
اقتصاد۲۴– شورای بینالمللی فرودگاهها که نماینده بیش از ۶۰۰ فرودگاه در سراسر اروپا است، در تازهترین ارزیابی خود اعلام کرده اگر وضعیت در تنگه هرمز به حالت عادی بازنگردد، ذخایر سوخت هواپیما در اروپا ممکن است تنها تا سه هفته آینده دوام داشته باشد؛ زمانی کوتاه که دقیقاً با اوج رفتوآمدهای تابستانی در این قاره همزمان شده است. در ظاهر، ماجرا یک هشدار فنی از سوی نهادهای فرودگاهی اروپاست؛ اما پشت این هشدار، تصویری پیچیدهتر از اتصال مستقیم بازار انرژی خلیج فارس با شریانهای هوایی اروپا دیده میشود.
این هشدار در شرایطی منتشر میشود که صنعت هوانوردی اروپا هنوز از شوک جهش قیمت سوخت خارج نشده و حالا با سناریویی مواجه است که در آن، نه فقط قیمتها بلکه «دسترسی فیزیکی به سوخت» نیز میتواند به چالش تبدیل شود. در چنین وضعیتی، آنچه در ابتدا یک تنش منطقهای در خلیج فارس تلقی میشد، بهتدریج به مسئلهای برای باندهای فرود، برنامههای پروازی و حتی ظرفیت جابهجایی مسافر در اروپا تبدیل شده است.
افزایش ۶۶ درصدی قیمت سوخت جت در بازارهای جهانی، شاید در نگاه اول یک نوسان شدید، اما قابل مدیریت به نظر برسد، اما در واقعیت، این جهش بهسرعت در تمام لایههای صنعت هوانوردی رسوخ کرده است. قیمت هر گالن سوخت که از حدود ۲.۲۸ دلار به نزدیک ۴.۷ دلار رسیده، ساختار هزینهای ایرلاینها را بههم زده و بسیاری از شرکتها را مجبور کرده از همین حالا سیاستهای جدید قیمتگذاری را اجرا کنند.
شرکتهایی مانند رایانایر، که مدل کسبوکارشان بر پایه پروازهای ارزانقیمت بنا شده، عملاً ناچار شدهاند افزایش هزینه سوخت را به بلیتها منتقل کنند؛ اقدامی که بهطور مستقیم تقاضای سفر را هدف قرار میدهد. در کنار این، برخی مسیرهای کمسود یا پرهزینه نیز از برنامه پروازی حذف شدهاند؛ روندی که کارشناسان از آن بهعنوان آغاز «جمعشدن تدریجی شبکه پروازی اروپا» یاد میکنند.
برای فهم ریشه این بحران، باید از فرودگاههای اروپا فاصله گرفت و به نقطهای رسید که در ظاهر ارتباط مستقیمی با پروازها ندارد، اما در عمل یکی از مهمترین متغیرهای آن است؛ تنگه هرمز.
این گذرگاه باریک، یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و در شرایط عادی، روزانه چیزی در حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان - معادل ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه - از آن عبور میکند. اهمیت این عدد فقط در حجم آن نیست، بلکه در نقش تعیینکنندهای است که در قیمتگذاری جهانی انرژی دارد.
با افزایش تنشها، جریان عبور نفتکشها از این مسیر با اختلال مواجه شده است؛ نه به معنای توقف کامل، بلکه در قالب کاهش تردد، افزایش زمان عبور، بالا رفتن هزینه بیمه و تغییر مسیر برخی کشتیها. همین تغییرات کوچک، اما پرهزینه، کافی بوده تا بازار جهانی انرژی وارد فاز «نااطمینانی قیمتی» شود؛ فازی که معمولاً اثر آن سریعتر از خود اختلال فیزیکی ظاهر میشود.
برخلاف برخی روایتهای رسانهای که از «بسته شدن تنگه هرمز» سخن میگویند، واقعیت میدانی چیز دیگری است. این مسیر همچنان باز است، اما کارکرد آن مانند قبل نیست. افزایش ریسکهای امنیتی، هزینه حملونقل را بالا برده و همین موضوع بهصورت مستقیم بر قیمت نهایی سوخت در بازار جهانی اثر گذاشته است.
در این میان، گاهی ادعاهایی درباره دریافت هزینه یا عوارض از کشتیهای عبوری توسط ایران نیز مطرح میشود، اما بر اساس قواعد حقوق بینالملل دریایی، چنین ادعایی به شکل رسمی و ساختاری تأیید نشده است. آنچه در عمل دیده میشود، نه درآمد مستقیم از عبور کشتیها، بلکه افزایش هزینههای جانبی ناشی از بیمه جنگ، اسکورتهای امنیتی و ریسکهای عملیاتی است؛ هزینههایی که نهایتاً در قیمت سوخت و کالاهای مرتبط سرریز میشوند.
بیشتر بخوانید: اثرات بستن تنگه هرمز بر اروپا؛ ۱۲ میلیون بشکه نفت از دور خارج شد
اگرچه بحران در خلیج فارس آغاز شده، اما بیشترین فشار آن در اروپا احساس میشود. ساختار تامین انرژی این قاره، بهویژه در بخش سوخت جت، به جریان پایدار واردات و ذخایر کوتاهمدت وابسته است. همین وابستگی باعث شده کوچکترین اختلال در زنجیره تامین، خیلی سریع به کاهش ذخایر و افزایش نگرانی در صنعت هوانوردی منجر شود.
در همین چارچوب، کمیسیون اروپا در حال بررسی راههایی برای افزایش تولید داخلی سوخت جت است، اما واقعیت این است که چنین اقدامی در کوتاهمدت عملاً امکانپذیر نیست. زیرساختهای پالایشی، ظرفیت تولید و محدودیتهای انرژی در اروپا اجازه نمیدهد این خلأ به سرعت جبران شود؛ موضوعی که اروپا را در برابر شوکهای بیرونی آسیبپذیرتر میکند.
بحران فعلی نمونهای روشن از زنجیره اثرگذاری در اقتصاد جهانی است؛ جایی که یک اختلال منطقهای، بهسرعت به افزایش قیمت انرژی، سپس به رشد هزینه حملونقل و در نهایت به مصرفکننده نهایی منتقل میشود.
صنعت هوانوردی در این میان یکی از حساسترین بخشهاست. سوخت جت سهم بالایی در هزینه عملیاتی ایرلاینها دارد و هر افزایش قیمت، بهطور مستقیم بر تعداد پروازها، ظرفیت صندلیها و در نهایت قیمت بلیت اثر میگذارد. نتیجه این روند، چیزی است که امروز در اروپا دیده میشود: افزایش قیمت سفر، کاهش انعطاف خطوط هوایی و احتمال حذف برخی مسیرها از شبکه پروازی.
فرودگاههای اروپا امروز نه با کمبود قطعی سوخت، بلکه با «ابهام در آینده تامین آن» دستوپنجه نرم میکنند. این تفاوت مهم، همان چیزی است که وضعیت را شکنندهتر میکند. اگر تنشها در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، سناریوی کمبود واقعی سوخت در هفتههای آینده دیگر یک فرض دور از ذهن نخواهد بود.
در چنین شرایطی، آنچه در آسمان اروپا در حال شکلگیری است، بیش از آنکه یک بحران صنعت هوانوردی باشد، نشانهای از عمق وابستگی اقتصاد جهانی به مسیرهایی است که در ظاهر دورند، اما در عمل تعیینکنندهترین نقاط نقشه انرژی جهان محسوب میشوند.