اقتصاد۲۴ - ۳۷ روز از آغاز درگیریهای نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا میگذرد. در این مدت، تالار شیشهای بیش از آنکه محلی برای داد و ستد باشد، به موزهای از اعداد یخزده تبدیل شده است. بازار سرمایه ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که حتی خوشبینترین تحلیلگران نیز برای ترسیم آینده آن با تردید سخن میگویند. در حالی که معاملات سهام متوقف مانده، جریان نقدینگی در لایههای پنهان بازار، از صندوقهای طلا گرفته تا درآمد ثابت، حکایت از تغییری بنیادین در رفتار سرمایهگذاران دارد.
بورس تهران که پس از نزدیک به یک ماه سرانجام روز ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۵ بازگشایی شد، فراتر از یک تصمیم مدیریتی برای کنترل هیجان، به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس، این رویکرد را واکنشی به ریسکهای سیستماتیک سنگین میداند و معتقد است در سال ۱۴۰۵، وزن ریسکهای نظامی و سیاسی بر عوامل بنیادی چربیده است. با این حال، کارشناسان بازار سرمایه هشدارهای تندی را مطرح میکنند.
فردین آقابزرگی، تحلیلگر ارشد بازارهای مالی، معتقد است که این توقف شاید در کوتاهمدت مسکنی برای جلوگیری از سقوط آزاد شاخص باشد، اما در عمل «اعتماد» را که زیربنای بازار است، تخریب میکند. او در مصاحبه با «دنیای اقتصاد» تأکید میکند که مهمترین کارکرد بازار سرمایه «نقدشوندگی» است و وقتی معاملات متوقف میشود، دارایی مردم عملاً در یک بنبست فیزیکی گرفتار میماند. آقابزرگی با اشاره به تجربههای جهانی خاطرنشان میکند که حتی در شرایط جنگی، بازارها بهطور کامل و طولانیمدت تعطیل نمیشوند، چرا که پیامد آن فرار همیشگی سرمایه از بورس به سمت بازارهای غیرشفاف خواهد بود.
حملات اخیر به زیرساختهای صنعتی، بهویژه در مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و صنایع فولادی، تنها یک خبر نظامی نبود؛ این حملات مستقیماً قلب تپنده بورس تهران را هدف قرار دادند. برآوردهای آماری نشان میدهد که حدود یک سیزدهم از کل ارزش بازار سرمایه ایران درگیر پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم این تنشهاست.
سجاد بوربور، کارشناس بازارهای مالی، در تحلیلی برای «تجارتنیوز» به ابعاد این فاجعه اشاره کرده است. او معتقد است صنایع پتروشیمی و فلزات اساسی به دلیل نقش محوری در ارزآوری، ستونهای خیمه اقتصاد ایران هستند. حمله به این واحدها نه تنها تولید را مختل میکند، بلکه با کاهش ورود ارز به کشور، فشار را بر نرخ ریال دوچندان خواهد کرد. از نظر بوربور، هرچند رشد قیمت دلار در میانمدت میتواند باعث رشد «اسمی» بورس (به دلیل تورم) شود، اما در شرایط فعلی، وزن ریسکهای نظامی از هر متغیر مثبتی سنگینتر است و تعطیلی بورس در این مقطع، تصمیمی عاقلانه برای محافظت از ثروت سهامداران در برابر تخریب زیرساختها محسوب میشود.
یکی از عجیبترین اتفاقات اخیر تغییر رفتار سرمایهگذاران در صندوقهای درآمد ثابت است. این صندوقها که طی ۳۶ روز گذشته به عنوان اصلیترین جایگزین سهام برای پارک پول شناخته میشدند، ناگهان با موج فروش مواجه شدند. دادهها نشان میدهد تنها در دو ساعت ابتدایی روز یکشنبه معاملات، حدود ۳۹۱ میلیارد تومان خروج پول حقیقی از این صندوقها ثبت شد.
