
اقتصاد۲۴- نیویورک تایمز با اشاره به پیشنهاد رافائل گروسی برای توافق با ایران، مدعی شده که بر اساس این طرح به ایران اجازه داده میشود مقادیر بسیار کمی سوخت هستهای برای اهداف پزشکی تولید کند.
ادعای این رسانه آمریکایی بهطور رسمی از سوی تهران تأیید یا تکذیب نشده، اما در بستری از مواضع چند روز اخیر مقامات ایرانی معنا پیدا میکند؛ مواضعی که نشان میدهد تهران همزمان دو مسیر «تأکید بر خطوط قرمز» و «باز گذاشتن پنجره دیپلماسی» را دنبال میکند.
گزارش نیویورک تایمز از طرحی سخن میگوید که بر اساس آن، ایران مجاز باشد صرفاً در سطحی بسیار محدود و برای تولید ایزوتوپهای پزشکی غنیسازی انجام دهد؛ مدلی که برخی تحلیلگران داخلی آن را نوعی «حداقلسازی برنامه هستهای» توصیف کردهاند. رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بینالملل در تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس نوشته که اگر چنین پیشنهادی مبنا قرار گیرد، غنیسازی عملاً به سطحی نمادین تقلیل پیدا میکند و حتی احتمال تعطیلی بخشی از مراکز تحقیق و توسعه وجود دارد. این تعبیر، بیش از آنکه فنی باشد، حامل یک نگرانی سیاسی است: حفظ عنوان «غنیسازی» بدون ظرفیت واقعی.
قبلتر نیز، لارنس نورمن، خبرنگار وال استریت ژورنال مدعی شده بود که ایران با توقف سه تا پنجساله غنیسازی موافقت کرده است؛ ادعایی که هنوز واکنش رسمی دریافت نکرده، اما در فضای رسانهای تهران با تردید جدی مواجه شده و بسیاری آن را بخشی از جنگ روایتها میدانند.
در چنین فضایی، مواضع اعلامی در روزهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا میکند. عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشومان در گفتوگوی اخیر خود با شبکه سیبیاس تصریح کرده است که «غنیسازی صفر درصد را نمیپذیریم»، اما در عین حال گفته میتوان درباره آن به راهحلی دست یافت. این جمله دو پیام همزمان دارد: اول، رد صریح ایده حذف کامل غنیسازی؛ دوم، اعلام آمادگی برای مذاکره درباره دامنه و چارچوب آن. او همچنین تأکید کرده تنها مسیر حل نگرانیهای آمریکا، دیپلماسی است و حتی از احتمال دیدار با ویتکاف در ژنو خبر داده؛ نشانهای از فعال بودن کانال گفتوگو.
در سوی دیگر، سیدمحمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و از مخالفان جدی مذاکرات هستهای، در روزهای اخیر اعلام کرده ایران هیچ تعدیلی در خطوط قرمز درباره غنیسازی و رفع تحریمها را نخواهد پذیرفت و عقبنشینی میتواند خطر جنگ را افزایش دهد. این موضع نشان میدهد در داخل حاکمیت، حساسیت نسبت به هرگونه محدودسازی فراتر از چارچوبهای پذیرفتهشده بسیار بالاست.
برآیند این مواضع نشان میدهد تهران هنوز وارد فاز پذیرش «غنیسازی نمادین» نشده است، اما در عین حال درِ مذاکره را نبسته. تفاوت میان «صفر درصد» و «محدودسازی شدید» دقیقاً همان نقطه چانهزنی است. اگر پیشنهاد مورد ادعا واقعاً در حال بررسی باشد، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا این محدودسازی موقت است یا ساختاری؟ آیا با رفع ملموس تحریمها همراه میشود یا صرفاً یک توقف فنی در برابر امتیازی محدود؟
در داخل کشور نیز نگاهها یکدست نیست. بخشی از تحلیلگران نزدیک به جریان دیپلماسی معتقدند اگر توافقی بتواند هم حق غنیسازی را- ولو در سطح پایین- حفظ کند و هم گشایش اقتصادی ایجاد کند، قابل دفاع است. در مقابل، منتقدان میگویند تجربه توافق ۲۰۱۵ نشان داد محدودسازی بدون تضمین پایدار، میتواند هزینهزا باشد.
در مجموع، آنچه امروز در رسانههای غربی درباره «سوخت پزشکی» یا «توقف چندساله» مطرح میشود، بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، بخشی از فضای چانهزنی و آزمون واکنشهاست. مواضع اخیر تهران نشان میدهد خط قرمز حذف کامل غنیسازی پابرجاست، اما شکل و سطح آن همچنان موضوع مذاکره است. اینکه این فاصله چگونه پر شود، به میزان امتیازهای متقابل و تضمینهای عملی گره خورده؛ جایی که سیاست، بیش از فناوری، تعیینکننده خواهد بود.