
اقتصاد۲۴- تنگه هرمز بار دیگر به یکی از پرتنشترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است؛ گذرگاهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه تغییر در معادلات امنیتی آن، بلافاصله به بازار انرژی، بیمه دریایی و حتی محاسبات امنیتی قدرتهای بزرگ سرایت میکند. جنگ چهل روزه بین ایران و آمریکا و عملیاتی کردن تهدید همیشگی تهران مبنی بر بستن تنگه هرمز بر حساسیت این منطقه افزوده است. چنانچه حتی آتش بس دو هفتهای نیز مانع از تداوم تنشها حول این محور نشده و حتی مذاکرات اسلامآبادی که روزنهای برای رسیدن به نقطه امن و برقراری صلح بود، به خطر اختلافات درباره مدیریت همین تنگه از دست رفته است.
مجموعهای از مواضع سیاسی و امنیتی تهران و واشنگتن، بار دیگر این آبراه راهبردی را در کانون توجه قرار داده و تنشها را نیز دامن زده است. از یک سو، در ایران طرحی در مجلس شورای اسلامی مطرح شده که بر اساس آن «تردد ناوگان کشورهای متخاصم از تنگه هرمز ممنوع خواهد شد» و مدیریت این آبراه وارد مرحلهای جدید میشود. از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده با ادبیاتی تندتر از قبل، از سناریوهایی مانند «فشار حداکثری دریایی» و «محدودسازی مسیرهای انتقال انرژی ایران» سخن گفته است؛ اظهاراتی که در ادبیات سیاسی و امنیتی، بهعنوان نوعی تهدید به محاصره دریایی تعبیر میشود.
همزمان، بازارهای جهانی انرژی نیز نسبت به این تحولات واکنش نشان دادهاند. قیمت نفت در بازارهای آتی با نوسان مواجه شده و تحلیلگران انرژی هشدار دادهاند که هرگونه اختلال عملیاتی حتی کوتاه مدت در تنگه هرمز میتواند شوک فوری به عرضه جهانی وارد کند. در این میان، کشورهای اروپایی و آسیایی که وابستگی بالایی به انرژی خلیج فارس دارند، تلاش کردهاند مواضع محتاطانهتری اتخاذ کنند.
در سطح دیپلماتیک، کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه، ژاپن و استرالیا ضمن تأکید بر «آزادی کشتیرانی»، از همه طرفها خواستهاند از اقداماتی که ممکن است به تنش نظامی یا اختلال در تجارت جهانی منجر شود، خودداری کنند. با این حال، همین مواضع کلی و تکراری نیز نتوانسته از شدت نگرانیها بکاهد، چرا که تجربههای پیشین نشان داده حتی یک حادثه محدود در این آبراه میتواند به سرعت به بحران منطقهای تبدیل شود.
در چنین فضایی، تنگه هرمز نه فقط یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه به صحنهای برای نمایش قدرت، بازدارندگی و رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ صحنهای که بازیگران آن، از تهران و واشنگتن گرفته تا پایتختهای اروپایی و آسیایی، هر یک در حال بازتعریف نقش خود هستند.
طرح جدیدی که در مجلس شورای اسلامی مطرح شده، یکی از جدیترین ابتکارات تقنینی در سالهای اخیر درباره تنگه هرمز محسوب میشود. بر اساس اظهارات رئیس کمیسیون عمران مجلس، این طرح با هدف «مدیریت یکپارچه تنگه هرمز» تدوین شده و در صورت تصویب نهایی، تردد ناوگان کشورهای متخاصم از این آبراه ممنوع خواهد شد.
در ظاهر، این طرح صرفاً یک اقدام امنیتی تلقی میشود، اما در لایههای عمیقتر، ابعاد اقتصادی، حقوقی و حتی دیپلماتیک گستردهتری دارد. طراحان این طرح معتقدند که ایران بهعنوان یکی از کشورهای ساحلی تنگه هرمز، باید از ظرفیت حقوق بینالملل در چارچوب کنترل عبور و مرور و تأمین امنیت منطقهای استفاده کند.
