اقتصاد۲۴- جنگی که از نهم اسفندماه سال گذشته، ناباورانه فضای منطقه را به خون و دود آغشته کرد، حالا در آستانه دومین ماه خود، با یک شوک خبری از سوی واشنگتن روبهرو شده است. در حالی که افکار عمومی در ایران، ایام نوروز ۱۴۰۵ را زیر سایه سنگینترین درگیری نظامی دهههای اخیر سپری میکنند، گزارش جنجالی «وال استریت ژورنال» مانند یک زلزله سیاسی، معادلات میدان را تحت تأثیر قرار داده است؛ گزارشی که میگوید دونالد ترامپ برای بستن پرونده این درگیری، ساعتی را روی میز کارش قرار داده که تنها چند هفته دیگر از زمان آن باقی مانده است.
اما آیا این یک عقبنشینی استراتژیک است یا صرفاً تلاشی برای نجات اقتصاد آمریکا و جهان؟ رسانههای جهان در پی پاسخ به همین سوال گمانههایی را طرح و سناریوهای متفاوتی را ترسیم میکنند.
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی که بلافاصله به تیتر یک رسانههای جهان تبدیل شد، پرده از جلسات خصوصی در کاخ سفید برداشته است. به نوشته این روزنامه، ترامپ به صراحت به مشاوران ارشد خود گفته است که «نمیخواهد در باتلاق یک جنگ طولانی با ایران غرق شود».
تحلیلگران وال استریت ژورنال معتقدند که انگیزه اصلی ترامپ، نه صلحطلبی، بلکه هراس از افکار عمومی آمریکا و فشار کمرشکن قیمت انرژی است. در این گزارش آمده است که مشاوران اقتصادی ترامپ به او هشدار دادهاند که تداوم درگیری در خلیج فارس، قیمت بنزین را به سطحی رسانده که میتواند تمامی دستاوردهای انتخاباتی او را خاکستر کند. ترامپ با تعیین یک بازه زمانی ۴ تا ۶ هفتهای، در واقع به تیم نظامی خود دستور داده است که یا در این مدت به یک پیروزی قاطع و قابل ارائه دست یابند و یا مسیر دیپلماسی اجباری را باز کنند.
در این سوی میدان، مقامات تهران با نوعی صبر استراتژیک توأم با آمادگی رزمی به این اخبار واکنش نشان دادهاند. اگرچه در راهروهای میدان پاستور و ستادهای نظامی، بحث بر سر واقعی بودن یا نبودن ادعای ترامپ داغ است، اما موضع رسمی همچنان بر ایستادگی استوار است.
بیشتر بخوانید: همه چیز درباره مذاکرات احتمالی برای پایان جنگ ترامپ علیه مردم ایران/ آیا مذاکرهای صورت میگیرد؟
منابع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی در گفتوگو با رسانههای داخلی تأکید کردهاند که ایران میز مذاکره را تحت فشار بمباران نخواهد پذیرفت. مقامات ایرانی به خوبی میدانند که ترامپ به دنبال یک عکس یادگاری پیروزمندانه پیش از پایان ضربالاجل خودساختهاش است. از نظر تهران، پایان جنگ تنها زمانی میسر است که تضمینهای عینی برای رفع تهدیدات نظامی و بازگشت به وضعیت پیش از اسفند ماه ایجاد شود. با این حال، برخی تحلیلگران داخلی معتقدند پالسهای ارسالی از واشنگتن نشاندهنده فرسایشی شدن جنگ برای طرف آمریکایی است؛ موضوعی که میتواند دست برتر ایران را در چانهزنیهای احتمالی تقویت کند.
در حالی که ترامپ از پایان جنگ سخن میگوید، در تلآویو فضا به شدت ملتهب است. روزنامه هاآرتص در تحلیلی تند و تیز نوشته که بنیامین نتانیاهو به شدت از احتمال توافق سریع واشنگتن با تهران نگران است. به نوشته این رسانه اسرائیلی، بیبی معتقد است که هرگونه آتشبس در شرایط فعلی، به معنای بازسازی توان بازدارندگی ایران و شکست اهداف اولیه عملیات نظامی است.
هاآرتص فاش کرده است که طی ۴۸ ساعت گذشته، تماسهای تلفنی متعددی میان تلآویو و واشنگتن برقرار شده که در آنها، طرف اسرائیلی خواهان تمدید عملیات برای ضربه زدن به زیرساختهای حیاتی ایران شده است. اما به نظر میرسد ترامپ که همواره با نگاه هزینه-فایده به مسائل مینگرد، دیگر تمایلی به نقد کردن چکهای سفید امضای نتانیاهو ندارد.
در این بین، اما چشم دنیا به خاورمیانه است و همه منتظر هستند تا ببیند بالاخره مذاکراتی که ترامپ میگوید و پاکستان از آن دم میزند، انجام شده و به نتیجه میرسد یا خیر؟ رسانههای بینالمللی نیز با دقت و پیگیری خاصی تحولات را رصد نمیکنند.
