تاریخ انتشار: ۱۵:۳۸ - ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵

پشت پرده استقبال بی‌سابقه چین از ترامپ / آیا روسای‌جمهوری چین و آمریکا برای عبور نرم از تنش‌ها خیز برداشته‌اند؟

دیدار رهبران چین و آمریکا در شرایطی انجام شد که به باور گروهی از ناظران که بیش از همه بر تنش میان دو بازیگر تاکید داشتند، دیدار انجام شده تاریخی و در نوع خود پردستاورد بود. از منظر این گروه فارغ از اختلاف‌هایی که هنوز برجای مانده، اما ظاهرا شی و ترامپ توانستند درباره برخی از موضوعاتی به توافق برسند.

اقتصاد۲۴-  پایان نشست دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده و شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری چین نقطه اوجی را در یکی از پرتنش‌ترین دوره‌ها در روابط دو کشور را رقم زد. پس از یک سال تصاعد بحران و کنش متقابل – از جمله اعمال تعرفه‌های فراگیر از سوی آمریکا و کنترل‌های صادراتی چین بر عناصر خاکی کمیاب – هر دو طرف پس از این دیدار تلاش کردند این نشست را موفقیت‌آمیز قلمداد کرده و گامی در مسیر «ثبات‌بخشی به روابط» لحاظ کنند. اما با وجود این، اختلافات بنیادین میان پکن و واشنگتن همچنان پابرجاست و آینده رقابت میان دو قدرت بزرگ جهان در وضعیتی نامطمئن قرار دارد.

عبور نرم واشنگتن و پکن از تنش‌ها

برای درک پیامدهای نخستین سفر نخسیتن رئیس‌جمهور آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه اخیر، دان کورتز-فیلن، سردبیر نشریه فارن افرز، با اورویل شل، از برجسته‌ترین چین‌شناسان آمریکایی و معاون ارشد مرکز روابط آمریکا–چین در Asia Society گفت‌وگو کرده است. شل خود برای پوشش این نشست به پکن سفر داشت و در طول سال‌ها فعالیت حرفه‌ای به‌عنوان روزنامه‌نگار و تحلیلگر چین شناخته شده و با حضور در نشست‌های پیشین روسای‌جمهور، شناختی هم‌زمان جزئی‌نگر و تاریخی از روابط دو کشور به دست آورده است.

این گفت‌وگو در صبح ۱۵ می، تنها چند ساعت پس از ترک پکن توسط ترامپ انجام شده و نسخه کامل آن در قالب پادکست منتشر شده است.

شل در پاسخ به این پرسش که دینامیک رابطه ترامپ و شی در قیاس با سفر ۲۰۱۷ چه تغییری کرده توضیح داد که ترامپ همواره تاکید داشته رابطه‌ای شخصی و قدیمی با شی دارد و خود را نزدیک ترین رئیس‌جمهور آمریکا با رهبر چین می‌داند. او در دیدار اخیر نیز به‌طور مکرر بر همین «دوستی قدیمی» تاکید کرد و با لحنی بسیار مثبت از شی تمجید کرده؛ رویکردی که از نگاه پکن، به‌ویژه برای رهبر چین، خوشایند بود.

شل یادآور شد که دولت چین همواره بر مفهوم «احترام و تفاهم متقابل» تاکید دارد، اما در دوره‌های گذشته به‌دلیل اختلافات ساختاری – از جمله مسائل حقوق بشری و سرقت مالکیت فکری – این سطح از احترام از سوی واشنگتن کمتر به رسمیت شناخته شد. با این حال، در این دیدار، رفتار ترامپ نسبت به شی بسیار مثبت و در عین حال کاملا معامله‌محور و تا حدی تصنعی بود، اما در عمل اثر خود را گذاشت.

فرصت‌سازی به سبک «شی»

این تحلیلگر در ادامه درباره نحوه استقبال چین از ترامپ معتقد است که مقامات چینی این بار با دقت بیشتری فضای سیاسی واشنگتن را رصد کرده و نوعی «ابهام در رویکرد ترامپ» را به‌عنوان فرصتی برای مدیریت روابط در نظر گرفته‌اند. به گفته او، ترامپ شخصیتی دوگانه دارد: از یک سو به گرایش‌های رادیکال در سیاست چین تکیه کرده و از سوی دیگر معتقد است رهبران بزرگ می‌توانند مستقیما و با اهرم معامله به توافق برسند.

