تاریخ انتشار: ۱۱:۱۶ - ۲۶ فروردين ۱۴۰۵
رویترز گزارش داد

کشورهای منطقه می‌توانند ساخت خط لوله را جایگزین عبور از تنگه هرمز کنند؟

با توجه به بسته‌ ماندن تنگه هرمز و احتمال دریافت عوارض از سوی ایران، کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس ممکن است به‌طور جدی به ساخت خطوط لوله جایگزین برای انتقال نفت خود فکر کنند.

اقتصاد۲۴- آن‌طور که رویترز گزارش داده، صادرکنندگان نفت خاورمیانه به یک برنامه جایگزین نیاز دارند. محاصره مؤثر ایران بر تنگهٔ هرمز به این معناست که کشور‌های منطقه از جمله عربستان سعودی، قطر و امارات متحدهٔ عربی ممکن است ناچار شوند برای رساندن نفت خود به بازار‌های جهانی عوارض پرداخت کنند. مگر آنکه تهران این عوارض را بسیار پایین تعیین کند؛ در غیر این صورت، انگیزه مالی قابل‌توجهی برای این کشور‌ها ایجاد می‌شود تا با جدیت به ساخت خطوط لوله جایگزین فکر کنند.

نمونه‌های تاریخی کمی وجود دارد که یک کشور برای عبور از یک آبراه طبیعی عوارض دریافت کرده باشد. بر اساس کنوانسیون مونترو سال ۱۹۳۶، ترکیه برای ورود به دریای سیاه عوارض نمی‌گیرد و دانمارک نیز در سال ۱۸۵۷ تحت فشار بین‌المللی دریافت عوارض در تنگه اورسوند را کنار گذاشت. عوارضی که مصر در کانال سوئز یا پاناما دریافت می‌کند، متفاوت است؛ زیرا هر دو مسیر مصنوعی‌اند و برای نگهداری زیرساخت‌های خود به منابع مالی نیاز دارند.

تا این لحظه، ایران فقط اعلام کرده که عبور امن از تنگه هرمز باید با هماهنگی مقامات این کشور انجام شود و هنوز رقم مشخصی اعلام نکرده است. با این حال، از نظر بالقوه ظرفیت زیادی برای دریافت عوارض وجود دارد. تولیدکنندگان نفت خلیج فارس در صورت بسته ماندن تنگه، هر سال صد‌ها میلیارد دلار زیان می‌بینند؛ موضوعی که نشان می‌دهد تهران در بلندمدت از قدرت چانه‌زنی قابل‌توجهی برخوردار است.

اخذ عوارض از تنگه هرمز چه تاثیری بر کشور‌های منطقه دارد؟

برآورد دقیق درآمد احتمالی ایران از محل عوارض آسان نیست. در ماه گذشته، حداقل یک کشتی از معدود کشتی‌هایی که از تنگه عبور کرده، ۲ میلیون دلار پرداخت کرده بود؛ رقمی که نیویورک‌تایمز نیز به نقل از دو مقام ایرانی گزارش کرد. بنا بر داده‌های لویدز لیست، پیش از جنگ روزانه تا حدود ۵۰ نفتکش حامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی یا گاز طبیعی مایع‌شده از این مسیر عبور می‌کردند؛ یعنی در مجموع حدود ۱۸ هزار و ۲۵۰ کشتی در سال. بر این اساس، ایران در شرایط عادی می‌توانست سالانه حدود ۳۷ میلیارد دلار درآمد داشته باشد.

برخی روش‌های دیگر به ارقام پایین‌تری می‌رسند. یکی از پیشنهادها، دریافت یک دلار به ازای هر بشکه نفت است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور می‌کرد که احتمالاً نیمی از آن قابلیت انتقال از مسیر‌های جایگزین موجود را داشت؛ بنابراین اگر این عوارض فقط بر ۱۰ میلیون بشکه در روز اعمال شود، درآمد سالانه ایران به حدود ۳.۷ میلیارد دلار می‌رسد؛ رقمی که می‌تواند حد پایین برآورد‌های ممکن تلقی شود.

حتی چنین درآمد نسبتا کمی نیز در بلندمدت رقم قابل‌توجهی می‌شود. اگر پرداخت سالانه ۳.۷ میلیارد دلار را با نرخ تنزیل ۵ درصد – تقریباً برابر با هزینه استقراض ۱۰ ساله عربستان – برای ۲۵ سال محاسبه کنیم، ارزش فعلی آن حدود ۵۴ میلیارد دلار خواهد بود. پرسش اصلی این است که آیا همین رقم محافظه‌کارانه می‌تواند انگیزه کافی برای کشور‌های خلیج فارس ایجاد کند تا به ساخت خطوط لوله جایگزین روی آورند؟

مساله خط لوله جایگزین / ساخت خط لوله می‌تواند تا ۷ سال طول بکشد

چالش مهم بعدی، انتخاب مسیر این خطوط لوله است. تکرار خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری عربستان که با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز به بندر ینبع در دریای سرخ می‌رسد، مشکلات جدیدی ایجاد می‌کند؛ زیرا کشور‌های خلیج فارس همچنان مجبور خواهند بود از تنگه باب‌المندب، نزدیک یمن، عبور کنند؛ منطقه‌ای که تحت کنترل حوثی‌های یمن است و خطر حملات پهپادی به خطوط لوله جدید و قدیمی را افزایش می‌دهد.


