اقتصاد۲۴- مذاکرات طولانی روز شنبه در اسلامآباد که تا بامداد به طول انجامید، بدون رسیدن به نتیجهای مشخص به پایان رسید.
در این میان، بخشی از اظهارات جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا مورد توجه رسانهها قرار گرفت، جایی که او تاکید کرد برای پیشبرد مذاکرات بارها و بارها مجبور شدهاست با رئیس خود در واشنگتن تماس بگیرد.
جمهوری اسلامی ایران برای نشان دادن حسن نیت و جدیت خود در دستیابی به یک توافق پایدار، از سران قوا و یکی از بلندپایهترین مقامات عالیرتبه کشور را در رأس هیئت مذاکرهکننده قرار داد. این انتخاب حامل پیام روشنی بود: هیئت ایرانی با اختیارات کامل و نهایی پای میز مذاکره حاضر شده است تا در لحظات حساس، توانایی اتخاذ تصمیمات راهبردی را داشته باشد.
در نقطه مقابل، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اگرچه چهرهای کلیدی در دولت ترامپ محسوب میشود، اما در عمل فاقد استقلال رای لازم برای پیشبرد توافقات بود.
شواهد نشان میدهد که او بیشتر نقش یک «فرستنده پیام» یا به تعبیری «ماشین فکس» را ایفا میکرد تا یک مذاکرهکننده تامالاختیار.
اظهارات خود جیدی ونس پس از پایان مذاکرات، به خوبی گویای وضعیت متزلزل هیئت آمریکایی است. او اعتراف کرد که در طول ۲۱ ساعت مذاکره، عملاً هیچ گام مستقلی برداشته نشده است:
وابستگی مطلق به ترامپ: ونس تأیید کرد که در این مدت کوتاه، بارها با دونالد ترامپ تماس گرفته است: «ما مدام با رئیسجمهور در تماس بودیم. دقیقاً نمیدانم چند بار، اما شاید ۶ بار یا ۱۲ بار در طول این ۲۱ ساعت با او صحبت کردیم.»
بروکراسی سنگین در حین مذاکره: علاوه بر ترامپ، ونس ناچار بوده است برای هر جزئی کوچک با حلقهای گسترده از مقامات در واشینگتن چک کند؛ از جمله دریاسالار برد کوپر (فرمانده سنتکام)، پیت هگست (وزیر جنگ)، مارکو روبیو (وزیر خارجه) و حتی اسکات بسنت (وزیر خزانهداری).
شکست مذاکرات اسلامآباد را میتوان در چند لایه تحلیل کرد:
فقدان اختیار در لحظات سرنوشتساز: در حالی که مقام ارشد ایرانی آمادگی داشت تا بر اساس مصالح ملی در لحظه تصمیمگیری کند، جیدی ونس برای هر کلمه و هر بند از توافق احتمالی، ناچار به تعلیق جلسه و کسب تکلیف از مرکز بود.
فرسایشی شدن روند: تماسهای مکرر و دوجینباره با واشینگتن، پویایی مذاکرات را از بین برد و اجازه نداد تفاهمات شفاهی به تعهدات کتبی تبدیل شوند.
پیشنهاد نهایی (Take it or leave it): ونس مدعی شد که آنها با یک «پیشنهاد نهایی و بهترین پیشنهاد» میز را ترک کردهاند؛ اما واقعیت این است که این پیشنهاد نه محصول چانهزنیهای دیپلماتیک در اسلامآباد، بلکه دیکتهای بود که از راه دور توسط اشخاصی تدوین شده بود که پای میز مذاکره حضور نداشتند.
مذاکرات اسلامآباد نشان داد که دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که طرفین با وزن سیاسی یکسان و اختیارات مشابه روبروی هم بنشینند. تبدیل شدن معاون رئیسجمهور آمریکا به یک اپراتور تلفن، عملاً فرصت طلایی برای حل بحران را از بین برد و نشان داد که در دولت فعلی آمریکا، میز مذاکره تنها سایهای از تصمیمات شخصی دونالد ترامپ است.