اقتصاد۲۴ ، علیرضا حسینی - آسمان منطقه روز - پنجم مارس ۲۰۲۶ و در ششمین روز از آغاز گستردهترین درگیری نظامی در قلب خاورمیانه - تحت سیطره موشکها و جنگندههاست. از اولین جرقههای این نبرد در ۲۸ فوریه که با حملات سنگین ائتلاف آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای استراتژیک و مراکز فرماندهی در تهران و سایر شهرها زده شد و شعلههای جنگ با پاسخهای موشکی ایران به پایگاههای منطقهای و عمق خاک اسرائیل بالا گرفت. حالا یک سوال حیاتی روی میز است و باید دید که در میانه این «جنگ تمامعیار»، آیا هنوز فضایی برای میانجیگری وجود دارد؟ اعلام آمادگی پکن برای اعزام فرستاده ویژه، بارقهای از امید را ایجاد کرده، اما واقعیتهای سخت میدانی، تصویر دیگری را ترسیم میکنند.
اخبار رسیده از جبهههای نبرد حاکی از آن است که عملیات موسوم به «خشم حماسی» وارد فاز فرسایشی شده است. گزارشها از انهدام بخشهای بزرگی از توان پدافندی و سکوهای پرتاب موشک ایران خبر میدهند، اما همزمان، تداوم موجهای حملات پهپادی ایران به اسرائیل و هدف قرار گرفتن ناوهای آمریکایی در دریای عمان و اقیانوس هند نشان میدهد که مهار کامل بحران از مسیر نظامی، دستکم در کوتاه مدت، دور از دسترس است.
در چنین اتمسفری، وزیر خارجه چین در تماسهای تلفنی فشرده با مقامات ریاض و ابوظبی، از اعزام قریبالوقوع فرستاده ویژه خبر داده است. اما باید پرسید پکن چه در چنته دارد؟ چین بزرگترین خریدار نفت منطقه است و هرگونه اختلال تداومدار در تنگه هرمز (که گزارشها از انسداد نسبی آن خبر میدهند) برای اقتصاد پکن یک کابوس است. با این حال، مشکل اینجاست که واشنگتن تحت دولت فعلی، تمایلی به اعطای امتیاز «قهرمان صلح» به چین ندارد. پکن شاید بتواند تهران را به خویشتنداری دعوت کند، اما ابزار لازم برای متوقف کردن ماشین جنگی واشنگتن و تلآویو را که هدف خود را «تغییر موازنه ابدی» اعلام کردهاند، در اختیار ندارد.
برخلاف انتظار برخی محافل داخلی، روسیه در شش روز گذشته بیش از آنکه یک متحد استراتژیک نظامی باشد، یک ناظر نگران بوده است. مسکو که خود درگیر فرسایش در جبهه اوکراین است، اگرچه حملات غرب را محکوم کرده، اما عملاً هیچ اقدام بازدارندهای برای حفاظت از آسمان ایران انجام نداده است. برای کرملین، درگیری ایران و آمریکا یک «فرصت تنفسی» در اروپا محسوب میشود، اما همزمان سقوط کامل متحد منطقهایاش را هم بر نمیتابد. با این حال، موضع روسیه تا این لحظه نشان داده که آنها میانجیگری را به چین واگذار کردهاند و خود ترجیح میدهند هزینه گزافی برای ورود به این مرداب نپردازند.
بخش بحثبرانگیز ماجرا، وضعیت کشورهای عرب همسایه است. برخلاف تصور اولیه که آنها را بیطرف میپنداشت، ششمین روز جنگ نشان داد که منطقه ناخواسته به میدان نبرد تبدیل شده است. برخورد موشکهای ایران به اهدافی در بحرین، کویت و امارات – به دلیل میزبانی از پایگاهها و نیروهای آمریکایی – و همچنین آسیب به زیرساختهای غیرنظامی مانند فرودگاه دبی، فضای دیپلماسی منطقهای را به شدت مسموم کرده است.
بیشتر بخوانید: جنگ ایران و آمریکا چقدر طول میکشد؟/ تهدید ترامپ به شدیدتر شدن حملات، جنگ زمینی و سرنگونی
کشورهای منطقه اکنون در وضعیتی پارادوکسیکال قرار دارند. از یک سو، از گسترش جنگ و ویرانی زیرساختهای خود وحشت دارند و به شدت برای آتشبس فشار میآورند. از سوی دیگر، پاسخهای موشکی ایران به خاک این کشورها، آنها را به سمت همکاری اطلاعاتی و پدافندی بیشتر با ائتلاف غرب سوق داده است.
در این شرایط، میانجیگری کشورهایی مثل عمان یا قطر که همیشه راهگشا بود، اکنون به دلیل سطح بالای خشونت و هدف قرار گرفتن خاک همسایگان، با بنبست مواجه شده است.
واقعیت این است که در روز ششم جنگ، طرفین هنوز به نقطه «فرسایش مطلق» نرسیدهاند تا تن به مذاکره بدهند. ایران بر حق دفاع مشروع و انتقام تأکید دارد و ائتلاف غربی-اسرائیلی به دنبال دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده برای فلج کردن توان تهاجمی تهران است.
میانجیگری چین تنها زمانی معنا مییابد که واشنگتن به این نتیجه برسد که هزینه ادامه جنگ از دستاوردهای آن بیشتر است. تا آن زمان، بیانیههای پکن بیشتر جنبه نمادین و حفظ پرستیژ بینالمللی دارد. ایران در این لحظه حساس، بیش از آنکه به وعدههای مبهم شرکای شرقی دلخوش کند، نیازمند یک استراتژی هوشمندانه برای «خروج از تله جنگ» است، تلهای که در آن همسایگان به دشمن، و شرکا به تماشاچی تبدیل شدهاند.
آنچه در لایههای پنهان این بحران نادیده گرفته شده، این است که میانجیگری در شرایط جنگی، شباهتی به دیپلماسی در زمان صلح ندارد. چین اگرچه ادای میانجیگری در میآورد، اما در عمل منتظر است تا غبار نبرد فرونشیند و برنده یا بازنده نسبی مشخص شود؛ چرا که هیچ قدرتی تمایل ندارد اعتبار خود را خرج یک «میانجیگری نافرجام» در میانه آتشبار کند.
برای ایران، این روزها آزمون سخت تنهایی راهبردی است. در حالی که متحدان سنتی تنها به صدور بیانیه و ابراز نگرانی بسنده کردهاند، مدیریت بحران بیش از آنکه در خیابانهای پکن یا مسکو رقم بخورد، در اتاقهای عملیات تهران و از طریق سیگنالهای نظامی-دیپلماتیک مستقیم به واشنگتن تعیین تکلیف خواهد شد. واقعیت تلخ روز ششم این است که تا وقتی توازن وحشت به نفع یک طرف سنگینی نکند، میانجیگری تنها یک واژه ویترینی در اخبار شبانگاهی پکن باقی خواهد ماند.