تاریخ انتشار: ۰۸:۵۸ - ۱۸ فروردين ۱۴۰۵

مردمی که در جنگ امیـد شدند/ روایتی از افرادی که در روزهای دشوار جنگ به هلال‌احمر پیوستند

بیشتر از یک ماه است که از جنگ می‌گذرد. یک ماهی که ساده نگذشته. هر انفجار و موج ناشی از آن عده‌ای را به شهادت رسانده و دیگران را مجروح و داغدار کرده است. در خط مقدم پس از هر انفجار نیروهای قرمزپوش هلال‌احمرند که سریع‌تر از دیگران به صحنه می‌رسند.

اقتصاد۲۴- این روزها هر صدای انفجاری، حتی اگر بارها شنیده شده باشد، همه ما را به بهت و وحشت فرومی‌برد. در هر واقعه، سایه‌ای از مرگ و ویرانی بر سر خانواده‌ها سایه می‌اندازد؛ یادآور اینکه جایی احتمالاً کسی جانش را ازدست‌داده، زیر آوار گیر افتاده یا شاهد مرگ عزیزی بوده است. در این فضای پر از ترس و ناامیدی، ناجیان بی‌لباس، نیروهای هلال‌احمر، اولین کسانی هستند که سر هر صحنه می‌رسند. آنها در خط مقدم نبرد با مرگ ایستاده‌اند، درحالی‌که خودشان نیز در معرض خطراتی مانند ریزش آوار و حملات احتمالی قرار دارند.  شاید در نگاه اول تصور شود که در این روزهای پرخطر، هیچ‌کس جرئت نزدیک‌شدن به این خطوط را ندارد. اما نکته‌ای تکان‌دهنده وجود دارد: سیل داوطلبان از اقشار مختلف جامعه، از هنرمندان و نویسندگان تا پزشکان و دامپزشکان، برای پیوستن به هلال‌احمر راهی شده‌اند. این افراد، با وجود تفاوت در عقاید و حرفه‌ها، در یک هدف مشترک متحد شده‌اند: کمک به هم‌وطنان آسیب‌دیده.

بیشتر از یک ماه است که از جنگ می‌گذرد. یک ماهی که ساده نگذشته. هر انفجار و موج ناشی از آن عده‌ای را به شهادت رسانده و دیگران را مجروح و داغدار کرده است. در خط مقدم پس از هر انفجار نیروهای قرمزپوش هلال‌احمرند که سریع‌تر از دیگران به صحنه می‌رسند. این روزها ویدئوهای زیادی از حضور این نیروها دیده می‌شود، مردان و زنانی که زیر آوارها دنبال نشانه‌ای از زندگی می‌گردند و زیر لب دعادعا می‌کنند که همه اعضای ساختمان‌های فروریخته را سالم پیدا کنند. از طرف دیگر هم عده‌ای دیگر از این قرمزپوش‌ها به بازماندگان امید می‌دهند یا حداقل سعی می‌کنند داغ افراد را کمی تسکین بخشند. حالا علاوه بر این شرایط دشوار جسمی و روحی که اعضای هلال‌احمر را تحت‌فشار می‌گذارد باید خطر حمله مجدد دشمن و یا تخریب ناگهانی خانه‌ای بمب خورده هم به این موارد اضافه کرد.

برای همین شاید بسیاری گمان کنند حداقل در این روزهای طاقت‌فرسا دیگر کسی داوطلب پیوستن به این سازمان نباشد و افراد ترجیح دهند در گوشه‌ای شاید نسبتاً امن منتظر پایان جنگ بمانند. از نگاه آنها احتمالاً این کار از حرکت داوطلبانه به سمت نقطه خطر عاقلانه‌تر است. ولی در این شرایط سخت هم هنوز افرادی مشتاق‌اند آموزش‌های لازم را ببینند و در صحنه خطر حضور داشته باشند. افرادی از همه شکل و عقیده که وجه اشتراکشان تنفر از جنگ تحمیلی و تلاش برای نجات و تسکین هم‌نوعشان است.

   کودکان قربانی اصلی جنگها

بسیاری از داوطلب‌ها تابه‌حال دوره‌های امداد و نجات ندیده‌اند؛ اما حالا حاضرند به طور فشرده سر کلاس‌های آموزشی حاضر شوند و تمام مهارت‌های لازم را از متخصصان این کار یاد بگیرند. «الهام» یکی از این افراد است که به‌خاطر شرایط جنگی کارش را ازدست‌داده. او به «پیام ما» می‌گوید: «قبل از این اصلاً به فکر پیوستن به هلال‌احمر نبودم. اما زمانی که جنگ شروع شد چنین تصمیمی گرفتم. می‌خواهم نقشی مؤثر در کمک به مردم داشته باشم.» او بر آسیب‌پذیری بیشتر کودکان در این شرایط تأکید دارد و کمک به این گروه را مهم‌ترین دلیل حضورش می‌داند: «من سابقه فعالیت در حوزه کودکان را دارم. چنین بحران‌هایی همیشه بر کودکان تأثیر بیشتری می‌گذارند و این دلیلی محکم برای من است تا داوطلب پیوستن به هلال‌احمر باشم.»

