اقتصاد۲۴- حامیان جنگ منتظر کمکهایی بودند که ترامپ وعده داده بود در راه است، اما حالا و به خصوص در روزهای اخیر شاهدیم که اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو، از هدف قرار دادن مراکز نظامی فاصله گرفته و به سمت تخریب زیرساختها آمدهاند. حمله به پل در آستانه افتتاح بییک در کرج، هدف گرفتن پتروشیمی ماهشهر، حمله دوباره به محوطه نیروگاه بوشهر و تهدیدات مکرر ترامپ برای حمله به نیروگاهها و «بازگرداندن ایران به عصر حجر» همگی شاهد این مدعا است؛ رویهای که نه یک استراتژی نظامی برای تضعیف قدرت دفاعی، بلکه تلاشی مذبوحانه برای فلج کردن زیست اجتماعی یک ملت به حساب میآید.
اقدامات اخیر آمریکا و اسرائیل و تهدیدات آنها با موجی از واکنشها مواجه شده است. تکاندهندهترین واکنش، اما نه از سوی تهران، بلکه از قلب نیویورک شنیده شد. ریچارد نفیو، کسی که به عنوان «معمار تحریمهای ایران» شناخته میشود و خود طراح فشارهای اقتصادی سنگین بوده، نتوانست در برابر منطق پوشالی حمله به زیرساختها سکوت کند. او در واکنش به ادعای رسانههایی مانند اکسیوس که مدعی بودند پل «بی-۱» کرج به دلیل انتقال مخفیانه قطعات موشک هدف قرار گرفته، این استدلال را «احمقانه» توصیف کرد.
نفیو به درستی اشاره کرد که با این منطق کجدار و مریز، تمام شریانهای حیاتی و اتوبانهای یک کشور را میتوان هدف قرار داد. این اعتراف صریح از سوی کسی که خود متخصص «فشار هوشمند» است، نشان میدهد که اقدامات اخیر آمریکا از دایره فشار سیاسی خارج شده و به مرحله وحشیگری کور رسیده است. رسوایی این ادعا زمانی کامل شد که خبرنگاران رسانههای مخالف جمهوری اسلامی از جمله بیبیسی فارسی نیز یادآور شدند پل مذکور اصلاً هنوز افتتاح نشده و بر روی آن هیچ ترددی صورت نمیگرفته که بخواهد «مسیر انتقال موشک» باشد.
حملات اخیر تنها بتن و آهن را هدف قرار ندادهاند، بلکه زمان و امید را نشانه رفتهاند. طبق گزارشهای فنی از مجتمع فولاد خوزستان، بازسازی خسارتهای وارد شده به کورههای این واحد صنعتی بزرگ، حداقل ۶ ماه تا یک سال زمان میبرد. این به معنای بیکاری اجباری، توقف چرخه تولید و ضربه به صادرات غیرنفتی کشور است.
بیشتر بخوانید: تهدید رئیس جمهور آمریکا به بازگرداندن ایران به عصر حجر / آیا سخنان ترامپ مصداق جنایت جنگی نیست؟
حمله به پتروشیمی ماهشهر و محوطه نیروگاه بوشهر نیز قطعات دیگری از این پازل خطرناک هستند. پتروشیمیها قلب تپنده ارزآوری و تأمین مواد اولیه صنایع داخلی هستند. هدف قرار دادن آنها، یعنی جنگ مستقیم با سفره مردم. از سوی دیگر، هرگونه عملیات در نزدیکی سایتهای هستهای نظیر بوشهر، نه تنها نقض حاکمیت، بلکه بازی با آتشِ یک فاجعه زیستمحیطی است که میتواند کل منطقه خلیج فارس را درگیر کند.
تهدیدات صریح دونالد ترامپ مبنی بر حمله به نیروگاههای برق ایران و فرستادن کشور به «عصر حجر»، پرده از ماهیت واقعی این حملات برمیدارد. در حقوق بینالملل، زیرساختهایی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند (مانند آب، برق و مسیرهای مواصلاتی)، دارای مصونیت مطلق هستند.