بیشتر بخوانید:افشاگری بلومبرگ از کناره‌گیری متحدان آمریکا


گابریل کالینز از مؤسسه سیاست‌گذاری عمومی بیکر در دانشگاه رایس، طرحی جامع برای دور زدن این مشکل ارائه کرده است. او دو خط لوله دوقلو با قطر ۵۶ اینچ را پیشنهاد می‌کند که هر کدام ۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت دارند و در مجموع مسیری به طول ۱۸۰۰ کیلومتر را از جنوب عراق طی می‌کنند؛ از کویت عبور می‌کنند، سپس در امتداد سواحل، نفت تولیدی عربستان و امارات را جمع‌آوری می‌کنند و در نهایت به دو بندر عمان، دقم و صلاله، می‌رسند. این مسیر، هم تنگه هرمز و هم گلوگاه باب‌المندب را دور می‌زند و امکان ارسال مستقیم نفت به اقیانوس هند و بازار‌های آسیایی را فراهم می‌سازد. با این حال، ساخت آن می‌تواند تا ۷ سال طول بکشد و بسیار پرهزینه است.

به گفته کالینز، هزینه ساخت خطوط لوله و ایستگاه‌های پمپاژ حدود ۱۸ میلیارد دلار خواهد بود. ۱۰ میلیارد دلار برای توسعه پروژه و ۷ میلیارد دلار برای حاشیه اطمینان لازم است. حدود ۸ میلیارد دلار نیز برای ساخت پایانه‌های صادراتی جدید در دقم و صلاله و ۱۰ میلیارد دلار دیگر برای تقویت نقاط حساس با سامانه‌های دفاع موشکی C‑RAM و پاتریوت نیاز خواهد بود.

در مجموع، هزینه این طرح حدود ۵۵ میلیارد دلار می‌شود؛ رقمی نزدیک به ارزش فعلی پرداخت ۲۵ سال عوارض احتمالی هرمز (۵۴ میلیارد دلار). به بیان دیگر، این پروژه‌ها ممکن است در یک نسل، فقط از محل جلوگیری از پرداخت عوارض به ایران، هزینه خود را جبران کنند. این در حالی است که عوارض واقعی ممکن است بالاتر تعیین شود و کاهش وابستگی به یک رقیب منطقه‌ای نیز ارزشی غیرقابل‌اندازه‌گیری دارد.

با وجود این، این طرح‌ها حتی برای کشور‌های ثروتمندی مانند عربستان و امارات نیز بسیار پرهزینه و ناخوشایند است؛ به‌ویژه آنکه زیرساخت‌های جدید همچنان برای صادرات سوخت‌های فسیلی استفاده می‌شود، در حالی که این کشور‌ها به دنبال کاهش وابستگی به این منابع هستند. افزون بر آن، حتی با آغاز پروژه، آنها ناچار خواهند بود تا زمان بهره‌برداری خطوط لوله همچنان عوارض پرداخت کنند.

با این حال، به نظر می‌رسد عربستان و سایر کشور‌های منطقه منطقی می‌دانند که به سمت چنین پروژه‌هایی حرکت کنند. بر اساس تحقیقات اندیشکده بروگل، بیش از ۸۰ درصد بار مالی هرگونه عوارض بر دوش همین کشور‌های خلیج فارس خواهد بود و آنها می‌توانند هزینه خطوط لوله جدید را بر اساس میزان استفاده خود تقسیم کنند.

البته می‌توان این ارقام را از زاویه‌ای دیگر نیز دید: شاید این محاسبات سقفی را تعیین کند که ایران می‌تواند به آن امیدوار باشد. منطقی است که ایران عوارض را تا حد ممکن بالا تعیین کند، بدون آنکه کشور‌های رقیب را به سمت ساخت خطوط لوله جدید سوق دهد.

در نهایت باید در نظر داشت که طی ۷ سال آینده ممکن است تحولات زیادی رخ دهد. آمریکا با ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ محاصره‌ای علیه کشتی‌های مورد تأیید ایران اعمال کرده و تشدید تنش‌ها که نهایتا به بازگشایی تنگه منجر شود، دور از انتظار نیست. با این حال، ایران توانایی خود را در جنگ نامتقارن اطراف هرمز نشان داده و بعید است به‌سادگی عقب‌نشینی کند؛ بنابراین حتی اگر عربستان و همسایگانش ۵۵ میلیارد دلار برای ساخت خطوط لوله‌ای هزینه کنند که در عمل فقط نقش پشتیبان داشته باشد، ممکن است همچنان آن را برای افزایش حاشیه امنیت و استقلال ژئوپلیتیکی خود، سرمایه‌گذاری معقولی بدانند.

منبع: تجارت نیوز
ارسال نظر