تاریخ انتشار: ۱۰:۴۵ - ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد؛

چرا تنگه هرمز تبدیل به پاشنه آشیل دولت ترامپ شد؟ / اصلی‌ترین موانع کاخ سفید برای ادامه جنگ

در مسیر ادامه جنگ، ترامپ با موانع جدی و چندوجهی روبرو است. فشارهای اقتصادی ناشی از اختلالات بازار انرژی، چالش‌های نظامی در تنگه هرمز و هزینه‌های سیاسی گسترده، بن‌بستی جدی برای او ایجاد کرده‌اند.

اقتصاد۲۴- در حالی که سایه جنگی تمام‌عیار بر منطقه سنگینی می‌کند، دولت دونالد ترامپ با موانع جدی و فزاینده‌ای برای ادامه این جنگ مواجه است. تحولات اخیر در بازار‌های جهانی انرژی و پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی تنگه هرمز، به پاشنه آشیل سیاست‌های واشنگتن بدل شده است. این گزارش به بررسی عمیق‌ترین این موانع می‌پردازد که مسیر ترامپ را در منطقه ناهموار می‌سازد.

فشار بی‌امان اقتصادی و شوک نفتی

نخستین و شاید ملموس‌ترین مانع پیش روی دولت ترامپ، فشار بی‌امان اقتصادی ناشی از اختلال در بازار‌های جهانی انرژی است. بسته شدن تنگه هرمز و توقف صادرات نفت خاورمیانه، همان‌طور که فایننشال تایمز گزارش داده، به افزایش سرسام‌آور قیمت نفت انجامیده است. قیمت هر بشکه نفت برنت بین‌المللی به فراتر از ۱۰۰ دلار رسیده و کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت تداوم نزاع، قیمت‌ها می‌توانند از رکورد ۱۲۸ دلار در سال ۲۰۲۲ و حتی ۱۴۷ دلار در سال ۲۰۰۸ نیز فراتر روند. این افزایش بی‌سابقه، تنها به نفت خام محدود نمی‌شود؛ قیمت همه چیز، از سوخت جت گرفته تا گازوئیل، در آسیا، اروپا و آمریکای شمالی به‌شدت افزایش یافته است. کاهش ۱۲ میلیون بشکه‌ای عرضه نفت خام در روز، می‌تواند منجر به کسری شدید در بازار‌های فیزیکی و کمبود محصولاتی حیاتی، چون دیزل و سوخت جت شود. اگر جنگ تا فروردین ادامه یابد، بار سنگینی بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه آمریکا تحمیل می‌کند.

تنگه هرمز، گره کور نظامی و لجستیکی

علاوه بر شوک اقتصادی، تنگه هرمز به یک گره کور نظامی و لجستیکی برای واشنگتن تبدیل شده است. این آبراه باریک که مسیر عبور یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است، در صورت بسته شدن، می‌تواند به «آخرالزمان نفتی» تعبیر شود. گلدمن ساکس تخمین می‌زند که جریان نفت از این تنگه به ۶۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته، در حالی که حجم عادی آن ۱۹ میلیون بشکه در روز است، که نزدیک به کل تولید نفت ایالات متحده است. باز نگه داشتن این تنگه مسئول سابق سیاست خاورمیانه در پنتاگون، توضیح می‌دهد، مستلزم عملیات پیچیده و پرهزینه‌ای است که شامل نابودی مواضع دریایی ایران با حملات هوایی و موشکی، مقابله با ناوگان قایق‌های کوچک و پهپاد‌ها و استقرار مین‌روب‌ها برای پاکسازی مسیرداست. المانیتور نیز گزارش داده است که سهولت نسبی ایران در اخلال ترافیک تجاری از طریق هرمز، به تهران یک مزیت نامتقارن در برابر نیروی دریایی آمریکا و متحدانش می‌دهد. تهدید ایران به مین‌گذاری تصادفی در تنگه نیز، اگرچه به ضرر صادرات نفتی خودشان است، اما می‌تواند عبور و مرور را عملاً غیرممکن کند.

هزینه‌های داخلی و بین‌المللی؛ بحران مشروعیت و ائتلاف

تداوم بحران و اصرار واشنگتن بر ادامه جنگ، روابط آمریکا با متحدانش را نیز تحت فشار قرار داده و هزینه‌های داخلی سنگینی را به همراه دارد. کشور‌های اروپایی در پی مذاکره با تهران برای ازسرگیری جریان نفت هستند که نشان‌دهنده عدم تمایل به همراهی کامل با سیاست‌های آمریکاست. در آسیا، کشور‌هایی مانند ژاپن و استرالیا که به‌شدت به واردات انرژی از طریق تنگه هرمز وابسته‌اند، مجبور به آزادسازی ذخایر استراتژیک سوخت خود شده‌اند تا با کمبود‌ها مقابله کنند. ژاپن که ۹۵ درصد نفت خام خود را از خاورمیانه وارد می‌کند، آسیب‌پذیری بالایی در برابر این بی‌ثباتی دارد. قیمت‌های بالاتر انرژی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر گذاشته و مردم از سفر‌های غیرضروری صرف‌نظر می‌کنند؛ این یعنی رکود اقتصادی جهانی. این واکنش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که حمایت از سیاست‌های جنگی ترامپ، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای متحدان به همراه دارد و می‌تواند به تضعیف ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی آمریکا بینجامد. در داخل آمریکا نیز، در حالی که رئیس‌جمهور این کشور مدعی است «مهمات نامحدودی» دارد و می‌تواند «برای همیشه» به جنگ ادامه دهد، افزایش قیمت بنزین به ۳.۶۳ دلار در هر گالن و نزدیک شدن به آستانه ۴ دلار، فشار اقتصادی مستقیمی را بر شهروندان آمریکایی وارد می‌کند که می‌تواند بهای سیاسی سنگینی برای هر دولتی داشته باشد، به‌ویژه در آستانه انتخابات کنگره که برای جمهوری‌خواهان اهمیت حیاتی دارد. تلاش‌های دولت ترامپ برای آرام کردن بازار‌ها و پیشنهاد اسکورت دریایی و بیمه اضطراری، لغو تحریم‌های نفتی روسیه و آزادسازی بی‌سابقه نفت از ذخایر استراتژیک خود نشان‌دهنده عمق بحران و اذعان به ناتوانی در مهار کامل تبعات اقتصادی جنگ است.

ارسال نظر