تاریخ انتشار: ۱۴:۳۱ - ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵

هشدار تریتا پارسی درباره احتمال از سرگیری جنگ آمریکا و ایران

تریتا پارسی می‌گوید: ازسرگیری جنگ، در نگاه برخی ناظران، در واقع اعترافی به شکست راهبرد تشدید فشار‌های قبلی واشنگتن محسوب می‌شود؛ راهبردی که از آن با عنوان «محاصره محاصره» یاد شده است.

اقتصاد۲۴- تریتا پارسی مدیر اندیشکده کوئینستی در یادداشتی مطرح کرد:

خاورمیانه بار دیگر در آستانه یک بحران تازه قرار گرفته است؛ چرا که نشانه‌هایی دیده می‌شود مبنی بر اینکه دونالد ترامپ ممکن است به دنبال ازسرگیری جنگ با ایران باشد. گزارش‌های رسانه‌ای می‌گویند او قصد دارد روز سه‌شنبه با مشاوران نظامی خود جلسه‌ای برگزار کند، هرچند برخی منابع معتقدند هم این نشست و هم تصمیم‌گیری نهایی ممکن است زودتر از آن انجام شود. در همین حال، ترامپ طی ساعت‌های گذشته در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مجموعه‌ای از پیام‌های تهدیدآمیز منتشر کرده است.

برخی تحلیلگران معتقدند بخشی از این اقدامات ممکن است نوعی فشار نمایشی برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی باشد. با این حال منابعی در پایتخت ایران گفته‌اند که انتظار دارند ایالات متحده جنگی قریب الوقوع را علیه ایران از سر بگیرد.

ازسرگیری جنگ، در نگاه برخی ناظران، در واقع اعترافی به شکست راهبرد تشدید فشار‌های قبلی واشنگتن محسوب می‌شود؛ راهبردی که از آن با عنوان «محاصره محاصره» یاد شده است. به باور این تحلیل‌ها، همین مسئله خود نشان‌دهنده ناکامی سیاست جنگی پیشین و حتی شکست تهدید‌های جنگی مطرح‌شده در ماه ژانویه بوده است.

در سال‌های گذشته نیز تلاش مداوم برای یافتن یک «گلوله نقره‌ای» یا راه‌حل قاطع برای به زانو درآوردن ایران، یکی از ویژگی‌های ثابت سیاست آمریکا در قبال تهران بوده است؛ رویکردی که تنها به دولت ترامپ محدود نمی‌شود و در چند دهه گذشته در سیاست‌گذاری واشنگتن دیده شده است.

اگرچه مذاکرات میان طرف‌ها در برخی حوزه‌ها پیشرفت‌هایی داشته، اما تاکنون به توافق نهایی منجر نشده است. یکی از اصلی‌ترین موانع، اختلافات حل‌نشده بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است. همزمان، در شرایطی که واشنگتن متوجه شده سیاست محاصره ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، پویایی خطرناکی شکل گرفته است: هر دو طرف تصور می‌کنند یک دور دیگر از درگیری می‌تواند موقعیت آنها را در مذاکرات آینده تقویت کند.

برخی تحلیل‌ها نیز می‌گویند ترامپ در گذشته قدرت ایران را به‌طور قابل توجهی دست‌کم گرفته بود. در مقابل، جریان‌های تندرو در تهران بر این باور بودند که وقوع جنگ می‌تواند این تصور از «ضعف ایران» را از بین ببرد و در نتیجه اهرم فشار تهران را افزایش دهد.

به گفته برخی منابع، نتیجه درگیری قبلی باعث شده این گروه‌ها بیش از گذشته به این ارزیابی خود اطمینان پیدا کنند و حتی نسبت به دستاورد‌های احتمالی یک دور دوم جنگ جسورتر شوند. همچنین گفته می‌شود رهبر جدید ایران نیز به این دیدگاه نزدیک است.