در متن اظهارات منتشر شده از سوی نمایندگان، بر چند محور کلیدی تأکید شده است: تعریف «کشور متخاصم»، ایجاد سازوکار اجرایی برای کنترل یا محدودسازی عبور شناورها، و پیوند دادن امنیت تنگه هرمز به منافع ملی ایران در حوزههای سیاسی و اقتصادی. با این حال، پرسشهای جدی درباره قابلیت اجرایی چنین طرحی در سطح بینالمللی مطرح است. تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی تحت قواعد حقوق دریاهاست و هرگونه محدودسازی عبور کشتیها میتواند با واکنش شدید قدرتهای دریایی و حتی ائتلافهای نظامی مواجه شود.
در عین حال، نباید از پیام سیاسی این طرح غافل شد. در ادبیات سیاست خارجی ایران، تنگه هرمز همواره بهعنوان یک «اهرم راهبردی بازدارنده» تعریف شده است؛ اهرمی که حتی اشاره به آن میتواند در معادلات مذاکراتی و امنیتی اثرگذار باشد.
در سوی مقابل، دونالد ترامپ بار دیگر با ادبیاتی تهاجمی وارد میدان شده و از سناریوهایی سخن گفته که در رسانههای بینالمللی از آن بهعنوان «فشار دریایی حداکثری» یا حتی «محاصره عملیاتی مسیرهای تجاری ایران» یاد شده است. آنطور که سنتکام اعلام کرده این تهدید از ساعت پنج و نیم بعد از ظهر دوشنبه به وقت تهران عملیاتی شده اما روشن است که آمریکا در همراه کردن سایر کشورهای غربی با خود در این مسیر موفق نبوده است.
بیشتر بخوانید: تحریف یا تحریک؛ چرا «خلیج فارس» دوباره میدان تنش شد؟/ از یک نام جغرافیایی تا مؤلفهای از امنیت ملی برای ایرانیان
در واکنش به این وضعیت، چند کشور مهم موضعگیری کردهاند. مثلا بریتانیا بر ضرورت حفظ امنیت کشتیرانی تأکید کرده است. استارمر صراحتا گفته که بازگشایی تنگه هرمز ضروری است و از محاصره آن حمایت نمیکنیم . فرانسه خواستار کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی شده است. ژاپن نگرانی جدی خود را نسبت به هرگونه اختلال در جریان نفت اعلام کرده و استرالیا نیز بر آزادی عبور و مرور دریایی تأکید کرده، اما نسبت به تشدید بحران هشدار داده است.
نکته کلیدی در این میان، اجماع نسبی بر یک اصل است: جلوگیری از تبدیل تنگه هرمز به میدان درگیری نظامی. حتی متحدان نزدیک آمریکا نیز نسبت به پیامدهای اقتصادی و امنیتی چنین سناریویی هشدار دادهاند.
تحولات اخیر نشان میدهد که تنگه هرمز وارد مرحلهای از بازتعریف نقش ژئوپلیتیکی شده است. سه سناریوی اصلی قابل تصور است: تداوم بازدارندگی متقابل، تشدید اقدامات محدود، یا در بدترین حالت، بحران دریایی گسترده.
در سناریوی نخست، تنشها در سطح سیاسی باقی میماند، اما از درگیری مستقیم جلوگیری میشود. در سناریوی دوم، اقدامات محدود، اما پرریسک ممکن است ریسک درگیری ناخواسته را افزایش دهد. سناریوی سوم هرچند کماحتمالتر است، اما بیشترین اثر را بر اقتصاد جهانی خواهد داشت.
در نهایت، تنگه هرمز بیش از آنکه یک مسیر جغرافیایی باشد، به ابزار قدرت در سیاست بینالملل تبدیل شده است؛ جایی که هر حرکت، پیامدهایی فراتر از منطقه دارد و هر تصمیم میتواند معادلات انرژی جهان را تغییر دهد.