ملتهبتر کند. در چنین فضایی، تهران نیازمند این است که نشان دهد در زمین بازی جهانی تنها نیست و مسیرهای جایگزین دارد.
از نگاه روسیه نیز داستان روشن است. مسکو بعد از جنگ اوکراین، در بازار انرژی با شرایطی روبهرو شده که دیگر نمیتواند مثل قبل به اروپا تکیه کند؛ بنابراین طبیعی است که روسیه به دنبال گسترش پیوندهای انرژی با شرکای غیرغربی باشد؛ کشورهایی که هم بازار و هم مسیرهای جدید ایجاد کنند و هم بتوانند در ساختن شبکههای مالی و تجاری موازی نقش داشته باشند.
به زبان ساده، دو کشور در نقطهای ایستادهاند که «همکاری انرژی» برایشان یک پروژه سودآور نیست؛ یک شبکه نجات است.
اگر این دیدار فقط درباره توسعه یک میدان یا یک قرارداد سرمایهگذاری بود، لاریجانی میزبان نمیشد. حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی در این سطح، یک نشانه است: تهران احتمالاً در حال بررسی یا نهاییسازی مدلهای جدید همکاری است؛ مدلهایی که فقط با امضای یک وزارتخانه جلو نمیرود و به هماهنگیهای کلان نیاز دارد.
از این زاویه، دیدار امروز میتواند چند پیام همزمان داشته باشد؛ اول اینکه ایران میخواهد سطح همکاری با روسیه را از «تفاهمنامههای تبلیغاتی» به سمت «چارچوبهای عملیاتی» ببرد. دوم اینکه تهران تلاش میکند روسیه را در یک بسته بزرگتر تعریف کند؛ بستهای که انرژی، ترانزیت، امنیت منطقهای و تجارت را کنار هم مینشاند؛ و سوم اینکه ایران به دنبال تثبیت یک ائتلاف کارکردی است تا در صورت تشدید فشارهای غرب، دست خالی نماند.
اما مهمترین بخش ماجرا، «جغرافیای انرژی» است. ایران و روسیه هر دو غولهای گاز جهاناند. همین واقعیت یک تناقض در دل رابطهشان ایجاد میکند: آنها هم شریکاند و هم رقیب. شریکاند، چون میتوانند در برابر فشارهای غرب به هم تکیه کنند، و رقیباند، چون در بازارهای جهانی، هر کدام سهم دیگری را تهدید میکند؛ بنابراین هر دیدار انرژی میان تهران و مسکو، یک سؤال مهم را پشت سر خود دارد: آیا دو طرف به سمت هماهنگی در بازار میروند یا صرفاً در حال معاملههای کوتاهمدتاند؟
اگر هماهنگی در بازار در دستور کار باشد، نتیجه میتواند فراتر از یک قرارداد باشد: شکلگیری یک بلوک غیرغربی در بازار انرژی که بتواند هم مسیرهای صادراتی را بازتعریف کند و هم قدرت چانهزنی سیاسی ایجاد کند.
در این چارچوب، دیدار امروز را باید بیشتر «گفتوگو درباره نقشه» دانست تا «گفتوگو درباره جزئیات قرارداد».
نکته قابل توجه این است که خبرهای منتشرشده، جزئیات فنی زیادی ندادهاند. این کمجزئیات بودن، معمولاً در دو حالت رخ میدهد: یا دیدار واقعاً مقدماتی بوده، یا اینکه موضوعات مطرحشده حساس بودهاند و انتشارشان به صلاح دیده نشده است.
با توجه به سطح دیدار و جایگاه طرف ایرانی، احتمال دوم جدیتر است. وقتی پای مدلهای سوآپ، مسیرهای انتقال، قراردادهای بلندمدت، یا حتی سازوکارهای مالی دورزننده تحریمها در میان باشد، طبیعی است که خبر رسمی با زبان کلی منتشر شود.
در داخل ایران همیشه یک نگرانی قدیمی درباره رابطه با روسیه وجود داشته: اینکه تهران در همکاری با مسکو، در نهایت به بازیگری تبدیل شود که روسیه از او به عنوان اهرم چانهزنی با غرب استفاده میکند. این نگرانی ریشه تاریخی دارد و در دورههای مختلف هم تقویت شده است.
با این حال، واقعیت این است که در شرایط فعلی، ایران به دنبال «همپیمان ایدئولوژیک» نیست؛ به دنبال توازن در زمین بازی است. در جهانی که کانالهای رسمی اقتصادی و مالی بسته شده، تهران ناچار است روی مسیرهای جایگزین کار کند. روسیه هم دقیقاً همین مسیر را میرود؛ بنابراین دیدار امروز را میتوان یک تلاش برای همراستا کردن دو نیاز دانست: ایران به دنبال مسیر فروش و همکاری است، روسیه به دنبال شریک منطقهای و مسیرهای جدید.
دیدار امروز لاریجانی با وزیر انرژی روسیه، اگرچه در ظاهر با چند جمله کوتاه پوشش داده شد، اما در باطن میتواند یکی از حلقههای مهم در بازتعریف رابطه تهران–مسکو باشد؛ رابطهای که در مقطع کنونی، بیش از هر زمان دیگری به انرژی گره خورده است.
این دیدار نشان میدهد ایران و روسیه در حال تلاش برای ساختن یک چارچوب همکاریاند که فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی، ژئوپلیتیک و ضدتحریمی است. در عین حال، همین سطح از همکاری میتواند ایران را در برابر یک چالش قدیمی قرار دهد: چگونه بدون افتادن در دام وابستگی، از ظرفیت روسیه برای تثبیت موقعیت خود در بازار انرژی و سیاست جهانی استفاده کند؟
در نهایت، شاید مهمترین پیام دیدار امروز این باشد: در لحظهای که فشارهای خارجی و نااطمینانیهای منطقهای بالا رفته، تهران میخواهد نشان دهد هنوز ابزار دارد؛ و یکی از مهمترین ابزارها، همان چیزی است که همیشه بوده: انرژی.