اقتصاد۲۴- در روزهایی که اخبار منطقه بر مدار تنشهای نظامی و معادلات دیپلماتیک میچرخد، لایههای زیرین اقتصاد ایران با جریانی از فرسایش روبهرو شده است که مستقیماً «رفاه خرد» خانوادهها را هدف قرار میدهد. اگرچه ویترین داروخانهها و قفسه فروشگاهها هنوز نشانی از قحطی ندارند، اما واقعیت این است که بازار محصولات سلولزی (پوشک و نوار بهداشتی) وارد یک دوره «بیثباتی فعال» شده است. این وضعیت ناشی از اختلالی است که در زنجیرهای از واحدهای پتروشیمی و بنادر درگیر در تنش شروع شده و به فاکتورهای خرید نجومی در دستان شهروندان ختم میشود.
بحران فعلی دیگر محدود به یک کالا نیست. ما با یک بحران عرضی در سه بخش حیاتی روبهرو هستیم. نخست، نوزادان؛ پوشک کودک خط مقدم این بحران است. کالایی که نرخ مصرف آن در سالهای نخست زندگی، بههیچوجه تابع نوسانات درآمدی خانواده نیست. والدین ناچارند تحت هر شرایطی این کالا را تأمین کنند، حتی اگر به قیمت حذف پروتئین از سفرهشان باشد.
دوم، بانوان؛ محصولات بهداشتی بانوان (نوار بهداشتی) که طی سالهای اخیر با تغییرات مداوم در ابعاد، کیفیت و البته قیمت روبهرو بودهاند. این کالا مستقیماً با «امنیت سلامت» نیمی از جمعیت کشور گره خورده است.
سوم هم سالمندان و بیماران؛ پوشک بزرگسال، غریبترین بخش این بازار است. افزایش جمعیت سالمند ایران و نیاز مبرم بیماران به این کالا، آن را به یک نیاز استراتژیک تبدیل کرده که کمبود یا گرانی آن، مستقیماً «کرامت انسانی» فرد را نشانه میرود.
گره خوردن این سه ضلع به یک منبع تأمین واحد (خمیر سلولزی و مشتقات پتروشیمی)، باعث شده تا کوچکترین شوک ارزی، کل این مثلث را تحت تأثیر قرار دهد.
تنشهای نظامی هفتههای اخیر در منطقه، فراتر از جنبههای سیاسی، شریانهای تجاری ایران را تحت فشار قرار داده است. در حالی که پیشتر مشکل اصلی «تخصیص ارز» بود، اکنون دو متغیر جدید وارد معادله شده است.
افزایش هزینه بیمههای کشتیرانی و امتناع برخی خطوط حملونقل از ورود به مناطق پرخطر و از سوی دیگر محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا باعث شده تا محمولههای خمیر سلولزی وارداتی یا به بنادر کشور نرسند یا با تأخیرهای چند هفتهای و هزینههای ترانزیتی دوبرابری به بنادر برسند.
افزون بر این، نوسانات جهانی قیمت نفت ناشی از احتمال درگیری دوباره، قیمت پایه مواد اولیه را صعودی کرده است. تولیدکننده داخلی اکنون باید ماده اولیهای را بخرد که قیمت آن نه با دلار رسمی، بلکه با دلار انتظاری و نرخهای جهانی نفت جابهجا میشود.
گزارشهای میدانی حاکی از رشد قیمتی بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصدی در اقلام سلولزی طی چند ماه اخیر است. اما آنچه امروز در بازار دیده میشود، فراتر از برچسب قیمت است. پدیده کوچکسازی محصول به شدت نگرانکننده شده است. تولیدکنندگان برای بقا در فضای قیمتگذاری دستوری، ناچار به کاهش تعداد پدها در هر بسته، نازک کردن لایههای جاذب و استفاده از چسبهای با کیفیت پایینتر شدهاند. مصرفکننده عملاً برای محصولی ضعیفتر، هزینهای دوبرابری پرداخت میکند؛ وضعیتی که فشار مضاعفی بر دهکهای پایین جامعه وارد آورده و آنها را به سمت محصولات غیربهداشتی و زیرپلهای سوق میدهد.
