تاریخ انتشار: ۱۷:۰۵ - ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
تهاجم امریکا و اسرائیل آغاز نبردپایانی و شروع نظم جدید منطقه‌ای - جهانی:

نبردی که ذخیره تسلیحاتی و تاب‌آوری دفاعی و مردمی، نتیجه جنگ را مشخص می‌کند

مجید صیادنورد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: شوک شهادت مقام معظم رهبری که برخلاف یاوه‌گویی‌ها در دفتر کار خویش با همراهی تعدادی از فرماندهان و خانواده خود توسط صهیونیسم انجام شد، نه تنها فروپاشی روحیه مردم و نیرو‌های نظامی ایران را باعث نشد بلکه با تکیه بر باور‌ها و انگاره‌های ایرانی – شیعی، خون شهید زمینه جوش و خروشی را فراهم کرد که انسجام ملی – میهنی را موجب شد.

اقتصاد۲۴- مجید صیادنورد، کارشناس روابط بین الملل در بادداشتی در دیپلماسی ایرانی نوشت: 

مادربزرگم بالهجه گیلکی از اشغال بندرانزلی بعد از مقاومت چند روزه شهید بایندر می‌گفت: "بالا جان می‌مارشان، امرا چاه میان قایما کودد، بعد بوبوردد تیل انبار بوجور میان قایما کودد، چرا آبجی جان؟ آخه بی دینان اومویید دم در خانیان دختران رو بوردد". (داستان طلب دختر از مردم در جریان اشغال بندرانزلی در شهریور ۱۳۲۰ توسط سربازان روس و اختفای دختران در چاه و انبار آذوقه دام را تعریف می‌کند).

قدرت آفندی نیرو‌های نظامی ایران، گستره شمول و تنوع تسلیحات به کار برده شده به همراه تاکتیک‌های تهاجمی متنوع ترکیبی نامتقارن ایران و نیرو‌های محور مقاومت، طرح اول یعنی تغییر رژیم و دوم که مشتمل بر تجزیه و آشوب شهری در ایران بود را از حیّز انتفاع ساقط کرد و دشمن امریکایی – صهیونی متوجه گزینه سوم، یعنی مداخله در تعیین رهبری و حکمرانی آتی ایران شد؟!

شوک شهادت مقام معظم رهبری که برخلاف یاوه‌گویی‌ها در دفتر کار خویش با همراهی تعدادی از فرماندهان و خانواده خود توسط صهیونیسم انجام شد، نه تنها فروپاشی روحیه مردم و نیرو‌های نظامی ایران را باعث نشد بلکه با تکیه بر باور‌ها و انگاره‌های ایرانی – شیعی، خون شهید زمینه جوش و خروشی را فراهم کرد که انسجام ملی – میهنی را موجب شد و امواج نفرت شهادت مرجع تقلید شیعیان صدور فتوا‌های مختلف جهاد از سوی مراجع تقلید را باعث شده است.

چرا فروپاشی نظام محقق نشد؟

جمهوری اسلامی از زمانی که امام خمینی (ره) آمریکا را شیطان بزرگ و دشمن اصلی مردم ایران قلمداد کرد، و در سال‌های جنگ هشت ساله، طعم تلخ حمایت‌های تسلیحاتی، اطلاعاتی و حتی مداخله مستقیم نظامی امریکا به نفع عراقِ صدام را چشیده، و از دهه هفتاد با پیروی از دکترین نظامی – امنیتی خودبسنده خود، از نظر ذهنی و راهبردی، خویشتن خویش را آماده نبرد با امریکا نگاه داشت، کأنّه در انتظار چنین نبرد آخرالزمانی بود!

دلیل دوم را می‌توان مرتبط با نگاه رئالیستی رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، در قالب ترسیم ساختار در هم تنیده و چند لایه تدافعی – تهاجمی و تغییر رویکرد دفاعی به استراتژی‌های نوین قرن ۲۱ ارزیابی کرد. راهبردی که هوافضا پایه بوده و بر توانمندی موشکی و پهپادی استوار؛ مکمل این راهبرد تنوع بخشی به قدرت تسلیحاتی سطحی – زیرسطحی با قابلیت عملیاتی در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز، به همراه ترسیم ساختار فرماندهی موزائیکی بخش‌های مختلف عملیاتی – نظامی کشور است.