در همین راستا، نیویورک تایمز در سرمقاله خود به جنبه لجستیکی و خستگی نیروهای آمریکایی اشاره کرده است. این رسانه مینویسد: «پنتاگون نگران است که تداوم این سطح از درگیری، ذخایر موشکهای هدایتشونده و توان پدافندی آمریکا را در سایر نقاط جهان از جمله شرق آسیا تضعیف کند. ترامپ متوجه شده است که ایران برخلاف تصورات اولیه، یک بازیگر منعطف نیست و هزینههای ماندن در این جنگ در حال افزایش است.»
شبکه خبری الجزیره نیز با تمرکز بر نقش میانجیگران منطقهای، گزارش داد که کشورهای قطر و عمان بار دیگر به کانون دیپلماسی پنهان تبدیل شدهاند. طبق تحلیل الجزیره، کشورهای منطقه که از اختلال در صادرات نفت و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز به ستوه آمدهاند، فشار بیسابقهای را بر واشنگتن وارد کردهاند تا «پایان جنگ» را به هر قیمتی در اولویت قرار دهد. الجزیره معتقد است که ۶ هفته تعیین شده توسط ترامپ، در واقع فرصتی برای میانجیگران است تا فرمولی برای «خروج آبرومندانه» طرفین پیدا کنند.
روزنامه بریتانیایی گاردین، اما به بعد انسانی و اجتماعی این جنگ در داخل ایران پرداخته و نوشته که علیرغم فشارهای سنگین، انسجام داخلی در ایران پس از شروع حملات افزایش یافته است. گاردین مینویسد: «ترامپ با یک بنبست مواجه شده؛ نه میتواند جنگ را به سمت یک درگیری تمامعیار زمینی ببرد که هزینههایش غیرقابل پیشبینی است، و نه میتواند بدون دستاورد عقبنشینی کند. اولتیماتوم او بیش از آنکه پیامی به تهران باشد، پیامی به رایدهندگان آمریکایی است که از تورم ناشی از جنگ خسته شدهاند.»
نمیتوان از پایان جنگ سخن گفت و به نبض اقتصاد جهان یعنی انرژی اشاره نکرد. بلومبرگ در گزارشی تحلیلی هشدار داده است که اگر در این بازه ۶ هفتهای توافقی حاصل نشود و درگیریها به فاز تخریب کامل تأسیسات انرژی کشیده شود، جهان باید خود را برای نفت ۲۰۰ دلاری آماده کند.
این دقیقاً همان نقطهای است که ترامپ را به سمت پایان دادن به جنگ سوق میدهد. وال استریت ژورنال به درستی اشاره کرده که «قیمتهای بالا در پمپ بنزینهای ایالتهای کلیدی آمریکا»، بزرگترین دشمن فعلی ترامپ است، نه پهپادها و موشکهای ایرانی. برای رئیسجمهوری که شعار «اول آمریکا» سر میدهد، فروپاشی بازارهای مالی وال استریت در اثر تنشهای خلیج فارس، خط قرمزی غیرقابل عبور است.
با توجه به فکتهای موجود و اصرار ترامپ بر جدول زمانی کوتاه، سه سناریو برای هفتههای آتی متصور است:
۱. توافق و «اعلام پیروزی دوجانبه»: در این سناریو احتمالا طرفین با میانجیگری طرفهای ثالث، روی یک آتشبس فوری توافق خواهند کرد و ترامپ مدعی شود که ایران را به عقب رانده و تهران نیز اعلام کند که متجاوز را از اهدافش ناکام گذاشته است.
۲. تشدید تنش برای امتیازگیری بیشتر: در این سناریو هولناک طی یک بازه ۶ هفتهای، شاهد مرگبارترین حملات از زمان شروع جنگ (۹ اسفند) خواهیم بود. طرفین تمام تلاش خود را میکنند که با اشغال یک منطقه استراتژیک یا انهدام یک هدف نمادین، با دست پرتر پای میز مذاکره بنشینند.
۳. شکست اولتیماتوم و جنگ فرسایشی: اگر تندروها در تلآویو و واشنگتن بتوانند ترامپ را متقاعد کنند که پایان جنگ در این مقطع به معنای شکست است، منطقه وارد فاز جدیدی از یک جنگ طولانی و فرسایشی خواهد شد که ابعاد آن فراتر از مرزهای فعلی خواهد بود.
با همه اینها گزارش وال استریت ژورنال و اشاره به تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ کورسوی امیدی را در دل مردم نگران از طولانی شدن جنگ، روشن کرده است. تجربه، اما نشان داده که در شطرنج خونین خاورمیانه، هیچ چیز تا لحظه امضای قرارداد قطعی نیست.
ترامپ میخواهد جنگ فعلی را پیش از آنکه به فاجعه برای آمریکا تبدیل شود، به پایان برساند. اما سوال اساسی اینجاست که آیا او حاضر است بهای واقعی صلح را بپردازد، یا این ۶ هفته، تنها آرامش قبل از توفانی بزرگتر خواهد بود؟ رسانهها و افکار عمومی جهان، چشم به ساعت کاخ سفید و میدانهای نبرد در ایران دوختهاند تا ببینند کدامیک سریعتر حرکت میکند؛ عقربههای دیپلماسی یا جنگندهها و موشکها؟