اقتصاد۲۴- در میانه تنشهای فزاینده منطقهای و در حالی که پرونده جنگ اخیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل هنوز بسته نشده و آتش بس کنونی بس شکننده قلمداد میشود، برخی سیاستمداران غربی و آمریکایی با تحریف نام خلیج فارس و عبور از خطوط قرمز ایرانیان، خون مردم را به جوش آوردهاند. آنها با ادبیاتی که به وضوح از سطح دیپلماتیک فاصله گرفته، خشم افکار عمومی ایران را برانگیختهاند.
ماجرا از جایی آغاز شد که «پیت هگست» وزیر دفاع آمریکا، در بازنشر بیانیهای نظامی، از عبارت جعلی به جای «خلیج فارس» استفاده کرد؛ ادعایی که در دل خود روایت دیگری هم داشت: حضور ناوهای آمریکایی در تنگه هرمز برای پاکسازی مینهایی که به ادعای او توسط ایران کار گذاشته شده بود؛ ادعایی که تهران صراحتاً آن را رد کرده است.
این نخستین بار نیست که مقامات آمریکایی وارد این زمین پرهزینه میشوند. پیشتر نیز «دونالد ترامپ» با لحنی جنجالی گفته بود: «دارم فکر میکنم خلیج فارس را خلیج ترامپ بنامم!»؛ جملهای که شاید در فضای رسانهای آمریکا یک شوخی سیاسی تلقی شود، اما در ایران، بهمثابه تعرض به یک مؤلفه هویتی و تاریخی ارزیابی میشود.
واکنشها در داخل ایران سریع و صریح بود. عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور، با لحنی کنایهآمیز و در عین حال هشداردهنده نوشت: «نام ۲۵۰۰ ساله خلیج فارس را ژنرالهای اسکندر و مغول نتوانستند عوض کنند، تو که سروانی بیش نیستی.»
سفارت ایران در وین نیز با ادبیاتی طعنهآلود، اشتباه هگست را نه صرفاً یک لغزش لفظی، بلکه نشانهای از ناآگاهی راهبردی دانست و حتی توصیه کرد او «هر روز صبح ده بار خلیج فارس را تکرار کند.»
در سوی دیگر، یاسمین انصاری، نماینده ایرانیتبار کنگره آمریکا نیز به این موضعگیری پیوست و یادآور شد که «خلیج فارس قرنهاست که در نهادهای بینالمللی با همین نام شناخته میشود» و تلاش برای تغییر آن را بینتیجه دانست.
نام «خلیج فارس» صرفاً یک عنوان جغرافیایی نیست؛ این نام در اسناد تاریخی، نقشههای کهن و حتی در ادبیات رسمی سازمانهای بینالمللی ثبت شده و بخشی از هویت تاریخی ایران محسوب میشود. از همین رو، هرگونه تلاش برای تحریف آن، نه یک اختلاف لفظی، بلکه اقدامی سیاسی با بار هویتی تلقی میشود.
به بیان سادهتر، همانطور که تغییر نام یک کشور یا پایتخت آن با واکنش فوری مواجه میشود، در مورد خلیج فارس نیز ماجرا از همین جنس است؛ مسئلهای که برای ایرانیها نه قابل معامله است و نه شوخیبردار.
بیشتر بخوانید: درباره مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا در اسلامآباد/ ۳ سناریوی پیش رو کدامند؟ / اختلافات اصلی چه بود؟
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که در بستر تحولات اخیر ایران و منطقه مورد توجه قرار بگیرد. در جریان درگیریهای نظامی و تنشهای مرتبط با تنگه هرمز، گزارشهایی از تلاش آمریکا برای اعمال فشار بیشتر در این آبراه و حتی تعرض به محدودههای پیرامونی جزایر ایرانی از جمله خارک منتشر شد؛ موضوعی که حساسیت تهران را نسبت به هرگونه ادبیات تحریفآمیز افزایش داده است.
از نگاه تحلیلگران، استفاده از واژههای جعلی به جای خلیج فارس، در چنین فضایی، صرفاً یک خطای زبانی نیست، بلکه میتواند بخشی از یک چارچوب سیاسی برای بازتعریف معادلات منطقهای و تضعیف موقعیت ایران تلقی شود.
واقعیت این است که در ادبیات رسمی و غیررسمی ایران، دو موضوع بهطور مشخص در زمره «خط قرمز» تعریف شدهاند: نام خلیج فارس و حاکمیت بر جزایر سه گانه ایرانی. تجربه نشان داده هر زمان که این دو موضوع هدف اظهارنظرهای تحریکآمیز قرار گرفتهاند، واکنشها از سطح دولت فراتر رفته و به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد واشنگتن هنوز درک دقیقی از حساسیت این موضوع ندارد یا ترجیح میدهد آن را بهعنوان اهرم فشار سیاسی به کار بگیرد؛ رویکردی که نهتنها کمکی به کاهش تنشها نمیکند، بلکه میتواند شکافها را عمیقتر کند.
تحریف نام خلیج فارس، اگرچه در ظاهر یک اختلاف واژگانی است، اما در واقع به یکی از نقاط اصطکاک جدی میان ایران و برخی بازیگران خارجی تبدیل شده است. تجربه نشان داده این پرونده نه با فشار سیاسی بسته میشود و نه با شوخیهای رسانهای تغییر میکند.
برای ایران، «خلیج فارس» فقط یک نام نیست، بلکه بخشی از تاریخ، هویت و تمامیت ملی است. به همین دلیل، هر تلاشی برای تغییر آن، از نگاه تهران نه یک اشتباه، بلکه نوعی تعرض تلقی میشود، تعرضی که پاسخ آن، بهسرعت و با صراحت داده میشود.