تاریخ انتشار: ۱۲:۴۵ - ۰۴ فروردين ۱۴۰۵

همبستگی بیشتر یا گسست در جامعه / پایان جنگ چه تأثیری بر جامعه خواهد گذاشت؟

جامعه ایران در صورت توقف درگیری‌ها چه وضعیتی را تجربه خواهد کرد؛ همبستگی، گسست یا سناریو‌هایی دیگر؟

اقتصاد ۲۴- جنگی که از ۹ اسفند آغاز شده، در هفته‌های اخیر ابعاد تازه‌ای یافته و روایت‌های متناقضی درباره پایان یا تداوم آن مطرح می‌شود، پرسش اصلی این است که جامعه ایران در صورت توقف درگیری‌ها چه وضعیتی را تجربه خواهد کرد؛ همبستگی، گسست یا سناریو‌هایی دیگر؟

وقتی مردم در فقدان امنیت شهری، پله‌های اضطراری یا حمام خانه یا... را امن‌ترین پناهگاه می‌دانند، یعنی زمان بازتعریف جای امن در شهر‌های ایران رسیده است.

سیدجواد میری، جامعه شناس، با نقد روایت‌های رایج و یکطرفه درباره جنگ، از «نظریه شبکه‌ای آشوب» سخن می‌گوید و معتقد است هدف حملات صرفاً یک نظام سیاسی نیست، بلکه «نظم اجتماعی ایران» در معرض تهدید قرار گرفته است؛ نظمی که به گفته او، در صورت تداوم وضعیت کنونی می‌تواند به آنومی و آشوبی فراگیر منتهی شود.

گفتگوی سیدجواد میری، جامعه‌شناس را بخوانید.

****

*با توجه به شرایطی که در هفته‌های اخیر با آن مواجه بوده‌ایم و با فرض اینکه در چند هفته آینده جنگ به پایان برسد، تحلیل شما از وضعیت پیش‌رو چیست؟ آیا جامعه به سمت همبستگی خواهد رفت یا با نوعی گسست مواجه خواهیم شد؟

با این وضعیت اینترنت‌ها دیگر نمی‌شود درست و دقیق رصد کرد، اما در گفته‌ها و نوشته‌ها تا حد خیلی محدودی که به دست ما می‌رسد، یکی دو نکته مهم به نظر می‌آید.


بیشتر بخوانید: صدور دستور توقیف اموال برخی از سلبریتی‌ها


معمولاً وقتی ارجاع به خارج، مشخصاً منبع آمریکایی، داده می‌شود، تحلیل‌هایی را در داخل بازتاب می‌دهند که مثلاً تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی معتقدند آمریکایی‌ها اشتباه کرده‌اند و اسرائیلی‌ها الان خیلی پشیمان هستند از این وضعیت و ایران دست بالا را دارد و دنبال مفری می‌گردند که بتوانند این جنگ را به پایان برسانند. این یک نکته است که خیلی در تحلیل‌ها می‌بینم.

نکته دیگر این است که برخی می‌گویند این جنگ خیلی زود تمام خواهد شد و بالاخره جمهوری اسلامی پای مذاکره خواهد آمد و جنگ تمام می‌شود. این هم نکته دیگری است که در تحلیل‌ها مطرح می‌شود.

این دو هردو روایت‌هایی است که بسیار بر آنها تاکید می‌شود، اما انگار تک بعدی دیده می‌شوند و به نظر من در این نوع تحلیل‌ها ابعاد بسیار وسیعی نادیده گرفته شده است که در ادامه بیشتر از آن خواهم گفت.

روایت‌های متناقض؛ چارچوبی به نام «شبکه آشوب»

یعنی شما به این دو نوع تحلیل نقد دارید. نقد شما دقیقاً چیست؟

چه آمریکایی‌ها و چه اسرائیلی‌ها، روایت‌های متناقض زیادی ارائه می‌کنند. مثلاً گفته می‌شود ترامپ یک نکته‌ای می‌گوید و بعد حرفش را عوض می‌کند، یا اشتباه کرده و خودش دارد متوجه می‌شود. به نظر من، این وضعیت نیازمند یک چارچوب نظری است. من این چارچوب را «نظریه شبکه‌ای آشوب» می‌نامم.

یعنی چه؟ یعنی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها پنج یا شش روایت به ظاهر متناقض و پارادوکسیکال را همزمان پیش می‌برند. در این میان، تحلیلگران ایرانی معمولاً آن بخش‌هایی را که نقاط ضعف آمریکا و اسرائیل را برجسته می‌کند، به عنوان نقاط قوت خودشان در نظر می‌گیرند و تحلیل‌هایشان را بر اساس آن تنظیم می‌کنند. این ممکن است به‌صورت مقطعی حس رضایت ایجاد کند، اما ما را از دیدن ابعاد دیگر غافل می‌کند.