در چنین شرایطی، برنامه‌ریزان ایرانی خود را برای یک کارزار تلافی‌جویانه گسترده‌تر در صورت آغاز جنگ آماده می‌کنند؛ کارزاری که اهداف و مقاصد راهبردی جدیدی را نیز شامل می‌شود.

در این چارچوب، مقام‌های ایرانی به‌طور فزاینده‌ای از احتمال هدف قرار دادن امارات متحده عربی سخن می‌گویند. از نگاه آنها، ابوظبی در درگیری قبلی نقش فعالی داشته، روابط خود با اسرائیل را بیش از پیش گسترش داده و از جمله کشور‌هایی بوده که ترامپ را به ازسرگیری درگیری‌ها تشویق کرده است.

در همین راستا، تهران ممکن است مراکز داده آمریکایی در امارات را هدف قرار دهد. مقام‌های ایرانی معتقدند برخی شرکت‌های فناوری آمریکایی به دلیل همکاری با پنتاگون عملاً به بخشی از این منازعه تبدیل شده‌اند. افزون بر این، چنین حملاتی می‌تواند تلاش‌های امارات برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی هوش مصنوعی را با مشکل روبه‌رو کند و حتی رقابت واشنگتن با چین در حوزه هوش مصنوعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.


بیشتر بخوانید:بقایی: نیرو‌های مسلح برای آمریکا سوپرایز خواهند داشت


از سوی دیگر، برخی در تهران بر این باورند که ترامپ و خانواده‌اش در برخی از همین پروژه‌های فناوری منافعی مالی دارند. هدف قرار دادن منافع اقتصادی شخصی ترامپ، اهرمی است که ایران در درگیری قبلی از آن استفاده نکرد، اما اکنون احتمال استفاده از آن بیشتر مطرح شده است. استدلال مطرح در این زمینه آن است که ترامپ شاید آسیب دیدن منافع راهبردی آمریکا را تحمل کند، اما نسبت به تهدید علیه منافع مالی شخصی خود بسیار حساس است و افزایش هزینه‌های شخصی برای او ممکن است به تغییر موضع در مذاکرات منجر شود.

سناریوی دیگر، کاهش سطح خویشتنداری تهران در قبال دیگر کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس است؛ به‌ویژه اگر شواهدی وجود داشته باشد که آنها اجازه استفاده از قلمرو یا حریم هوایی خود را برای عملیات آمریکا یا اسرائیل داده‌اند. چنین وضعیتی می‌تواند دامنه درگیری را به شکل گسترده‌ای افزایش دهد و در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی انرژی، پیامد‌های جدی برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.

علاوه بر این، دریای سرخ نیز ممکن است به یکی از عرصه‌های جدید درگیری تبدیل شود؛ موضوعی که می‌تواند دامنه جغرافیایی جنگ را به‌طور قابل توجهی گسترش دهد و فشار بیشتری بر قیمت‌های پرنوسان نفت وارد کند.

در سناریویی دیگر، تهران احتمال قطع شبکه‌های اصلی کابل‌های فیبر نوری زیردریایی در خلیج فارس را نیز بررسی می‌کند. این کابل‌ها مسیر اصلی بخش بزرگی از ترافیک اینترنت کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس و همچنین میلیارد‌ها دلار تراکنش مالی هستند. برخی مقام‌های ایرانی این شبکه‌ها را به‌عنوان «تنگه هرمز دوم» بالقوه توصیف می‌کنند؛ اهرمی جدید که می‌تواند در صورت اختلال، اقتصاد جهانی را در مقیاسی گسترده تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، بسیاری از ناظران تأکید می‌کنند که آغاز دوباره جنگ هنوز اجتناب‌ناپذیر نیست. اما زمانی که هر دو طرف به این باور برسند که یک دور دیگر از درگیری می‌تواند موقعیت آنها را در مذاکرات تقویت کند، کشش به سمت جنگ به شکل خطرناکی افزایش می‌یابد؛ حتی اگر این منطق در نهایت چندان عقلانی به نظر نرسد.

منبع: اقتصاد آنلاین
ارسال نظر