اقتصاد۲۴- در آستانه دور تازه گفتوگوهای ایران و آمریکا در ژنو، بار دیگر نگاهها به میز مذاکرهای دوخته شده که بیش از هر زمان دیگری زیر سایه تهدید، بیاعتمادی و فشارهای چندلایه قرار دارد؛ مذاکرهای که نه فقط درباره سطح غنیسازی یا دامنه تحریمها، بلکه درباره مسیر آینده پرونده هستهای ایران در شورای حکام و حتی شورای امنیت تعیینکننده خواهد بود. مهمتر اینکه میتواند سایه جنگ را از کشور بردارد یا برعکس، حمله نظامی را قطعی کند.
دور سوم گفتوگوها در ژنو برگزار میشود؛ شهری که در سالهای گذشته نیز بارها میزبان پیچیدهترین مذاکرات هستهای بوده است. اما اینبار فضا متفاوت است. همزمان با تحرکات دیپلماتیک، گزارشهایی از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده و رسانههای غربی از بررسی گزینههای «حمله محدود» سخن گفتهاند.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی مدعی شده در جلسهای در اتاق وضعیت کاخ سفید، درباره سناریوهای حمله کوتاهمدت به ایران بحث شده است؛ سناریویی که هدف آن نه تغییر نظام، بلکه افزایش فشار برای کشاندن تهران به توافقی سریعتر عنوان شده است. واشنگتنپست نیز در گزارشی جداگانه، به اختلافنظرهایی در میان مقامهای نظامی آمریکا درباره امکانپذیری و هزینههای یک حمله گسترده اشاره کرده است.
در چنین فضایی، مذاکره فردا بیش از آنکه صرفاً یک نشست فنی باشد، تلاشی برای مهار یک چرخه خطرناک تنش به نظر میرسد.
یکی از مهمترین وجوه این دور از گفتوگوها، حضور مستقیم رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ژنو است؛ حضوری که به باور تحلیلگران، حامل پیامی دوگانه است.
رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به سابقه نقشآفرینی مدیران پیشین آژانس در مذاکرات هستهای، یادآور میشود که این حضور بیسابقه نیست. در جریان توافق هستهای سال ۲۰۱۵، یوکیا آمانو در حلوفصل پرونده موسوم به «ابعاد نظامی احتمالی» نقش مهمی ایفا کرد و پیش از او نیز محمد البرادعی در مقاطعی تلاش داشت راهحلهای فنی برای کاهش اختلافات ارائه دهد.
به گفته قهرمانپور، نقش گروسی را میتوان در دو سطح تحلیل کرد: نخست، کمک به تسهیل یک توافق احتمالی از طریق ارائه ابتکارات فنی (از جمله ایدههایی مانند «غنیسازی نمادین» که برخی رسانهها به آن اشاره کردهاند) و دوم، مدیریت فضای شورای حکام برای جلوگیری از تشدید بحران.
در هفتههای آینده نشست شورای حکام آژانس برگزار خواهد شد و به احتمال زیاد، پرونده ایران در دستور کار قرار میگیرد. صدور قطعنامه جدید یا حتی طرح دوباره موضوع «عدم پایبندی» میتواند مسیر ارجاع پرونده به شورای امنیت را هموار کند؛ مسیری که تهران بهشدت در پی جلوگیری از آن است.
در این چارچوب، حضور گروسی در ژنو صرفاً یک اقدام نمادین نیست. اگر تهران بتواند با آژانس به چارچوبی از همکاری مجدد برسد - چه در قالب دسترسیهای بیشتر، چه در قالب حلوفصل برخی ابهامات پادمانی- این امر میتواند از شدت قطعنامه احتمالی بکاهد یا دستکم مانع از ارجاع فوری پرونده شود.
به بیان دیگر، گروسی در این مقطع هم نقش «تسهیلگر توافق» را دارد و هم «ضامن مهار بحران در وین».
با این حال، مسئله اصلی به توازن قوا بازمیگردد. قهرمانپور معتقد است خوشبینی نسبت به نتیجهبخش بودن گفتوگوها در سطح محدودی قرار دارد. از نگاه او، آمریکا با استقرار تجهیزات نظامی در منطقه، این پیام را ارسال کرده که دست بالا را در اختیار دارد و نیازی به عقبنشینی از خواستههای خود نمیبیند.
در مقابل، ایران نیز بارها تأکید کرده حاضر نیست همه مطالبات اعلامی دولت دونالد ترامپ را بپذیرد. این شکاف در انتظارات، فضای مانور مذاکرهکنندگان را محدود کرده است.
اگر واشنگتن تصور کند فشار نظامی و اقتصادی میتواند تهران را به پذیرش توافقی یکجانبه سوق دهد، احتمال انعطاف کاهش مییابد. از سوی دیگر، اگر تهران احساس کند خطر ارجاع پرونده و بازگشت تحریمهای شورای امنیت جدی است، ممکن است به همکاری بیشتر با آژانس تن دهد، بیآنکه لزوماً در برابر مطالبات حداکثری آمریکا کوتاه بیاید.
گزارشهای منتشرشده درباره احتمال «حمله کوتاهمدت» علیه ایران، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی باشد، میتواند بخشی از جنگ روانی پیش از مذاکره تلقی شود. تجربه نشان داده تهدید نظامی در بسیاری موارد برای افزایش قدرت چانهزنی به کار گرفته میشود.
با این حال، حتی اگر این تهدید صرفاً اهرم فشار باشد، خودِ طرح آن بر فضای مذاکرات اثر میگذارد. مذاکرهکنندگان ایرانی در ژنو میدانند که شکست گفتوگوها میتواند به تشدید تنش در دو سطح بینالمللی (شورای حکام و شورای امنیت) و منطقهای (افزایش ریسک درگیری) بینجامد.
مذاکرات فردا در ژنو را نمیتوان یک «توافق نهایی» دانست، اما میتواند نقطه تعیینکنندهای برای مسیر ماههای آینده باشد. اگر طرفین بتوانند بر سر یک چارچوب حداقلی مثلاً گامهای همزمان اعتمادساز میان ایران و آژانس و توقف برخی فشارهای جدید، به تفاهم برسند، احتمال مهار بحران افزایش مییابد.
در غیر این صورت، سناریوی صدور قطعنامه، تشدید فشار و حتی بازی با گزینههای نظامی، بیش از پیش روی میز باقی خواهد ماند.
در نهایت، نقش گروسی در این میان کلیدی است؛ نه بهعنوان بازیگر سیاسی، بلکه بهعنوان حلقه اتصال میان فنی و سیاسی. ژنو اینبار نه فقط محل چانهزنی ایران و آمریکا، که صحنه آزمون اعتبار آژانس در مدیریت یکی از پیچیدهترین پروندههای هستهای جهان است.