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها به‌طور همزمان چند استراتژی را پیش می‌برند؛ از حمله به ساختار‌های نظامی و امنیتی گرفته تا زیرساخت‌های اجتماعی، هدف قرار دادن مسئولان و همزمان طرح موضوع مذاکره. همه اینها به‌صورت همزمان در حال وقوع است و نباید از هیچ‌کدام غافل شد.

هدف فقط نظام سیاسی نیست؛ نظم اجتماعی ایران هدف است

برخی بر این باورند که این جنگ صرفا علیه جمهوری اسلامی است و با این پیش‌فرض، شکاف‌هایی در ذهنیت برخی اقشار جامعه ایجاد شده است. این یک امر پنهان نیست. من خودم به‌صورت عینی دیده‌ام؛ در آرایشگاه، در مدرسه بچه‌ها، در گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، این بحث مطرح است که گروهی از افراد می‌گویند آمریکا و اسرائیل قصدشان حاکمیت است. اما این روایت بسیار مخدوش است و قابل نقد.

به عنوان یک جامعه‌شناس، به شما می‌گویم وقتی شما زیرساخت‌های یک جامعه را هدف قرار می‌دهید، آتش‌نشانی، بیمارستان، کلینیک، منازل مسکونی، دانشگاه و ... در واقع دارید نظم اجتماعی آن جامعه را هدف قرار می‌دهید، نه صرفاً یک نظام سیاسی را.

این نظم اجتماعی یک‌شبه شکل نگرفته؛ نتیجه یک روند تاریخی طولانی است. وقتی این ساختار‌ها از بین برود، آنچه در پی آن می‌آید، نه آزادی و عدالت، بلکه آشوب است.

از «کلنگی شدن جامعه» تا آنومی و آوارگی

*پیامد‌های ادامه این روند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آنچه در این چندهفته و حتی در آن جنگ ۱۲ روزه دنبال شده، به نوعی «کلنگی کردن» جامعه ایران است. همین حالا که ما صحبت می‌کنیم، سه میلیون و سیصد هزار نفر در داخل ایران آواره شده‌اند؛ آواره داخلی. اگر این جنگ چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، ممکن است با جمعیتی ۲۰ تا ۳۰ میلیونی از آوارگان مواجه شویم.

این یعنی ورود به وضعیت آنومی اجتماعی و سپس آشوب. نمونه‌های آن را در منطقه دیده‌ایم. وقتی ساختار‌های امنیتی و انتظامی تضعیف شوند، نتیجه آن فروپاشی نظم اجتماعی خواهد بود.

راه خروج چیست؟

*با توجه به این وضعیت، راهکار پیشنهادی شما برای خروج از این وضعیت چیست؟ آیا امکان خروج از این شرایط وجود دارد؟

به نظر من، آمریکا و اسرائیل به هیچ وجه به پایان کامل این وضعیت رضایت نخواهند داد. آنها الگوی حملات ادواری را دنبال خواهند کرد؛ یعنی دوره‌هایی از توقف برای بازسازی و سپس حملات مجدد. این روند می‌تواند تا یکی دو سال ادامه پیدا کند. هدف نهایی، فروپاشی نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه جامعه ایران است.

در شرایط فعلی، شاید فرصت تأملات بنیادی وجود نداشته باشد، اما اتفاقاً اکنون بهترین زمان برای طرح راه‌حل‌های رادیکال است. اگر بخواهیم آلترناتیوی غیر از سناریوی فروپاشی ایران داشته باشیم، باید به سمت بازدارندگی رادیکال برویم.

نسل جوان و نوجوان ایران که تجربه مستقیمی از جنگ ندارد، حالا ناگهان خود را در فضایی می‌بیند که بوی نااطمینانی می‌دهد. نسلی که جنگ را بیشتر در کتاب‌های تاریخ یا روایت‌های پدر و مادر شنیده بود، اکنون باید با نوعی زیست در سایه آن کنار بیاید.

اگر در برابر دو قدرت اتمی، آمریکا و اسرائیل، بازدارندگی وجود داشته باشد، این جنگ پایان خواهد یافت و حملات ادواری متوقف می‌شود. پس از جنگ جهانی دوم، یک انگاره در ذهن آمریکایی‌ها شکل گرفته که می‌توانند به هر کشوری حمله کنند، مگر کشور‌هایی که توان پاسخ مستقیم دارند.

در حال حاضر، چین، روسیه و کره شمالی چنین وضعیتی دارند. ممکن است نقد‌های زیادی به این کشور‌ها وارد باشد، اما یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: آنها توانسته‌اند بازدارندگی مؤثری در برابر آمریکا ایجاد کنند. اگر ما نتوانیم چنین انگاره‌ای را در استراتژی امنیت ملی خود بازسازی کنیم، من راه خروج دیگری نمی‌بینم.

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال نظر