اقتصاد۲۴- جنبشهای ضدجنگ در ایالات متحده، ریشهای عمیق در تاریخ معاصر این کشور دارد که از اعتراضات گسترده علیه جنگ ویتنام در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ آغاز شد و سپس در جریان جنگ عراق ۲۰۰۳ به اوج رسید. این جنبشها همواره با ترکیب عوامل داخلی مانند هزینههای اقتصادی، تلفات انسانی و شکافهای حزبی، و عوامل خارجی مانند درگیریهای نظامی، شکل گرفتهاند.
در چارچوب جنگ فعلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که با حملات هوایی گسترده آغاز شد، اعتراضات ضدجنگ به سرعت به یکی از بزرگترین جنبشهای مردمی دهه اخیر تبدیل شده است. وضعیت موجود نشاندهنده تداوم و گسترش این اعتراضات است؛ جنبش «شاه نمیخواهیم» (No Kings) در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ با حضور بیش از ۸ میلیون نفر در بیش از ۳۲۰۰ تجمع در تمام ۵۰ ایالت، بزرگترین اعتراض یک روزه تاریخ آمریکا لقب گرفت و تمرکز اصلی آن بر مخالفت با جنگ ایران، سیاستهای مهاجرتی ترامپ و هزینههای فزاینده زندگی بود.
این در حالی است که گزارشهای متعددی از تداوم فعالیتهای محلی جنبش، از جمله برنامهریزی برای رویدادهای ماه مه توسط گروههایی مانند مارچ زنان و ائتلافهای ضدجنگ، حکایت دارد. این اعتراضات از شهرهای بزرگ مانند نیویورک، لسآنجلس، واشنگتن دیسی و شیکاگو فراتر رفته و به شهرهای کوچکتر نیز نفوذ کرده است. تکامل این جنبش با متغیر جنگ ایران، از اعتراضات اولیه فوریه و مارس (در بیش از ۵۰ شهر علیه حملات هوایی) به جنبشی فراگیرتر تبدیل شده که اکنون با مسائل اقتصادی مانند افزایش قیمت بنزین و بدهی ملی گره خورده است.
اما اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران حیاتی است. ادامه اعتراضات میتواند حمایت عمومی از جنگ را تضعیف کند، فشار بر کنگره برای محدود کردن بودجه نظامی را افزایش دهد و سیگنالهایی از تردید واشنگتن به متحدان ارسال نماید. چرا که کاهش شدت عملیات نظامی یا مذاکرات احتمالی میتواند فضای تنفسی برای صادرات نفت و دور زدن تحریمها ایجاد کند، در حالی که تشدید جنگ، فشارهای ثانویه را افزایش میدهد. اما چگونه جنبشهای داخلی با متغیر جنگ ایران شکل میگیرد و بر انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ تأثیر میگذارد؟ این جنبش نه تنها آینده سیاست خارجی واشنگتن را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند بر روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران، از جمله جریان انرژی و تحریمها، سایه افکند.
از منظر اقتصادی، اعتراضات ضدجنگ در شهرهای آمریکا با متغیر جنگ ایران، روندی ایجاد کرده که مستقیماً بر تخصیص بودجه فدرال، تورم جهانی و فرصتهای تجاری ایران تأثیرگذار است. نخست، اعتراضات «شاه نمیخواهیم» با تمرکز بر هزینههای جنگ (تخمین هفتگی بیش از ۱۰ میلیارد دلار) باعث شده معترضان در شهرهایی مانند لسآنجلس و شیکاگو، شعار «پول برای نیازهای مردم، نه جنگ با ایران» سر دهند. این مقاومت مردمی، فشار بر جمهوریخواهان برای شفافیت بودجه را افزایش داده و احتمال استفاده از فرآیند آشتی بودجهای را بالا برده است.
دوم آنکه افزایش قیمت بنزین ناشی از اختلال در تنگه هرمز آغاز شده، به نارضایتی اقتصادی در ایالتهای نوسانی (ایالتهایی که پیشبینی رای آنها به دموکراتها یا جمهوریخواهان مشکل است) مانند میشیگان و ویسکانسین منجر شده و در نهایت بر آرای مستقلین در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ اثر گذاشته است. نظرسنجیها نشان میدهد ۵۹ درصد دموکراتها و ۴۹ درصد مستقلها نگران هزینههای جنگ هستند که میتواند به کاهش حمایت از جمهوریخواهان بیانجامد. این امر، اگر به تأخیر بودجه نظامی منجر شود، فشار اقتصادی بر ایران را کاهش میدهد و فضای بیشتری برای تجارت خارجی ایجاد میکند.
