اقتصاد۲۴ - حملات متقابل ایران، آمریکا و اسرائیل ادامه دارد و هنوز هیچ اشارهای از سوی طرفین در خصوص پایان جنگ نیست. با این وجود، برخی منابع خبری مدعی شدهاند ترامپ به دنبال تشکیل ائتلافی برای آزادسازی تنگه هرمز است و امیدوار است بتواند این خبر را تا اواخر این هفته اعلام کند. همچنین در ادعایی دیگر این موضوع مطرح شده که دونالد ترامپ در حال بررسی تصرف ذخایر نفت جزیره خارک است.
این دو موضوع در شرایطی مطرح شده است که رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده: «همیشه آماده کمک به کشورهای ناتو بودیم و مهم است اکنون هر کشوری از آنها برای کمک به ما پیشقدم شود.»
احسان موحدیان، استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه و تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل به تحلیل شرایط موجود پرداخته است.
موحدیان به فرارو گفت: «وارد کردن نیروی زمینی به ایران از سوی آمریکا باعث میشود این کشور، بیشتر در باتلاق فرو برود. تهدیدهای پیشین هم که مدعی بودند ممکن است از سمت کردستان عراق نیروی زمینی وارد کشور شود، با شکست مواجه شد، چرا که ایران فورا اقداماتی پیش دستانه را در دستور کار قرار داد. طی جنگ ۸ ساله با عراق نیز، صدام بارها تلاش کرد با حمله قرار دادن خارک این منطقه را تصرف کند، اما موفق نشد. خارک یک پایگاه انتقال نفت مهم برای انتقال به نفتکشها است. اما به جز خارک ظرفیتهای دیگری در جاسک نیز ایجاد شده است؛ بنابراین خارک تنها نقطهای نیست که همه زیرساختهای ما را در خود جای داده باشد. اگر آمریکا بخواهد به جزیره خارک نیرو وارد کند، قتلگاه جدیدی برای نیروهای آمریکایی ایجاد خواهد کرد. وقتی آمریکا تصمیم میگیرد برای دور شدن از حملات ایران، سوخت رسانها و نیروهای خود را در مناطقی دورتر مستقر کند، با این تصمیم که بخواهد وارد جنگ زمینی با ایران شود، مغایرت دارد.»
وی افزود: «شانس زیادی برای احتمال حمله زمینی به ایران متصور نیستم، به خصوص با توجه به حملات گستردهای که ایران در منطقه نسبت به زیرساختهای عملیاتی و راداری ایالات متحده انجام داده است. البته همه اینها مطلقا به این معنی که ما هشیاری خود را کاهش دهیم، نیست و اتفاقا باید با هوشمندی کامل جنگ را ادامه دهیم. آمریکا هم از راه دور حمله میکند و هم از طریق زیرساختهایی که طی ۵ دهه اخیر در منطقه، با صرف هزینههای دهها میلیارد دلاری احداث کرده است. البته بخشهای زیادی از این زیرساختهای منطقهای آسیب دیده است.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «ثبات سیاسی در منطقه نیز در بحبوحه جنگ اخیر دستخوش تلاطم شده است. اغلب کشورهای منطقه در حال آسیب دیدن از وضعیت موجودند. برای مثال ثبات سیاسی خاندان حاکم بر بحرین در اوج تنشهای منطقهای در خطر است؛ بنابراین ایران میتواند با اجرای طرحهای جدید و متنوعی، خسارتهایی چند ده میلیارد دلاری به کشرهای حاشیه خلیج فارس وارد کند. این خسارات هم به علت اختلال در صادرات انرژی و هم به علت مشکلات واردات کالا و خوراکیها خواهد بود.»
وی درخصوص ادعاهای ترامپ درخصوص ترغیب ناتو برای ورود به جنگ و مشارکت در حمله علیه ایران گفت: «تا کنون، کشورهای عضو ناتو تلاش کردهاند محتاطانه با جنگ برخورد کنند و در پاسخ به ادعاهای ترامپ واکنشهای هیجانی نشان ندهند. ترامپ که امروز مدعی لزوم حضور نیروهای ناتو در جنگ است تا همین چند روز پیش میگفت اهمیتی برای ناتو قائل نیست و معتقد بود هیچ نیازی به نیروهای ناتو ندارد و به تنهایی جنگ را پیش خواهد برد. اکنون بعد از آنها متلکها و رجزخوانیها درباره ناتو، این که امروز ترامپ مدعی میشود ناتو باید در جنگ مشارکت کند، نشان میدهد ترامپ به بن بست رسیده است. موقعیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز، باریک بودن تنگه و محدود شدن عبور بین المللی در این تنگه، فضای مانور آمریکا را بسیار کم کرده است. در واقع ترامپ به میلیونها دلار هزینه دیگر و نیروهای انسانی زیادی نیاز دارد تا بتواند این تنگه را بنا بر ادعای خود تسخیر کند.»
این تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در توضیح شرایط خاص انرژی منطقه و اهمیت تنگه هرمز تصریح کرد: «ترامپ متوجه شده که مسئله تنگه هرمز چه تاثیری بر وضعیت قیمت انرژی دارد. گرچه تا کنون سعی کردهاند با کمک ذخیره رزرو، قیمت انرژی را کنترل کنند، اما در این کار هم چندان موفق نبودهاند. وضعیت در روزهای آتی بدتر هم خواهد شد. این نکته نیز بسیار مهم است که به زودی انتخابات میان دورهای کنگره، برگزار میشود و فرصت ترامپ برای این که بتواند با ایران مقابله کند، نامحدود نیست. این نخستین جنگ در تاریخ آمریکا است که در هنگام آغاز آن میزان حمایت مردم از رئیس جمهور بسیار پایین و حدود ۴۰ درصد بود. در این شرایط ترامپ که تصور میکرد میتواند با هدف قرار دادن رهبری و سران نظامی، طی ۲ الی ۳ روز به اهداف خود دست پیدا کند، مجبور شده بیش از ۲ هفته در جنگ بماند. ایران هم به هیچ عنوان نمیخواهد از مواضع خود عقب نشینی کند چرا که این جنگ تبدیل به یک جنگ موجودیتی شده است. ترامپ نیز چارهای ندارد به جز این که یا اعتراف به شکست کند یا جنگ را ادامه دهد؛ بنابراین شرایط بسیار دشوار و پیچیده است.»
وی در خصوص احتمالات پیرامون مدت زمان ادامه جنگ یا وقوع آتش بس گفت: «جنگ فعلی یک جنگ موجودیتی است و اگر ایران از مواضع خود کوتاه بیاد، مهاجمان، چند ماهی فرصت احیا و بازسازی خواهند داشت و سپس بار دیگر با ایدههای جدید به ما حمله خواهند کرد و جنگ را آغاز میکنند. درواقع این روند را تا حدی ادامه میدهند که تواناییهای ایران را تضعیف کنند و در شرایط تضعیف حداکثری، به کشورمان حمله کنند. اما اکنون که ایران هر حمله را با قدرت پاسخ میدهد، فعلا شرایط برای این بازی مهیا نیست. ایران تا کنون دیدگاههایی منطقی درباره پرداخت غرامت و این که طرف مقابل باید حقوق ایران را به رسمیت بشناسد. اکنون یمنیها نیز به حالت آماده باش هستند و اگر فضای رفتاری آمریکا تهدیدآمیزتر شد و تلاش کردند به ایران فشاری وارد کنند، تنگه باب المندب نیز بسته میشود. نکته مهم این است که ایران هنوز یمن را وارد نکرده است؛ بنابراین اگر تنگه باب المندب بسته شود، شرایط اقتصاد دنیا در عرض چند هفته بحرانی میشود و در مسیر فروپاشی خواهد رفت.»
موحدیان افزود: «بنابراین مشکل اصلی ترامپ این است که باید به هر طریقی که میتواند اعلام پیروزی کند. در چنین شرایطی، احتمال این که بمبارانهای وحشیانهتر یا اقدامات ایذایی انجام دهد، افزایش پیدا میکند. چرا که با این روش میتوانند یک اعلام پیروزی ظاهری داشته باشند. من شانسی برای حمله زمینی آمریکا و عملیاتی شدن چنین راهکاری نمیبینم. اما به هر حال، باید هشیاری خود را حفظ کنیم چرا که ترامپ نمیتواند در وضعیتی که قیمت انرژی روند صعودی را طی میکند، باقی بماند. نکته مهم دیگر لزوم توجه به فضای داخلی کشور و پیشگیری از هر گونه نقشه دشمن برای ایجاد آشوبهای خیابانی و متلاطم کردن فضای داخلی است. تاکید من بر این است که درگیر یک جنگ موجودیتی هستیم و اگر کوتاه بیاییم، دیگر ایران را در این شکلی که اکنون میبینیم نخواهیم دید. احتمال تجزیه کشور بسیار جدی است و نباید عقب نشینی کنیم.»
وی تاکید کرد: «ایران باید به دنبال ایجاد یک نظم ایرانی در منطقه باشد. مسئله نظم شرقی با کمک چین و روسیه نیست. بلکه باید نظم ایرانی را حاکم کنیم. در نظم ایرانی، ایران نقش محوری خود را تعیین و تنظیم میکند و در نتیجه هر کدام از پیمانهای امنیتی منطقهای باید با مشارکت ایران و بدون مشارکت کشورهای فرامنطقهای باشد. در چنین رویکردی یک نظام همکاری امنیتی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی بزرگ در منطقه خلیج فارس شکل میگیرد. این نظام همکاری باید در دیگر مناطق همسایه از جمله قفقاز جنوبی شکل بگیرد تا از شیطنتهای آمریکا در این مناطق نیز جلوگیری شود. این موضوع درباره پاکستان، ترکمنستان و افغانستان نیز صدق میکند.»