جامعه ایران در شرایط حساس کنونی و زیر سایه احتمال برگشت جنگ، به سرعت وارد فاز «ذخیرهسازی خانگی» شده است. هراس از مسدود شدن مسیرهای وارداتی و نایاب شدن اقلام بهداشتی، باعث شده تا تقاضای کاذبی در بازار شکل بگیرد. وقتی یک شهروند به جای یک بسته، پنج بسته نوار بهداشتی یا پوشک خریداری میکند، موجودی انبار خردهفروشی که برای نیاز یک ماه پیشبینی شده، ظرف چند ساعت تخلیه میشود. این قحطی خودساخته در کنار احتکار احتمالی برخی توزیعکنندگان، تعادل بازار را در آستانه انفجار قرار داده است.
بیشتر بخوانید: افزایش سرسامآور قیمت پوشک طی یک ماه/ دولت راهکار کالابرگ را اجرا کرد
در شرایطی که منابع ارزی کشور به دلیل شرایط خاص منطقه سهمیهبندی سختگیرانهتری را تجربه میکند، کالاهای سلولزی در صف انتظار پس از دارو و کالاهای اساسی قرار گرفتهاند. گزارشها حاکی از دپوی طولانیمدت مواد اولیه در بنادر جنوبی است. فرآیند تأیید منشأ ارز که در گذشته ۳۰ روز زمان میبرد، اکنون در پیچوخمهای جدید نظارتی طولانیتر شده است. تولیدکننده ایرانی در چنین شرایطی با عدم قطعیت کامل روبروست؛ او نمیداند ماده اولیهای که امروز مصرف میکند، با چه قیمتی و در چه زمانی جایگزین خواهد شد.
اصرار نهادهای نظارتی بر تثبیت قیمتها در حالی که تمامی نهادههای تولید (از دستمزد تا انرژی و مواد اولیه پتروشیمی) رشد جهشی داشتهاند، خروجی جز توقف تولید یا توزیع قطرهچکانی ندارد. شکاف میان قیمت واقعی و قیمت مصوب، بستر را برای رشد بازار سیاه فراهم کرده است. در حالی که قفسه برخی فروشگاههای بزرگ خالی به نظر میرسد، پلتفرمهای آنلاین، کالاها را با قیمتهای آزاد و بسیار بالاتر به وفور عرضه میکنند؛ این یعنی یارانه دولتی به جای سفره مردم، به جیب دلالان سرازیر میشود.
اگر در هفتههای پیشرو تدبیری برای ایجاد یک کریدور سبز ارزی جهت اقلام سلولزی اندیشیده نشود، سلامت عمومی جامعه با مخاطرهای جدی روبهرو خواهد شد. جایگزینی اقلام بهداشتی استاندارد با پارچهها و مواد غیربهداشتی در طبقات فرودست، موجی از بیماریهای عفونی و پوستی را به همراه خواهد داشت که هزینههای درمانی آن به مراتب بیش از بودجه مورد نیاز برای واردات مواد اولیه خواهد بود.
بازار محصولات بهداشتی ایران امروز بر لبه تیغ حرکت میکند. امنیت بهداشتی نباید وجهالمصالحه تنشهای سیاسی یا بوروکراسیهای ارزی شود. مادرانی که در میانه اخبار جنگ، نگران تأمین اولین نیاز نوزادشان هستند یا زنانی که بهداشت اولیه خود را در خطر میبینند، بزرگترین بازندگان این فرآیند فرسایشیاند. کمک به تامین مواد اولیه و خروج از وضعیت حساس فعلی نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه یک وظیفه حاکمیتی برای حفظ آرامش روانی جامعه است. قفسهها نباید به نمادی از فاصله طبقاتی تبدیل شوند؛ چرا که بهداشت، حق است، نه یک امتیاز برای طبقات خاص.