وجود نهاد‌های موازی دولتی – حکومتی که در شرایط عادی به تداخل امور جاری و تفسیر به رأی در فهم مسئولیت‌های خود منجر می‌شود، در وضعیت جنگی به تقویت قابلیت و توان تصمیم‌گیری و عملیاتی کشور منتهی شد! نماد این مهم، تقسیم کار میان ارتش و سپاه، به عنوان ارکان موازی ولی همسوی دفاعی – تهاجمی ایران است؛ و در نهایت برکت خون شهیدی، چون آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، کودکان مینابی، نیرو‌های مسلح تدافعی – تهاجمی و مردمان ایران زمین؛ زمینه اتحاد ملی – میهنی ایرانیان را فراهم ساخت. فراموش نکنیم مفاهیمی، چون ملی‌گرایی، نبرد‌های پارتیزانی و فرسایشی کردن جنگ توسط ایرانیان به آموزه‌های بشری افزوده شد.

چرا طرح تجزیه ایران عملیاتی نشد؟

ابتدا به ساکن باید توجه داشت وسعت، موقعیت ژئوپلتیک – ژئواکونومی، گستره سرزمینی، واقع شدن میان دو حوزه آبی دریای کاسپین و خلیج فارس – دریای عمان؛ در ترسیم نقشه و جایگاه کشور‌های غرب آسیا با حفظ تغلب رژیم صهیونی، مانع بزرگی محسوب می‌شود؟! برنامه‌ای که از دو دهه قبل در چارچوب شبکه‌های ماهواره‌ای، جریان‌های رسانه‌ای، اجتماعی با رویکرد‌های استقلال‌طلبانه و تضعیف هویت واحد ملی ایرانی، در دستور کار قرار گرفت. چرا عملیاتی نشد؟

تنوع قومیتی ایرانیان در طول هزاران سال با تکیه بر ناسیه تاریخی، هویت زبانی، فرهنگی، دینی مشترک همچون قالیچه‌ای زربفت، در تمایز با سایر کشور‌های تازه تأسیس طی یک قرن گذشته، در کنار واقعیت‌های امنیت منطقه‌ای مانع این مهم بوده: بلوچستان به دلیل قدرت گریز از مرکز بسیار قوی در پاکستان؛ خوزستان با توجه به اثرگذاری بر تقویت جایگاه عراق در حوزه خلیج فارس؛ کردستان با تکیه بر تخریب پایه‌های سرزمینی کشور‌های ترکیه، عراق، سوریه؛ به ترتیب با مخالفت دولت پاکستان، کشور‌های عرب حوزه خلیج فارس و دولت‌های پیش‌گفته که دارای اقلیت کرد هستند، مواجه شده است.

در مباحث پان ترکی نیز، آذری بودن رهبر شهید در کنار انتخاب رئیس جمهوری از این منطقه، به‌همراه عقبه هویت ساز آذری در حکومت‌های چند صدساله اخیر ایران، تخریب بازی‌های قومیتی صهیونی – امریکایی را باعث شد. طرفه اینکه تهاجمات نیرو‌های ایرانی و رفتار‌های کردستان عراق، دولت اردوغان و علی‌اف تاکنون مانع برنامه دوم تهاجم امریکایی – صهیونی شده است.

البته اثردوگانه هنجار – عرف سازِ بیناذهنی رسانه‌ای توسط شبکه‌های خبری – اجتماعی، در چنین مواقعی با حس جست‌وجوی پاسخ چرایی، چگونگی و چیستی مباحث هویت‌زای ملی مطرح‌شده، آشنایی بیشتر مردم به عقبه و شاخص‌های متمایز هویت تمدنی درخشان نیاکان خود طی چند هزار سال گذشته را باعث شد.

از سوی دیگر؛ تکمیل کننده این برنامه کاری نیرو‌های شهری باقی مانده از رخداد‌های دی ماه گذشته بود! موضوعی که در قالب حمله به مراکز انتظامی و بسیج از سوی ارتش صهیونی – امریکایی و تبلیغ از سوی شبکه‌های رسانه‌ای همسوی آنها انجام شد، اما با حضور مردم در صحنه، سرخوردگی و از هم پاشیدگی تیم‌های ضربت باقی مانده و در نهایت طرد فرزند شاه مخلوع از سوی ترامپ، این برنامه کاری جنگ رمضان ۱۴۰۴ نیز با شکست مواجه شد.

واقعیت‌هایی که نباید از نظر دور داشت:

۱) ایران به آنچه رهبر شهیدش گفته بود عمل کرد و تهاجم علیه ایران، به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل شد.

۲) سرعت عمل آفندی و تعداد زیاد موشک و پهپاد استفاده شده طی چند روز گذشته بسیار بیشتر از نبرد گذشته است. بدین معنی که ارزیابی موجودی تسلیحات ایرانیان توسط دشمنان ایران زمین غلط بود.

۳) اعراب به این باور نائل آمدند که آمریکا نه تنها به دفاع از آنها در مقابل ایران قادر نیس، بلکه پایگاه‌های متعدد امریکایی در برابر حملات ایرانی، بی‌دفاع باقی مانده است.