این ویژگی باعث شده ترامپ برای پکن هم پیچیده و هم قابل فرصت ساز باشد.شل همچنین براین باور است که شباهت مهمی میان دو رهبر وجود دارد: هر دو به‌طور آشکار به دریافت احترام، تحسین و حتی نوعی ستایش متقابل حساس هستند و همین نیاز مشترک به «به‌رسمیت‌شناخته‌شدن» باعث شده تعامل میان آن‌ها تا حدی روان‌تر و امیدها برای یک نقطه عطف در روابط دو کشور شکل بگیرد.

در نهایت، درباره چارچوب جدیدی که شی برای روابط دوجانبه تحت عنوان «ثبات راهبردی سازنده» مطرح کرده، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این چارچوب صرفا بازتولید ادبیاتی تکراری با واژگانی تازه است یا نشانه‌ای از تغییر واقعی در رویکرد دو طرف.

شل در پاسخ گفت: خب، فکر می‌کنم این همان رویکرد آرمانی است. آمریکا تا امروز نتوانسته منافع مشترک را به‌کار بگیرد و از همین رو در موضوع صلح و بازار جهانی، تغییرات اقلیمی یا همه‌گیری‌ها در حد انتظار عمل نکرده است.

برای مثال، پیش از آغاز نشست، شی درباره تایوان اظهارنظر کرد؛ موضوعی که البته همیشه عامل برهم‌زننده اصلی مذاکرات آمریکا و چین است. به باور شل این موضوع برای چین از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به درگیری منجر شود. اما پس از موضع گیری «شی« در این باره ظاهرا رهبران دو کشور به این موضوع بازنگشتند. بنابراین باز هم یافتن راهی برای حل مشکل تایوان را به تعویق انداختند.

توافق‌های کم‌رنگ در سایه اختلاف‌ها

شل در ادامه این مصاحبه خاطرنشان کرد: حدود ۲۵ میلیارد دلار در قالب دو بسته تسلیحاتی از طریق کنگره برای فروش سلاح به تایوان در جریان است. باید با دقت بسیار زیادی این موضوع را لحاظ کنیم که اکنون چه بر سر بسته‌ها خواهد آمد. این احتمال وجود دارد که زنجیره تامین ما آن‌قدر به‌هم‌ریخته که به‌زودی نتوانیم تجهیزات نظامی را به تایوان برسانیم، حتی اگر هزینه بسته اول پرداخت شده باشد.

شاید ترامپ به‌صورت غیررسمی به شی گفته باشد: «ببین، می‌توانی روی این حساب کنی که ما این روند را کند پیش ببریم. شاید من مجبور باشم بسته اول را ارسال کنم، اما شتاب‌زده عمل نمی‌کنم. بسته دوم را هم، بگذار با هم صحبت کنیم و ببینیم چگونه می‌توانیم تنظیم کنیم».

این احتمال بالا است که گزاره‌هایی مطرح باشد که هنوز «بدهی» محسوب شوند و ترامپ باید بدان‌ها بپردازد تا بتواند به یک توافق درباره سویا دست یابد. قرار است چین میلیاردها دلار سویا و ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ خریداری کند و یک «هیئت تجاری» هم تشکیل دهد. بسیاری از موضوعات در روزهای آینده شکل دقیق‌تری به خود خواهند گرفت.

اما مسائل زیادی همچنان باقی است؛ از جمله تایوان و اختلافات اقتصادی بر سر تراز تجاری که برایشان پاسخی وجود ندارد. از همین رو فکر می‌کنم بسیار دشوار خواهد بود که آن‌ها بتوانند یک تحول اساسی در رویکرد خود ایجاد کنند، در حالی که این مسائل بی‌پاسخ مانده‌اند و هر از گاهی مطرح شده و کار را پیچیده می‌کنند.

شل همچنین تاکید کرد: اظهارات ترامپ درباره تایوان، برایم جالب بود. به نظر می‌رسید او مفهوم «ابهام راهبردی» را درک کرده؛ همان بیان محتاطانه سیاست آمریکا درباره این جزیره. این چیزی است که بایدن در باره آن دچار مشکل بود؛ او نسبت به تعهد آمریکا برای دفاع از تایوان در صورت حمله چین، صریح و غیرمبهم سخن می‌گفت. در مقابل، ترامپ به نظر می‌رسید این نکته را درست درک کرده باشد.

قایق را تکان نده!

