اقتصاد۲۴- آنطور که رویترز مدعی شده، رفتوآمد متزلزل و ناپایدار کشتیها از تنگه هرمز نشاندهنده عدم قطعیت عمیقی است که بر مهمترین گلوگاه نفت و گاز جهان سایه انداخته است. اما یک نکته از هماکنون روشن است: حتی اگر جنگ متوقف شود، بازگشت جریانها به سطح پیش از جنگ، ماهها و شاید سالها زمان خواهد برد.
ایران روز شنبه اعلام کرد که در واکنش به محاصره نفتکشهای خود توسط آمریکا، کنترل خود بر تنگه را تشدید کرده، به چند کشتی شلیک کرده و به دریانوردان هشدار داده است که تنگه بسته است. این اقدام تنها چند ساعت پس از آن رخ داد که تهران از بازگشایی موقت تنگه در جریان آتشبس ۱۰روزه خبر داده بود.
پس از آن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، عنوان کرد که مذاکرات در جریان است، اما تهدید کرد اگر بار دیگر تردد کشتیها مختل شود، اقدام نظامی را از سر خواهد گرفت.
ایران عملا از ۲۸ فوریه، پس از آغاز حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل، تنگه را بسته است. از آن زمان، ترافیک در این مسیر حیاتی که به طور معمول حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، به حداقل رسیده است.
تاثیر فوری این وضعیت شدید بوده است. حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز نفت و تقریبا ۳۰۰ میلیون متر مکعب در روز LNG داخل خلیج فارس گیر کردهاند. این امری است که تولیدکنندگان را مجبور به توقف میادین نفتی، پالایشگاهها و تاسیسات LNG کرده و اقتصادها را از آسیا تا اروپا تحت فشار قرار داده است.
بیشتر بخوانید: ماجرای تلاش برای ایجاد مسیر نفتی جایگزین از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس
جنگ همچنین به زیرساختهای انرژی و روابط دیپلماتیک در سراسر منطقه آسیب پایدار وارد کرده است.
سرعت بازیابی نه تنها به دیپلماسی میان واشنگتن و تهران بستگی دارد، بلکه به عوامل لجستیکی، دسترسی بیمه نفتکشها، نرخ کرایه و تمایل مالکان کشتی برای عبور از مسیر بستگی خواهد داشت.
اولین نفتکشهایی که خلیج فارس را ترک میکنند، حدود ۲۶۰ کشتی هستند که درون خلیج فارس شناور ماندهاند و حدود ۱۷۰ میلیون بشکه نفت و ۱.۲ میلیون تن LNG حمل میکنند. بیشتر این محمولهها ابتدا راهی آسیا میشوند؛ منطقهای که به طور معمول ۸۰٪ صادرات نفت و ۹۰ درصد صادرات LNG خلیج فارس را جذب میکند.
پس از خروج این کشتیها، بیش از ۳۰۰ نفتکش خالی که در دریای عمان معطل ماندهاند، بهتدریج وارد خلیج فارس شده و به سمت پایانههای بارگیری مانند راستنوره در عربستان و پایانه نفتی بصره عراق حرکت میکنند. وظیفه نخست آنها تخلیه مخازن ساحلی است که در دوران انسداد هرمز به سرعت پر شدند. ذخیرهسازی تجاری نفت خام در خلیج فارس اکنون حدود ۲۶۲ میلیون بشکه است. این رقم معادل ۲۰ روز تولید است و تا ازسرگیری صادرات، فضای چندانی برای تولید اضافه باقی نمانده است.
اما لجستیک نفتکشها همچنان روند بازیابی کامل جریان انرژی را کند خواهد کرد. یک سفر رفتوبرگشت از خاورمیانه به ساحل غربی هند حدود ۲۰ روز طول میکشد. مسیرهای طولانیتر به چین، ژاپن و کره جنوبی ممکن است دو ماه یا بیشتر زمان ببرند. یافتن تعداد کافی نفتکش نیز دشوار خواهد بود، زیرا بسیاری از آنها در مسیرهای طولانی بین آمریکا و آسیا درگیر شدهاند که تا ۴۰ روز زمان میبرد.
بازتنظیم کامل ناوگان جهانی نفتکش و بازگشت عملیات بارگیری در خلیج فارس به وضعیت طبیعی احتمالا نامنظم بوده و حتی در بهترین شرایط نیز دستکم ۸ تا ۱۲ هفته طول خواهد کشید.
با ازسرگیری تدریجی بارگیریها، تولیدکنندگانی مانند آرامکو و ادنوک باید تولید نفت و گاز را در میادین و پالایشگاههایی که در طول جنگ خاموش شدهاند، مجدد راهاندازی کنند. این کار نیازمند هماهنگی دقیق است و باید هزاران کارگر و پیمانکاری که طی درگیریها خارج شده بودند، بازگردند. همچنین سرعت بازگشت تولید به ظرفیت قبلی به میزان فضای ذخیرهسازی موجود در پایانههای ساحلی بستگی دارد.
طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی، حدود ۵۰ درصد میادین نفت و گاز خلیج فارس میتوانند ظرف دو هفته به تولید پیش از جنگ برسند.
همچنین حدود ۳۰ درصد دیگر در صورت امنیت پایدار و احیای زنجیرههای تامین، ممکن است تا شش هفته زمان ببرند. اما ۲۰ درصد باقیمانده، معادل ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز، مشکلات بسیار جدیتری دارند. از جمله این مشکلات میتوان به فشار پایین مخزن، تجهیزات آسیبدیده و محدودیتهای تأمین برق اشاره کرد.
آسیب واردشده به زیرساختهای مهم انرژی، از جمله مرکز عظیم LNG راسلفان قطر، که حدود ۱۷ درصد ظرفیت آن مختل شده، ممکن است تا پنج سال زمان برای تعمیر نیاز داشته باشد. برخی چاههای قدیمیتر و پیچیدهتر، خصوصا در عراق و کویت، شاید هرگز به سطح تولید قبلی بازنگردند. در صورت وجود کاهش پایدار عرضه، میتوان با حفاری چاههای جدید جبران کرد، اما این کار حداقل یک سال زمان و بهبود امنیت منطقه را میطلبد.
پس از رفع ترافیک نفتکشها و بازگشت تولید میادین، احتمالاً عراق و کویت شروع به لغو اعلام «فورس ماژور» میکنند. این همان بند قراردادی است که اجازه توقف تحویلها در شرایطی مانند جنگ را میدهد. حتی در خوشبینانهترین سناریو، یعنی موفقیت مذاکرات صلح، نبود درگیری جدید و خسارت کمتر از انتظار به زیرساختها، بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ تا سالها بعید به نظر میرسد.