۴) علی‌رغم حمله به تجهیزات و ناوگان ارتش ایران، قدرت آفندی متنوع سپاه و ارتش در خلیج فارس؛ ناوگروه آبراهام لینکن جرأت نزدیکی به شعاع موشک، پهپاد و قایق‌های تندروی ایرانی را نداشته و ندارد. حتی به اسکورت کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز تحت مدیریت ایران قادر نیست.

۵) پاسخ‌های تأیید و رد همکاری کشور‌های هم‌پیمان امریکا برای مشارکت در این مخمصه امریکایی – صهیونی، بیانگر وضعیت نابسامان میدانی امریکایی‌ها در تقابل با تاکتیک‌های آفندی ایرانیان است.

۶) ایرانیان به سوی کشور‌های همسایه فرار نکردند، موضوعی که مبیّن اعتماد مردم به نیروی نظامی و همیّت و غیرت ملی در حفظ مرز و بوم خود است.

۷) درصورتی که در تعادل قوای موجود جنگ به هفته دوم کشیده شود، اهداف زیرساختی مورد تمرکز جبهه امریکایی - صهیونی قرار می‌گیرد و ایران را چاره‌ای جز مقابله به مثل نیست! البته علیه سرزمین‌های اشغالی

۸) عناصر زمان، هزینه‌های متعدد جانی - مالی (داخلی و بین المللی) جنگ و فشار افکار عمومی علیه ترامپ و به نفع ایران است، اگر طاقت بیاوریم.

نظم نوین منطقه‌ای و جهانی شکل خواهد گرفت

استراتژی هزار زخم ایران بر پیکره صهیونی – امریکایی، مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های تهاجمی (پایگاه‌های نظامی)، کَر و کور کردن امکانات راداری، دیکته الگوی منطقه‌ای‌سازی تهاجم طرف مقابل از سوی ایران، اعمال فشار به کشور‌های منطقه و اقتصاد بین‌المللی از طریق انسداد تنگه هرمز به همراه تهدید و تحدید نیرو‌های محور مقاومت و خنجر‌های یمنی که آماده استفاده از پشت به کشور‌های عربی و مسدودسازی باب المندب است؛ در کنار فرسایشی کردن و بازی با موشک‌ها و پهپاد‌های مختلف خود، قطعات متشکله تقابل ایرانی با تهاجم امریکایی – صهیونی را تشکیل می‌دهد.

در نهایت پیروز این جنگ زمانی مشخص می‌شود که اولاً کدام طرف ذخیره تسلیحاتی و تاب آوری دفاعی و مردمی برتری، نسبت به طرف مقابل داشته باشد. یعنی در حالیکه رژِیم صهیونی مردم عزیز و زیرساخت‌ها و اماکن مسکونی را هدف قرار می‌دهد، ایرانیان فقط به ضربه زدن به اماکن و زیرساخت‌های آنها موفق می‌شود و این به معنی تاب آوری مردم است. ثانیاً دیپلماسی همزمان با جنگ پیگیری شود، بدین معنی که هنگام مذاکرات روند تهاجمی کدام طرف صعودی یا نزولی است.

اگر ایران عزیز ما پیروز این جنگ شد که شواهد کنونی بر آن صحه دارد؛ جمهوری اسلامی ایران نویسنده مولفه‌ها و نقش‌های هر یک از بازیگران نظم جدید منطقه‌ای در غرب آسیا خواهد بود و ایران وارد لیگی از تصمیم‌سازی بین‌المللی می‌شود که قرن‌ها بیرون از آن بود!

در تغییر پاراردایمِ نظام بین‌الملل، این ساختار چند قطبی شده و گذار از جهان غربی به موازنه قدرت‌های شرقی را شاهد خواهیم بود و رژیم صهیونی در صورت وجود! در ضعیف‌ترین حالت ممکن خواهد بود و امریکا از جایگاه تصمیم گیری برای منطقه خارج می‌شود.

امیدوارم استراتژی جمهوری اسلامی در دوران جدید مبتنی بر تغییر استراتژی منطقه‌ای از رقابت‌های نظامی به تعریف منافع مشترک عمل کند و راهبرد همگرایی ناشی از همکاری منطقه‌ای با کشور‌های حوزه عرب خلیج فارس را در اولویت قرار دهد؛ چراکه فارغ از مشترکات زیاد و خوف تاریخی اعراب از ایران، در اثر این تهاجمات، زمینه ناراحتی و تألّم خاطر همسایگان در حمله به پایگاه و مخفیگاه نیرو‌های امریکایی فراهم شد.

ارسال نظر