شل در ادامه گفت‌وگوی خود با فارن افرز یادآور شد: در این سفر، ترامپ به متن از پیش تعیین‌شده پایبند ماند و وارد مسیرهای معمول پراکنده‌گویی نشد. البته کمی هم حاشیه‌پردازی داشت، اما در ضیافت شام و استقبال در تالار بزرگ خلق حتی سخنرانی‌اش را هم از روی متن خواند و چیزهایی گفت که به‌طور معمول خودش به ذهنش نمی‌رسید؛ مراد دوام رابطه آمریکا و چین و سابقه تاریخی دوستی میان دو کشور.

از منظر شل دولت نمی‌خواهد وارد درگیری بزرگ در کنگره و در داخل آمریکا شود، بنابراین حداقل در کوتاه‌مدت و به‌صورت آشکار، به خواسته شی تن نخواهد داد؛ اما چه کسی می‌داند در پشت درهای بسته چه می‌گذرد؟

به نظر می‌رسید نوعی تلاش هماهنگ و همه‌جانبه، چه در سطح عمومی و چه در سطح خصوصی، برای این وجود داشت که پیام به ترامپ برسد که «قایق را تکان نده». جالب بود که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، نقش اصلی را در برنامه‌ریزی این سفر بر عهده داشت. به باور شل تغییر بزرگی در بازتعادل روابط اقتصادی یا چیزهایی از این دست دیده نمی‌شد، اما مراسم و تبلیغات زیادی حول خرید سویا، محصولات کشاورزی و هواپیماهای بوئینگ وجود داشت. این فضا تقریبا یادآور ادبیات بسیار قدیمی درباره بازار چین و ظرفیت تجارت با این کشور بود؛ چه در دهه ۱۹۴۰ پیش از انقلاب و چه در دهه ۱۹۹۰. این یک بازگشت قابل توجه به ادبیات گذشته بود.

شل در ادامه گفت: ترامپ مجموعه‌ای از مدیران شرکت‌های فناوری و برخی شرکت‌های مالی را نیز همراه خود آورده بود. این‌ها «تیم ضربتی»اش بودند و البته جنسن هوانگ از انویدیا در لحظه آخر به‌طور اضطراری فراخوانده شد و با جت شخصی‌اش به آلاسکا رفت و سپس سوار هواپیمای ریاست‌جمهوری شد، زیرا ترامپ می‌خواست تا حد امکان وزن دنیای فناوری را با خود همراه کند.

پاشنه آشیل آمریکا و چین

چینی‌ها کنش هیات آمریکایی را تحسین کردند. بنابراین ترامپ احساس کرد که با حمایت دنیای کسب‌وکار – یا حداقل با همراهی آن‌ها – راهی سفر شده، نه به‌عنوان یک فرد منزوی. او کسی بود که یک تیم پشت سرش داشت.

گزارش‌های زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه شی در حال حاضر اعتمادبه‌نفس زیادی نسبت به موقعیت چین و همچنین موقعیت شخصی خود دارد. او احتمالاً سال آینده وارد دوره چهارم ریاست خود خواهد شد. آیا فکر می‌کنید بیش از حد به خود مطمئن است؟ این تحلیلگر مسایل چین در پاسخ گفت: به نظر من ما اکنون در جهانی هستیم که گروهی از رهبران – از جمله ترامپ، ولادیمیر پوتین، شی، کیم جونگ اون – همگی تمایل به نوعی جاه‌طلبی برای بازگرداندن کشورشان به «عظمت» دارند. و در مورد روسیه و چین، این نوع جاه طلبی با تلاش برای احیای عظمت امپراتوری های گذشته گره خورده؛ خواه از نظر گسترش مرزهای تاریخی روسیه و چین، شامل تبت، منچوری، مغولستان، هنگ‌کنگ، تایوان و دریای چین جنوبی، و یا از نظر احیای نوعی غرور جریحه‌دار شده.

چنین متغیری انگیزه بسیار قدرتمند ایجاد کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که چین دقیقاً به دنبال چیست؟ آیا آن‌ها به دنبال هژمونی جهانی هستند؟ آیا می‌توانند دوباره با ایالات متحده همکاری کنند؟ با اتحادیه اروپا و اروپا چه خواهند کرد؟ به بیان دیگر، نسخه آن‌ها از نظم نوین جهانی چیست؟

شل در پاسخ به همه این پرسش ها گفت: باید شاهد امتیازدهی واقعی از جانب هر دو طرف باشیم. فکر نمی‌کنم این در دستور کار باشد. فکر نمی‌کنم شی آماده امتیازدهی‌های بزرگ باشد. او چنین امتیازهایی را نشانه ضعف می‌داند. باید نوعی پایان برای ادعاهای گسترده در دریای چین جنوبی داشته باشیم.

