
اقتصاد۲۴- پس از ۳۸ روز درگیری مستمر میان ایران، اسرائیل و آمریکا، اکنون نشانههایی از بازگشت پرونده به مسیر دیپلماسی دیده میشود؛ مسیری که البته نه از کانالهای رسمی، بلکه از طریق میانجیگری چندلایه و پیامهای غیرمستقیم در حال پیگیری است. در این میان، طرح «آتشبس ۴۵ روزه» به عنوان محور یک توافق دو مرحلهای، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. ایدهای که دوشنبه شدن دونالد ترامپ دست رد به سینه آن زد و گفت: «چه کسی از آتشبس ۴۵ روز حرف میزند؟ تنها کسی که آتشبس را تعیین میکند من هستم؛ من هیچ آتشبسی تعیین نکردهام».
جنگی که تصور میشد محدود و قابلکنترل باقی بماند، حالا به نقطهای رسیده که نهتنها توازن نظامی، بلکه معادلات انرژی و امنیت منطقه را نیز به هم زده است. در هفتههای گذشته، هر بار که سطح درگیری بالا رفته، همزمان تلاشهایی در پشتصحنه برای مهار آن شکل گرفته؛ از پیامهای غیرعلنی عمان و قطر گرفته تا تحرکات محتاطانه اروپاییها و تلاش پاکستان برای به عهده گرفتن نقش میانجی.
هیچیک از این مسیرها، اما تاکنون به نتیجه نرسیده است. با این حال در روزهای اخیر، یک کانال تازه با محوریت پاکستان و همراهی ترکیه و مصر فعال شده؛ کانالی که به گفته منابع غربی، اکنون اصلیترین مسیر تبادل پیام میان تهران و واشنگتن است. تماسهای فشرده و شبانه میان مقامات این کشورها نشان میدهد که سطح اضطرار برای مهار بحران بهطور محسوسی افزایش یافته است.
بر اساس تازهترین خبرها و بر اساس گزارشهایی که رسانههایی مثل اکسیوس و رویترز نوشتهاند، یک طرح تازه برای آتشبس ۴۵ روزه روی میز است. روایت این دو رسانه اگرچه در کلیات همپوشانی دارند، اما در ارزیابی شانس موفقیت و میزان پیشرفت مذاکرات، تفاوتهایی جدی را نشان میدهند.
رویترز از طرحی سخن میگوید که بهطور همزمان به تهران و واشنگتن ارائه شده و بر پایه یک «نقشه راه دو مرحلهای» طراحی شده است؛ طرحی که با آتشبس فوری آغاز میشود و در صورت پیشرفت، به یک توافق جامع در بازهای کوتاهمدت ختم خواهد شد. در این روایت، حتی از آمادهسازی یک تفاهمنامه اولیه سخن به میان آمده که قرار است از طریق کانال پاکستانی بهصورت الکترونیکی نهایی شود؛ نشانهای از اینکه مذاکرات، دستکم در سطح فنی، وارد مرحلهای جدی شده است.
بیشتر بخوانید: رویترز: پیشنهاد دو مرحلهای آتش بس روی میز تهران و واشنگتن/ تهران با پایان جنگ تنگه هرمز را باز نمیکند
در مقابل، آکسیوس تصویری محتاطانهتر ترسیم میکند. این رسانه تأکید دارد که اگرچه ایده آتشبس ۴۵ روزه بهعنوان بخشی از یک توافق بزرگتر در حال بررسی است، اما احتمال دستیابی سریع به آن پایین است و آنچه جریان دارد، بیشتر شبیه «آخرین تلاش» برای جلوگیری از خروج کامل بحران از کنترل است. همین تفاوت لحن، نشان میدهد که حتی در میان ناظران غربی نیز اجماعی درباره سرنوشت این طرح وجود ندارد.
آنچه این طرح را از بسیاری از ابتکارات قبلی متمایز میکند، پیوند مستقیم میان «توقف جنگ» و «حلوفصل مسائل کلان» است. در واقع، آتشبس ۴۵ روزه نه بهعنوان یک هدف نهایی، بلکه بهمثابه پلی برای رسیدن به توافقی گستردهتر تعریف شده است.
در روایت رسانههای خارجی، این مسیر بهگونهای طراحی شده که در گام نخست، تنش نظامی مهار شود و در فاصلهای کوتاه، مذاکرات درباره موضوعاتی مانند تحریمها، داراییهای بلوکهشده و مهمتر از همه، سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران آغاز شود. بهنظر میرسد که این نقطه، دقیقا حساسترین و در عین حال تعیینکنندهترین بخش ماجراست؛ جایی که خواستههای طرفین بیشترین فاصله را از یکدیگر دارند.
در حالی که این طرح در رسانههای خارجی بهعنوان یک فرصت دیپلماتیک مطرح میشود، واکنش رسمی ایران رنگوبویی کاملاً متفاوت دارد. سخنان اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری امروز، نشان میدهد که نگاه تهران به آتشبس، نه بهعنوان یک گام بهسوی صلح، بلکه بهعنوان وقفهای در مسیر جنگ تعریف میشود.
تأکید بر اینکه آتشبس میتواند به «تجدید قوا برای حملات بعدی» منجر شود، در واقع بیانگر یک تجربه تاریخی است که طی سالهای گذشته شکل گرفته است. از این منظر، هرگونه توقف موقت درگیری، اگر با تضمینهای جدی همراه نباشد، بیشتر به یک ریسک استراتژیک شباهت دارد تا یک فرصت.
در عین حال، تهران مسیر ارتباطی از طریق واسطهها را باز نگه داشته و اعلام کرده که مواضع خود را منتقل کرده است؛ موضعی که نشان میدهد درِ دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما شروط ورود به این مسیر سختتر از گذشته است.
همزمان با این تلاشها، لحن تند دونالد ترامپ و تعیین ضربالاجل برای توافق، فضای مذاکرات را بیش از پیش پیچیده کرده است. تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایران، اگرچه میتواند بهعنوان اهرم فشار برای تسریع توافق عمل کند، اما در عمل یکی از موانع اصلی شکلگیری اعتماد نیز هست.
در چنین فضایی، دیپلماسی نه در یک محیط آرام، بلکه زیر سایه تهدید و فشار نظامی پیش میرود؛ شرایطی که معمولاً توافقها را شکننده و عمر آن را کوتاهتر میکند.
ترامپ در نشست خبری دوشنبه شب رسما این طرح را رد کرد اما میدانیم که بین حرف و عمل رئیس جمهور آمریکا فاصله آنقدری هست نتوان به سادگی دفتر این طرح را بست. طرح آتشبس ۴۵ روزه را میتوان تلاشی برای متوقف کردن یک روند خطرناک دانست؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند کل منطقه را وارد مرحلهای غیرقابل بازگشت کند. اما در عین حال، همین طرح بهشدت وابسته به متغیرهایی است که کنترل آنها در دست هیچیک از طرفین نیست؛ از سطح بیاعتمادی گرفته تا فشارهای سیاسی و نظامی.
در نهایت و به خصوص بعد از حملات سنگین آمریکا به ایران طی ساعات گذشته – از هدف گرفتن دانشگاه شریف گرفته تا حمله به پتروشیمیها در عسلویه - این پرسش همچنان باقی است؛ آیا این آتشبس میتواند به یک نقطه چرخش تبدیل شود، یا صرفاً وقفهای کوتاه در مسیری است که همچنان بهسوی تشدید تنش پیش میرود؟