   می‌خواهم عامل تغییری حداقلی باشم

«جنگ با خانه‌نشین کردن ما همان عاملیت حداقلی‌ای را که برای تغییر در زندگی فردی و جمعی‌مان داشتیم از ما گرفته است. نه برای توقف جنگ، قدرتی در خودم حس می‌کنم و نه برای کاستن از رنج و زخمی که جنگ بر جسم و روان خودم و دیگران وارد می‌کند. هیچ‌چیز این حس ناتوانی را تسکین نمی‌داد.» این‌ها احساساتی است که «سمیه» تجربه کرده و برای همین با تعدادی دیگر از دوستانش تصمیم گرفتند داوطلبانه به هلال‌احمر بپیوندند تا برای نجات جان غیرنظامیانی که در حملات اسرائیل و آمریکا آسیب جسمی و روانی می‌بینند قدمی بردارند. او توضیح می‌دهد: «قبلاً ترجیح می‌دادم در قالب گروه‌های مردمی و غیردولتی به امداد و نجات افراد بپردازم. نمی‌خواستم این کار به شکل رسمی باشد. با شروع جنگ پیوستن به هلال‌احمر تبدیل به تنها گزینه ممکن شد.»

   دغدغه ما محافظت از مردم ایران است

داوطلب دیگری که مشغول به کار در آتلیه ماکت‌سازی است، کوهنوردی جدی است و برای همین دوره‌های کمک‌های اولیه و امداد در کوهستان را دیده است. «سپیده» درباره دلیل داوطلبی‌اش می‌گوید: «ایران همیشه بخش بزرگی از زندگی من بوده است و بخش بزرگی از آن خواهد ماند. من هیچ‌وقت دوره نظامی ندیده‌ام تا از کشورم دفاع کنم در نتیجه باید مسیرهای دیگری برای را برای یاری مردم و محافظت از کشورم پیدا می‌کردم. برای همین تصمیم گرفتم به نیروهای امدادی بپیوندم.» او تصمیم داشته است بعد از زلزله ورزقان به هلال‌احمر بپیوندد؛ اما به دلایل و بهانه‌های مختلف این امر را عقب انداخته تا به امروز رسیده است.

داوطلب دیگر «مرضیه» است. او از فعالان حقوق بشر است و برای بهبود شرایط زندانیان فعالیت کرده است. او درباره تصمیم پیوستنش به نیروهای هلال‌احمر می‌گوید: «من برای خود رسالتی تعریف کرده‌ام. به همین دلیل الان هم فکر می‌کنم به‌عنوان کنشگر حقوق بشر باید در کنار مردم بی‌پناه کشورم که زیر باران موشک و بمب هستند باشم و قدم کوچکی در این راه بردارم.» او دوره کمک‌های اولیه را قبلاً در جایی دیگر گذرانده و در زلزله «بم» و «ورزقان» نیز کمک‌هایی کرده است، ادامه می‌دهد: «باتوجه‌به شرایط به نظر رسید بهتر است تحت پوشش نیروهای هلال‌احمر کار امدادی انجام دهم و ازاین‌رو داوطلب شدم. در جنگ دوازده‌روزه هم این نیاز را حس کردم؛ اما متأسفانه هم بستر لازم مهیا نبود و هم خودم خیلی پیگیر این مسئله نبودم.»

   داوطلبی که برای کمک به ایران بازگشت

«الهه» داستانش کمی متفاوت است. او هنرمند تجسمی و سردبیر مجله‌ای فرهنگی هنری آنلاینی است. او سیزده سال پیش به خارج از کشور مهاجرت کرد؛ اما آبان‌ماه پارسال به کشور بازگشت. الهه درباره دلیل بازگشتش به ایران می‌گوید: «بازگشت به ایران همیشه در برنامه‌ام بود، اما از جنگ ۱۲روزه برای برگشت مصمم‌تر شدم؛ چون مطمئن بودم جنگ این بار بدتر و سهمگین‌تر برمی‌گردد و نمی‌خواستم تجربه مهلک دیدنش از راه دور دوباره برایم تکرار شود.» او مشتاق کار داوطلبانه است: «از آغاز جنگ مدام پیگیر جایی بودم که بتوانم در آن داوطلب شوم و کاری انجام بدهم؛ اما متأسفانه جوابی نگرفتم. هنگامی‌که شنیدم ممکن است هلال‌احمر دوره‌ای برگزار کند مشتاقانه عضو این گروه شدم. امیدوارم همان‌طور که قول داده‌اند این دوره آموزشی هرچه سریع‌تر برگزار شود؛ چون بشخصه دیگر نمی‌توانم این جنگ را در خانه بگذرانم.»

این گروه کوچک سی‌نفره با داستان‌های متفاوتشان فقط بخشی از آدم‌هایی هستند که می‌خواهند در این دوران دشوار که هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه خواهد شد، دست کمکی به هم‌وطنان خود برسانند. البته برگزاری دوره آموزشی برای آنها با مشکل روبه‌رو شده است. آنها از این گله‌مندند که انگار حتی در دل آتش جنگ و کمبود نیروی داوطلب امدادی شهروندان به خودی و ناخودی تقسیم شده‌اند و بعضی حتی اجازه امدادرسانی به هم‌وطنان خود را ندارند. اما به‌هرحال همه امیدوارند هرچه سریع‌تر این موانع برطرف شود تا اشتیاق و توان این افراد بیهوده هدر نرود. افرادی که با همه عادی بودنشان حاضرند بی‌هیچ شک و تردیدی در سخت‌ترین لحظات مرهمی بر درد دیگران باشند.

منبع: روزنامه پیام ما
ارسال نظر