سوم آنکه اعتراضات باعث شده هزینه فرصت جنگ (معادل دو سال جنگ عراق) برجسته شود و دموکراتها استدلال کنند که این منابع میتوانست صرف زیرساخت یا مراقبتهای بهداشتی گردد. تحلیل مؤسسه مسئولیت بودجه فدرال نشان میدهد این فشار میتواند بدهی ملی (نزدیک به ۳۹ تریلیون دلار) را تشدید کند. چرا که تمرکز بر هزینههای تورمی جهانی است که مستقیماً روابط تجاری ایران با شرکای آسیایی و اروپایی را تحت تأثیر قرار میدهد.
بیشتر بخوانید:پیش بینی حاج قاسم سلیمانی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
از منظر سیاسی نیز اعتراضات ضدجنگ با متغیر جنگ ایران، پویایی علت و معلولی عمیقی در نهادهای آمریکایی ایجاد کرده که فراتر از مسائل بودجهای، به مشروعیت جنگ و شکافهای حزبی مربوط میشود. ابتدا، جنبش «نو کینگز» با حضور گسترده در شهرهای کوچک و بزرگ، تقسیمبندی درون دموکراتها و مستقلین را آشکار کرده است؛ اکثریت پیشرو مانند نمایندگان چپگرا مخالف هرگونه بودجه اضافی هستند، در حالی که برخی میانهروها با نگرانی از تأثیر بر انتخابات میاندورهای، فشار بر ترامپ را افزایش میدهند. این شکاف، تصویب بودجه را در سنا دشوار کرده است.
دوم اینکه عدم مجوز اولیه کنگره برای جنگ، به بسیج افکار عمومی امریکاییها منجر شده و در نهایت به فرسایش حمایت انتخاباتی جمهوریخواهان تبدیل شده است. نظرسنجیهای اخیر حاکی از آن است که جنگ، خطر از دست دادن ۱۲ تا ۲۰ کرسی مجلس نمایندگان را برای جمهوریخواهان افزایش داده است. این پویایی، دموکراتها را قادر ساخته تا با رأیگیریهای مکرر، هزینه سیاسی برای رقبا ایجاد کنند.
سوم، تأثیر این جنبش بر دیپلماسی مشهود است. اگر جنبش تداوم یابد، میتواند به مذاکرات یا کاهش فشارها منجر شود که برای اقتصاد خارجی ایران فرصتساز است. این در حالی است که این جنبش بر قابلیت عملیاتی نیروهای آمریکایی نیز تأثیر گذاشته است. اعتراضات در واشنگتن و نیویورک، تردید در استراتژی «جنگ بدون پا روی زمین» را افزایش داده و ممکن است به کاهش عملیات هوایی منجر شود. همچنین اعتراضات، سیگنال ضعف به متحدان عربی و اسرائیل ارسال کرده و ایران را به سمت تنشزدایی سوق میدهد.
اما در واکنش به این اعتراضات در امریکا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در شبکههای اجتماعی جنگ را «ضروری برای امنیت» خوانده و اعتراضات را «اقلیت افراطی» دانسته است. چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، اعلام کرد: «اعتراضات مردمی نشاندهنده مخالفت گسترده با جنگ بیپروای ایران است.» پرامیلا جایاپال، نماینده دموکرات، گفت: «هزینههای جنگ، مردم را به خیابانها کشانده و باید بودجه را محدود کنیم.» از سوی اروپاییها، مقامات فرانسه و آلمان نیز بر لزوم دیپلماسی تأکید کردهاند.
در مجموع، اعتراضات ضدجنگ در شهرهای آمریکا با متغیر جنگ ایران، اثرات چندبعدی بر سیاست خارجی ایالات متحده و اقتصاد ایران داشته است. جنبش «شاه نمیخواهیم» و اعتراضات محلی از نارضایتی اقتصادی و انسانی آغاز شده، به شکاف حزبی و فشار انتخاباتی منجر گردیده و در نهایت ظرفیت نظامی آمریکا را محدود کرده است.