اقتصاد۲۴- در روزهای اخیر که نقشه سیاسی خاورمیانه با سرعتی غیرقابل تصور در حال دگرگونی است، نبض رسانههای بینالمللی با شدتی بیش از پیش میتپد. هر ساعت، گزارشی تازه از یک پایتخت دور یا نزدیک مخابره میشود که تلاش میکند غبار برخاسته از میدانهای نبرد را کنار زده و دورنمایی از پایان درگیریها ترسیم کند.
با این حال، تحلیل محتوای رسانههای مرجع نشان میدهد که واژه «پایان» در فرهنگ لغت دیپلماسی امروز، تعابیر متفاوتی پیدا کرده است؛ از «تسلیم بیقید و شرط» مدنظر کاخ سفید تا «آتشبس شکننده» در تحلیلهای اروپایی، همگی نشان از یک پیچ تاریخی بزرگ دارند.
رسانههای نزدیک به جریانهای قدرت در آمریکا، از جمله «فاکس نیوز» طی ۴۸ ساعت گذشته بر طبل اولتیماتومهای جدی کوبیدهاند. بر اساس گزارشهای منتشر شده از اظهارات مقامات ارشد جمهوریخواه مانند تد کروز، نگاه واشنگتن به پایان درگیریها فراتر از یک آتشبس ساده است. این رسانهها با استناد به سخنان دونالد ترامپ تاکید دارند که تنها فرمول مورد پذیرش کاخ سفید برای پایان بخشیدن به عملیات نظامی، دستیابی به یک توافق فراگیر است که از آن تحت عنوان «تسلیم بیقید و شرط» یاد میشود. در این روایت، پایان جنگ نه با امضای یک معاهده دوجانبه، بلکه با تغییر بنیادین در موازنه قدرت و حذف توانمندیهای استراتژیک طرف مقابل تعریف شده است.
در جبهه مقابل، رسانههای اروپایی نگاهی بدبینانهتر به پایداری هرگونه توافق احتمالی دارند. روزنامه «فایننشال تایمز» در یکی از آخرین تحلیلهای خود، به نقد رویکرد ترامپ پرداخته و معتقد است که حتی اگر فشارهای مستقیم واشنگتن به توقف موقت درگیریها منجر شود، آنچه حاصل میگردد یک «صلح واقعی» نیست، بلکه یک «آتشبس شکننده و فاقد مشروعیت» است.
بیشتر بخوانید: پنج سناریوی محتمل برای مدت جنگ ایران/ پایان جنگ ممکن است به شکلی غیرمنتظره رقم بخورد
این روزنامه بریتانیایی معتقد است نادیده گرفتن نقش نهادهای بینالمللی و حذف بازیگران محلی از روند مذاکرات، باعث شده تا هرگونه پایان جنگ در مقطع فعلی، صرفاً به مثابه یک «استراحت موقت» برای تجدید قوا در جنگی گستردهتر در آینده تلقی شود. از نگاه این رسانه، صلح زمانی محقق میشود که ریشههای بحران در غزه، لبنان و ایران به صورت همزمان و از طریق مجاری حقوقی بینالمللی حل و فصل شود.
در میان هیاهوی رسانههای غربی، خبرگزاریهای دولتی چین نظیر «شینهوا» مواضع متفاوتی را بازتاب میدهد. وزیر خارجه چین در گفتوگو با رسانهها صراحتاً خواستار پایان فوری تهاجم علیه ایران شده و بر ضرورت احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تأکید کرده است. رسانههای آسیایی با رویکردی انتقادی نسبت به حضور نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه، گمانهزنی میکنند که پکن تلاش دارد با میانجیگری میان قدرتهای منطقهای، راهی برای «دیپلماسی برابر» باز کند. در این تحلیلها، پایان جنگ مشروط به توقف مداخله در امور داخلی کشورها و بازگشت به میز مذاکراتی است که در آن «حق زور» حاکم نباشد.
اما فراتر از راهروهای دیپلماسی، رسانههایی مانند «رویترز» به ابعاد میدانی تأثیرگذار بر پایان جنگ میپردازند. گزارشهای اخیر این خبرگزاری نشان میدهد که گسترش درگیریها به زیرساختهای انرژی در خلیج فارس و بسته ماندن شریانهای حیاتی نظیر تنگه هرمز، عملاً مذاکرات صلح در جبهههای دیگر (مانند غزه) را به بنبست کشانده است. روزنامه «نشنال» چاپ امارات نیز در تحلیلی به این نکته اشاره دارد که حتی با برقراری آتشبس در یک نقطه، شعلههای جنگ در نقاط دیگر منطقه همچنان زبانه میکشد. این رسانه معتقد است زنجیره فرماندهی نظامی اکنون به جای جیره غذایی، بر قطعات فنی موشکی متمرکز شده که نشاندهنده آمادگی برای یک نبرد فرسایشی است؛ موضوعی که گمانهزنیها درباره پایان زودهنگام جنگ را با تردیدی جدی مواجه میکند.
آنچه از برآیند تحلیلهای رسانهای در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۴ برمیآید، وجود یک شکاف عمیق میان «میل به صلح» و «واقعیتهای میدان» است. در حالی که افکار عمومی جهان تشنه شنیدن خبر پایان درگیریهاست، اتاقهای فکر رسانهای همچنان نسبت به پایداری هرگونه توافق بدون پشتوانه حقوقی هشدار میدهند. به نظر میرسد روزهای آتی برای منطقه سرنوشتساز خواهد بود؛ یا دیپلماسی فشار، مسیر جدیدی برای خاورمیانه ترسیم میکند، یا اینکه این گمانهزنیها تنها مقدمهای برای ورود به فاز جدیدی از تقابلهای بزرگتر در بهار پیشرو خواهد بود.