اقتصاد۲۴- در شب گذشته ویدئویی از تجمع در مشهد منتشر شده که در آنها بار دیگر فحاشیهای تند و سازمانیافتهای علیه حسن روحانی و محمدجواد ظریف، به چشم میخورد. اگرچه این اتفاق جدیدی نیست؛ در چند ماه گذشته و همزمان با بالا گرفتن تنشها میان ایران و آمریکا، این الگو در چندین شهر دیگر نیز تکرار شده است. اما پرسش اصلی اینجاست؛ چرا در شرایطی که این دو فرد هیچ سمت اجرایی ندارند، چنین هجمههایی با شدت تمام دنبال میشود؟
ماجرا از آنجا شروع شد که ظریف در نشریه «فارن افرز» مقالهای نوشت با این منطق که ایران پس از اثبات برتری نظامیاش مقابل آمریکا و اسرائیل، حالا میتواند از موضع قدرت برای مذاکره استفاده کند. او پیشنهادهایی مثل محدودیتهای هستهای در ازای رفع تحریمها، بازگشایی تنگه هرمز و حتی پیمان عدم تجاوز متقابل با واشنگتن را مطرح کرد. تقریباً همزمان، حسن روحانی در پیامی به مناسبت ۱۲ فروردین، بر «پایان عزتمندانه جنگ» و آمادگی برای «صلح عزتمندانه» تأکید کرد.
با اینکه هیچکدام از این اظهارات در راستای تسلیم یا عقبنشینی نبود، بلکه مبتنی بر «دست برتر داشتن» و خروج هوشمندانه از یک بحران هزینهساز بود، اما کافی بود نام «مذاکره» و «صلح» مطرح شود تا همان گروههای تندرویی که سالها برجام را «توطئه» میدانستند، دوباره به میدان بیایند.
واکنشها، اما فقط به فحاشی خیابانی محدود نشد. چهرههای سرشناس جریان تندرو، از حمید رسایی گرفته تا حسین شریعتمداری، آشکارا از قوه قضائیه خواستند که ظریف و روحانی را بازداشت کند. حتی میثم نیلی، فعال سیاسی نزدیک به جریان اصولگرای افراطی، با طرح این سؤال که «وظیفه قوه قضائیه در قبال این اظهارات چیست؟» عملاً خواستار برخورد کیفری با این دو مقام پیشین شد.
این درخواستها در حالی مطرح میشود که نه روحانی و نه ظریف کوچکترین نقش اجرایی در دولت مسعود پزشکیان ندارند. دولت پزشکیان حتی با اعلام مواضعش در جریان جنگ ثابت کرده که رویکردی متفاوت با چهرههای معتدل دارد و به تعبیری «انقلابیتر» و نزدیک به خواستههای تندروها قدم برداشته است. با اینحال همچنان افرادی که صرفاً تریبون در اختیار دارند، باید هدف حملات جدید قرار بگیرند. آن هم در شرایطی که امروز تندروها تن به همان گزینه آتش بس دادند آنهم وقتی که اعلام شد رویکرد فعلی دستور مستقیم رهبر انقلاب بوده است.
اگر مشکل اصلی، سیاست خارجی و مدیریت جنگ است، چرا کسی به تیم تندروی حاکم حمله نمیکند؟ همانهایی که امروز سکان سیاست خارجی و امنیتی کشور را در دست دارند، همگی از جنس طیفهایی هستند که در روزهای جنگ، خواستار تشدید درگیری و ادامه تنشها بودند. تا همین چند ماه پیش، همین گروهها در مجلس به دنبال تصویب طرح عفاف و حجاب و تشدید گشت ارشاد بودند، اما اکنون به سادگی با آتش بس کنار آمدهاند.
در یکی از همین تجمعات مشهد، فیلمی منتشر شد از دختری بدون حجاب که تصویر ظریف را آتش میزند. این تصویر را در برابر این واقعیت بگذاریم که اگر جنگی رخ نمیداد، احتمالاً همین دختر امروز هدف اصلی گشت ارشاد و دستگاه قضائی بود. اما حالا او به نمادی تبیلغاتی تبدیل شده است.
به نظر میرسد تندروها نیاز دارد همیشه یک «دشمن داخلی» داشته باشد تا فشارها را از روی خود بردارد. روحانی و ظریف، به دلیل کارنامهشان در برجام و رویکرد نسبی تعامل با جهان، بهترین اهداف از پیش ساخته شدهاند. در حالی که واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. کسانی که حملات سنگینی علیه جریان اعتدالی آغاز کردند همان طیفی بودند که راس هیات ایرانی برای دیدار با معاون ترامپ را بر عهده گرفتند و حتی اخبار تایید نشده از دیدار مستقیم این چهرهها منتشر شد.