دو ابرقدرت در خفا مسلح می‌شوند

شل در ادامه خاطر نشان کرد: به یاد حرف مائو تسه‌تونگ درباره تایوان افتادم که به مقامات آمریکایی گفته بود: «اشکالی ندارد اگر صد سال هم نتوانیم این مشکل را حل کنیم.» یعنی نمی‌خواست تایوان مانع همکاری‌ دو کشور در حوزه‌های دیگر شود. سپس دنگ شیائوپینگ وقتی در سال ۱۹۷۹ به ژاپن رفت، در مسیر سفر به واشنگتن، درباره تایوان از او پرسیده شد و او گفت: «بیایید این را برای نسل‌های عاقل‌تر به میراث بگذاریم».

این فرمول بسیار خوب است، اما فکر نمی‌کنم شی بتواند به چنین فرمولی بازگردد، چون آن را نشانه ضعف می‌داند، با توجه به اینکه با چنین شدت و قاطعیتی گفته شده تایوان متعلق به ماست. با این حال شی شاید ما را شگفت‌زده کند، اما به نظر نمی‌رسد آن «ژن» را داشته باشد که اجازه بدهد کمی امتیاز بدهد تا در مقابل امتیاز بگیرد؛ چیزی که جوهره دیپلماسی است. ترامپ هم استاد این کار نیست. بایدن شاید می‌توانست چنین کاری انجام دهد، اما زمانی که چین در حال اوج‌گیری بود و هر روز ثروتمندتر و قدرتمندتر و تاثیرگذارتر می‌شد، چین آمادگی چنین معامله‌ای را نداشت.

جالب است که اکنون به چین با ایده «قواعد مدیریت رقابت» کنار آمده؛ یعنی پذیرفته که رقابت وجود دارد، اما باید آن را در چارچوب‌هایی مهار کرد. زمانی بود که تحلیلگران چینی می‌گفتند چنین چارچوب‌هایی به نفع آمریکا است چون به آن اجازه تهاجم بیشتر می‌دهد. این تغییر رویکرد، یک تحول مثبت است.

به باور شل پیشتر رهبران دو کشور از واژه «رقابت» متنفر بودند، اما حالا آن را راحت‌تر می‌پذیرند. اما چیزی که تغییر نکرده، سیاست صنعتی آن‌هاست و این درک – که از خود ما هم یاد گرفته‌اند – که همه باید زنجیره‌های تامین را به سلاح تبدیل کرده و نقاط گلوگاهی پیدا کنند.

استراتژی چین این است: تا حد ممکن در برابر گلوگاه‌های اروپا، آمریکا، استرالیا، کانادا، ژاپن و غیره خودکفا شود، اما در عین حال وابستگی حداکثری در آن کشورها ایجاد کند، چون این یک اهرم قدرت است.

این یکی از دلایلی است که چینی‌ها از ورود کارآفرینان آمریکایی استقبال کردند؛ کسانی که مشتاق بازگشت به این کشور هستند. اگر این اتفاق بیفتد، چین اهرم بسیار بزرگی به دست می‌آورد.

شل در ادامه مصاحبه با فارن افرز یادآور شد: آنچه چین را در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و حتی اوایل ۲۰۰۰ جذاب می‌کرد، این بود که هم از نظر فناوری و کسب‌وکار پویا بود و هم از نظر فرهنگی و فکری زنده. نشر، موسیقی، هنر، فلسفه، دانشگاه و اندیشکده‌ها آن هم به شکلی مستقل. آنجا بود که انسان‌گرایی فرصت ظهور داشت.

اما در چارچوب تفکر مارکسیستی-لنینیستی، چینی‌ها انسان‌گرایی را «آلودگی روحی» نامیدند، زیرا یک ارزش جهانی است، و چین هنوز هم نمی‌پذیرد که ارزش‌های جهانی مانند حقوق بشر وجود دارد.

بعد انسانی دققیا همان چیزی است که شی از دست داده  و این یک تراژدی است، چون چین سنت بسیار غنی در تفکر انسانی دارد؛ چه در دین، چه فلسفه، چه هنر و موسیقی. اما این بعد از مفهوم «عظمت چین» جدا شده است. ار همین رو تا حدی می‌توان گفت همین وضعیت در آمریکا تحت رهبری ترامپ هم دیده می‌شود؛ دو رهبر کاملا معامله‌محور که بیشتر به تجارت، پول، معامله و آرام‌کردن فضا برای ادامه معاملات اهمیت می‌دهند، نه به چیزهای دیگر.

منبع: تجارت نیوز
ارسال نظر