بیشتر بخوانید: بازار سرمایه در سال ۱۴۰۴ از تورم هم عقب ماند/ بورس در مخمصه جنگ
این رخداد در حالی رخ میدهد که پیش از این، علیاکبر ایرانشاهی، رئیس مرکز نظارت بر صندوقهای سرمایهگذاری، از ورود حدود ۴۱ همت منابع جدید به انواع صندوقها در روزهای پس از جنگ خبر داده بود. او معتقد بود فشار ابطال روزهای نخست فروکش کرده است. اما بازدهی منفی در ۷ صندوق درآمد ثابت در روز یکشنبه، زنگ خطری جدی است. این «بازدهی منفی» در داراییهایی که ذاتا باید بدون ریسک باشند، نشاندهنده عمق نااطمینانی و احتمالاً نیاز شدید سرمایهگذاران به نقدینگی نقد (نقدینه) برای خروج از مرزها یا خرید کالاهای اساسی در شرایط اضطراری است.
در حالی که بورس سهام قفل است، صندوقهای کالایی مبتنی بر طلا و نقره به «دماسنج انتظارات تورمی» تبدیل شدهاند. تفاوت جنگ فعلی با درگیریهای کوتاهمدت سال گذشته، باز بودن این صندوقهاست. بر اساس گزارشهای سامانه کدال و تحلیلهای میدانی، ما با یک سیگنال متضاد روبهرو هستیم: خروج پول از صندوقهای طلا و در مقابل، ورود سرمایه به صندوقهای نقره.
تحلیلگران بازار معتقدند کاهش قیمت جهانی طلا و نقره در کنار سیاستهای کنترلی بانک مرکزی، باعث شده بخشی از حباب طلا تخلیه شود. با این حال، قیمت دلار در بازار آزاد که مرز ۱۵۷ هزار تومان را در روزهای اخیر لمس کرده، همچنان موتور محرک انتظارات است. امیر ندیری، تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتوگو با «اقتصادنیوز» به نکته مهمی اشاره میکند؛ او بر این باور است که تعطیلی بازار سهام نشان داد بورس برخلاف طلا، در زمان بحرانهای حاد ژئوپلیتیک «پناهگاه امن» نیست. ندیری معتقد است تا زمانی که چشمانداز پایان جنگ روشن نشود، بورس نمیتواند از بازدهی ریالی خارج شده و رشد دلاری معناداری را ثبت کند.
اگر وضعیت فعلی و انسداد معاملات ادامه یابد، اقتصاد ایران با خطر ورود به یک «چرخه فرسایشی» روبهرو خواهد بود. کاهش ظرفیت تولید به دلیل حملات و قطعی انرژی، اختلال در زنجیره تأمین کالا و افزایش هزینههای لجستیک، مستقیماً بر معیشت خانوارها اثر میگذارد. در این میان، بازار سرمایه نیز ناگزیر از «تعدیل ارزشها» خواهد بود.
فرهنگ حسینی، دیگر کارشناس بازار، هشدار میدهد که حملات به زیرساختها نه تنها سودآوری سالانه شرکتها را از بین میبرد، بلکه هزینههای بازسازی سنگینی را بر دوش سهامداران میگذارد. او معتقد است کاهش قیمت ارز و طلا در برخی روزهای جنگ، بیش از آنکه نشانه بهبود باشد، ناشی از کاهش شدید قدرت خرید و رکود مطلق در تمام بازارهاست.
بورس تهران در ۳۷امین روز جنگ، در وضعیتی تعلیقی قرار دارد؛ نه راه پیش دارد و نه راه پس. از یک سو، ارزشهای جایگزینی شرکتها به دلیل تورم و رشد دلار به شدت افزایش یافته و بازار به لحاظ بنیادی «ارزنده» است؛ اما از سوی دیگر، سایه سنگین موشکها و پهپادها اجازه نمیدهد هیچ تحلیل بنیادی بر روی تابلو نقش ببندد.
واقعیت این است که کلید بازگشایی و رونق دوباره بازار سرمایه، نه در دستان سازمان بورس و نه در گروی حمایتهای دولتی است؛ این کلید در راهروهای دیپلماسی و در میدان نبرد نهفته است. همانطور که کارشناسان اشاره کردند، بازار به اخبار مثبت سیاسی واکنش برقآسا نشان خواهد داد، اما تا آن زمان، سرمایهگذاران ترجیح میدهند نظارهگر باشند، حتی اگر این نظارهگری به قیمت ذوب شدن ارزش داراییهایشان در آتش جنگ باشد.
در سال ۱۴۰۵، بورس تهران به ما آموخت که در دنیای واقعی، «امنیت» همواره بر «سود» مقدم است و بازاری که نتواند در روز مبادا دارایی شما را به نقدینگی تبدیل کند، هر چقدر هم که ارزان باشد، خریدار نخواهد داشت.