تاریخ انتشار: ۰۸:۰۰ - ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد؛

از میدان نبرد تا بازار نفت؛ جنگ چگونه تنگه هرمز را به بحران جهانی تبدیل کرد؟

در ششمین روز جنگ، تنگه هرمز بی‌آنکه رسماً بسته شود، عملاً از کار افتاده است؛ شاهرگی که با خروج بیمه‌گران، صف نفتکش‌های سرگردان و صف‌آرایی ناو‌های جنگی، به نقطه‌ای رسیده که هر خطای محاسباتی در آن می‌تواند اقتصاد جهان را با شوکی تاریخی روبه‌رو کند.

تنگه هرمز

اقتصاد۲۴- جنگ به ششمین روز خود رسیده و شاهرگ انرژی جهان در تنگه هرمز با وضعیتی روبروست که تحلیلگران بین‌المللی آن را «انسداد دوفاکتو» یا غیررسمی می‌نامند؛ وضعیتی خاکستری که نه صراحتاً به معنای بستن آبراه است و نه امکان عبور امن را تضمین می‌کند.

اگرچه آبراه به لحاظ فیزیکی کاملاً مسدود نشده، اما ترکیبی از ریسک‌های نظامی، لغو پوشش‌های بیمه‌ای، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، هشدار‌های امنیتی ناوگان‌های غربی و فشار‌های دیپلماتیک، عملاً حرکت تانکر‌ها را به بن‌بست کشانده است. هرمز که روزانه گذرگاه حدود یک‌پنجم نفت مصرفی جهان است، اکنون به نقطه‌ای تبدیل شده که هر تصمیم در آن، بلافاصله در بازار‌های لندن، نیویورک و شانگهای بازتاب می‌یابد.

فلج ناگهانی در درگاه خلیج فارس؛ ۱۵۰ شناور در برزخ

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که از ابتدای هفته، با تشدید تنش‌ها، شرکت‌های بزرگ بیمه دریایی از جمله «گارد» و «اسکولد» در اقدامی هماهنگ، پوشش ریسک جنگی خود را برای منطقه خلیج فارس لغو کرده‌اند. این دو باشگاه بیمه‌ای که ستون فقرات بیمه کشتیرانی جهان محسوب می‌شوند، با صدور اخطاریه‌های فوری به مالکان کشتی‌ها اعلام کرده‌اند که هرگونه ورود به محدوده پرریسک، مشمول پوشش نخواهد بود مگر با پرداخت حق‌بیمه‌های سنگین و موردی.

بر اساس گزارش رویترز، این تصمیم که از پانزدهم اسفند جنبه اجرایی کامل پیدا می‌کند، منجر به سرگردانی حدود ۱۵۰ نفتکش و کشتی تجاری در ورودی‌های تنگه شده است؛ شناور‌هایی که برخی از آنها حامل نفت عربستان، عراق، امارات و حتی محموله‌های گاز مایع قطر هستند.

صاحبان کشتی‌ها اکنون با انتخابی ناممکن رو‌به‌رو هستند. آنها یا باید بدون بیمه وارد منطقه شوند که در صورت وقوع حادثه - از یک برخورد جزئی گرفته تا توقیف کوتاه‌مدت - به معنای نابودی کامل سرمایه و ورشکستگی احتمالی شرکت است، یا حق بیمه‌هایی را بپردازند که طبق تحلیل مؤسسه «مارش»، با جهش ۱۰۰ درصدی مواجه شده و هزینه هر سفر را چندین میلیون دلار افزایش داده است. برخی شرکت‌های حمل‌ونقل حتی مسیر‌های جایگزین طولانی‌تری را بررسی کرده‌اند، اما واقعیت جغرافیا این است که جایگزین عملی برای هرمز وجود ندارد؛ خط لوله‌های منطقه ظرفیت محدودی دارند و پاسخگوی حجم فعلی صادرات نیستند. به این ترتیب، تنگه نه با مین و ناو، بلکه با بیمه‌نامه‌های لغوشده عملاً قفل شده است.

بازگشت به عصر قیمت‌های سه رقمی نفت؟

قیمت نفت خام برنت که پیش از این بحران در محدوده ۷۰ دلار نوسان می‌کرد، در پی انسداد عملی تنگه با جهشی ۱۱ تا ۱۳ درصدی رو‌به‌رو شده و اکنون در مرز ۸۲ دلار معامله می‌شود؛ افزایشی که تنها در چند روز رخ داده و یادآور واکنش‌های هیجانی بازار در بحران‌های بزرگ انرژی است. اما این تنها آغاز ماجراست. بازار‌های آتی نیز وارد فاز «پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک» شده‌اند؛ به این معنا که معامله‌گران، احتمال اختلال پایدار را در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند.

مؤسسه انرژی وود مکنزی هشدار داده که در صورت تداوم وضعیت فعلی، قیمت نفت به راحتی از مرز ۱۰۰ دلار عبور خواهد کرد. آنها وضعیت کنونی را با شوک‌های نفتی دهه ۷۰ میلادی مقایسه می‌کنند؛ دورانی که جهش قیمت انرژی، موجی از رکود تورمی را در اقتصاد‌های غربی رقم زد. تحلیلگران معتقدند حتی یک اختلال چند هفته‌ای می‌تواند زنجیره تأمین جهانی را با تنش مواجه کند و هزینه حمل‌ونقل، تولید و نهایتاً قیمت مصرف‌کننده را بالا ببرد.