وقتی یک سیاستمدار از بازگرداندن یک ملت به عصر حجر سخن میگوید، در واقع در حال ترویج پاکسازی زیرساختی است. این ادبیات، یادآور تلخترین خاطرات بشریت از جنگهای جهانی است که در آن، غیرنظامیان هزینه شکستهای نظامی دولتمردان را با قحطی و تاریکی میپرداختند.
جالب اینجاست که حتی منتقدان سیاسی ایران در خارج از کشور نیز نتوانستهاند چشم خود را بر این بیعدالتی ببندند. کاوه مدنی، کارشناس حوزه آب و محیطزیست، در مصاحبه با شبکه ایران اینترنشنال که خود کمتر از ترامپ به دنبال ویرانی نیست، به صراحت از هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی نظیر پل کرج انتقاد کرده است! او و بسیاری دیگر از کارشناسان بر این باورند که تخریب زیرساختهای عمرانی، ضربهای است که جبران آن دههها طول میکشد و مستقیماً کیفیت زندگی نسلهای آینده را هدف میگیرد.
تحلیلگران رسانههایی، چون بیبیسی فارسی نیز در میزگردهای اخیر خود تأکید کردهاند که این حملات برخلاف ادعاهای واشینگتن، نه تنها باعث تضعیف قدرت حاکمیت نمیشود، بلکه به دلیل ماهیت ناعادلانهاش، خشم عمومی را علیه مهاجم برمیانگیزد.
همانطور که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نوشته، این حملات رسما نشانه «شکست و فروپاشی اخلاقی» دشمن است. این تعبیر عراقچی فراتر از یک شعار سیاسی، یک واقعیت میدانی است. دشمنی که نمیتواند در میز مذاکره یا در تقابل مستقیم نظامی به اهداف خود برسد، به سراغ تخریب زیرساختها میرود تا تصویر شکست خود را پنهان کند.
اما واقعیت این است که زیرساختها با بودجه و تخصص دوباره ساخته میشوند. همانطور که عراقچی تأکید کرد، آنچه هرگز ترمیم نخواهد شد، «اعتبار و جایگاه آمریکا» در افکار عمومی جهان است. دولتی که مدعی رهبری جهان آزاد است، اکنون با هدف قرار دادن پروژههای عمرانی، خود را در قامت یک گروه تروریستی فرامرزی تنزل داده است.
در این بین، اما نقش جامعه جهانی بسیار قابل توجه است. جهانیان نباید فراموش کنند که طبق کنوانسیونهای ژنو (پروتکل اول، ماده ۵۴)، «گرسنگی دادن به غیرنظامیان به عنوان یک روش جنگی ممنوع است» و این شامل تخریب تأسیسات آب آشامیدنی و شبکههای برق نیز میشود لذا سکوت سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری در برابر این حملات – که ترامپ مدام تهدید میکند، عملیاتی خواهد شد - به معنای مشروعیت بخشی به جنگلوارگی در قرن بیست و یکم است. بدیهی است که اگر امروز جلوی این رویه آمریکا گرفته نشود، بدعتی خطرناک پایه گذاری میشود که در آن هر قدرتی به خود اجازه میدهد برای رسیدن به اهداف سیاسی، بیمارستانها، پلها و نیروگاههای کشور رقیب را به تلی از خاکستر تبدیل کند.
حملات اخیر به پل کرج، پتروشیمی ماهشهر و تهدیدات علیه شبکه برق ایران، آزمونی برای وجدان بیدار جهان است. ایران کشوری نیست که با تخریب چند سازه بتنی به زانو درآید؛ تاریخ نشان داده که این ملت در میان آوارها، مقاومتر از پیش برمیخیزد. اما این لکه ننگ بر پیشانی مدعیان حقوق بشر باقی خواهد ماند که در سال ۲۰۲۶، همچنان از ابزار «تخریب زندگی» برای پیشبرد سیاستهای شکست خورده خود استفاده میکنند. ایران فردا، با پلهایی مستحکمتر و نیروگاههایی پیشرفتهتر ساخته خواهد شد، اما دنیای بدون قانون، بهایی سنگین برای این سکوت پرداخت خواهد کرد.