بیشتر بخوانید: انفجار ژئوپلیتیک در خلیج فارس با بستن تنگه هرمز/ جهش به سوی نفت ۱۰۰ دلاری یا فروپاشی نظم جهانی؟


تحلیلگران بانک بارکلیز نیز برآورد کرده‌اند که هرگونه اختلال فیزیکی ماندگار در جریان ۲۰ میلیون بشکه‌ای نفت هرمز، پتانسیل پرتاب قیمت‌ها به محدوده ۱۴۰ دلار را دارد؛ سطحی که می‌تواند تورم جهانی را از کنترل خارج کرده و بانک‌های مرکزی را ناچار به بازنگری در سیاست‌های انقباضی کند. در چنین سناریویی، نه‌تنها بازار انرژی، بلکه بازار‌های سهام، ارز و حتی امنیت غذایی کشور‌های واردکننده نیز تحت فشار قرار خواهند گرفت.

استراتژی دوگانه ترامپ: ناوگان جنگی در خدمت بازار

مواضع صریح دونالد ترامپ هم این وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. او سه‌شنبه شب با ورود مستقیم به بحران، تلاش کرد همزمان نقش «پلیس منطقه» و «منجی بازار» را بازی کند. ترامپ با دستور به نیروی دریایی آمریکا برای آمادگی جهت اسکورت نظامی تانکرها، عملاً سطح تنش را به رویارویی مستقیم نزدیک کرد؛ اقدامی که از منظر نظامی می‌تواند به افزایش برخورد‌های ناخواسته در آبراهی باریک و پرتردد منجر شود.

ترامپ در پیامی صریح اعلام کرد که واشنگتن اجازه توقف جریان انرژی را نخواهد داد. او همچنین با دستور به شرکت دولتی (DFC) برای ارائه بیمه‌های ریسک سیاسی، سعی کرد جای خالی بیمه‌گران خصوصی را پر کند. این اقدام از نگاه ناظران، تلاشی برای جلوگیری از افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا در آستانه تحولات سیاسی این کشور است؛ چرا که هر جهش نفتی مستقیماً به پمپ‌بنزین‌های ایالات متحده منتقل می‌شود؛ اما در عین حال، این سیاست می‌تواند پیامد‌های ناخواسته‌ای از جمله نظامی‌تر شدن فضا و بالا گرفتن جنگ، افزایش احتمال خطای محاسباتی و تبدیل یک بحران اقتصادی به رویارویی مستقیم دریایی، داشته باشد.

صبر چین به عنوان شریک راهبردی هم لبریز شد

شاید مهم‌ترین لایه پنهان این بحران، گزارش بلومبرگ درباره فشار‌های دیپلماتیک چین باشد. پکن که خریدار اصلی نفت ایران است، اکنون با تهدیدی جدی برای امنیت انرژی خود روبروست. حدود ۵۰ درصد واردات نفت چین از این منطقه تأمین می‌شود و هرگونه توقف در ارسال محموله‌ها - به‌ویژه گاز مایع قطر- اقتصاد این غول آسیایی را با چالش مواجه می‌کند. صنایع پتروشیمی، نیروگاه‌ها و حتی بخش حمل‌ونقل چین به ثبات عرضه از خلیج فارس وابسته‌اند.

بلومبرگ فاش کرد که مقامات چینی در پیام‌هایی «فوری و صریح» از تهران خواسته‌اند تا از اقداماتی که منجر به مسدود شدن کامل آبراه می‌شود، پرهیز کند. این فشار‌ها نشان‌دهنده یک واقعیت سخت است و طولانی شدن بحران هرمز، نه تنها غرب، بلکه روابط استراتژیک ایران با شرق را نیز تحت فشاری بی‌سابقه قرار خواهد داد. فراموش نکنیم که چین در سال‌های اخیر تلاش کرده توازن ظریفی میان حمایت سیاسی از تهران و حفظ ثبات بازار انرژی برقرار کند؛ توازنی که اکنون در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته است.

تنگه هرمز یا کانون مخاطرات متقابل

نگاه واقع‌بینانه به صحنه نشان می‌دهد که تنگه هرمز در حال حاضر به جای اهرم فشار، به کانون مخاطرات متقابل تبدیل شده است. لغو بیمه‌ها عملاً تنگه را به منطقه ممنوعه تبدیل کرده و تهدید‌های ترامپ فضا را نظامی‌تر از همیشه ساخته است. هر گلوله هشدار، هر پهپاد رهگیری‌شده و هر مانور دریایی می‌تواند جرقه‌ای برای تشدید بحران باشد. در چنین شرایطی، حتی شایعات نیز می‌توانند بازار‌ها را ملتهب کنند.

در این وضعیت، عبور از بحران نیازمند فراتر رفتن از شعار‌های تند و حرکت به سمت یک «تنش‌زدایی فعال» است؛ چرا که هزینه اقتصادی این بن‌بست، پیش از هر کس، بر دوش کشور‌های منطقه و سفره مردم سنگینی خواهد کرد.

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار